در سنت زرتشتیان و در نوشتههای تاریخ نویسان دیرین یونانی آمده است که "زرتشت" هنگام پا به جهان نهادن خندان بود .
بر فرض که این روایت ، افسانهای بیش نباشد اما آیا حکایت از این نمیکند که آیین ایرانی شادمان بودن و آزاد و خوش زیستن و از اندوه و ناخوشدلی برکنار ماندن است ؟
آیا تصادفی است که داریوش در سنگنبشتهی خود مینویسد :
«بغ بزرگ است "اهورا مزدا"
که این زمین آفرید ،
که آن آسمان آفرید ،
که مردم آفرید ،
که از برای مردم شادی آفرید .»
نه ! تصادف نیست . این پایه و مایهی اندیشهی نیاگان ماست . از همین روست که آنان به شمارهی روزهایی که ما اکنون سوگواری داریم جشن و سرور داشتند و همواره شعلههای تابناک آتش ورجاوید در برابر دیدگانشان فروزان بود .
دین زرتشت آیین شادمانیست ، از این رو پیروان زرتشت شاد بودن و خوش زیستن را برگزیده اند و از افسردگی و سوگواری دوری میکنند . در این آیین جشن و سرور ، یکی از راه نیایش و ستایش خداوند و نزدیک شدن به اوست و جشنهای بزرگ ایران همه دینی بوده .
که اگر سرزمین ما :
" ... که روزی روزگاری شب چراغ روزگاران بود
نشید همگانش آفرین را و نیایش را
سرود آتش و خورشید و باران بود .
اگر تیر و اگر دی ، هر کدام و کی
به فر ِسور و آذینها بهاران در بهاران بود . " *
امروز از این بهرهی اهورایی برخوردار نیست و آیینهی دل ما را زنگار اندوه و سوگواری فراگرفته است ، انگیزهی آن را نه تنها در زیربنای جامعه بلکه در میان بدآموزیهای میان خودی و بیگانه و فراموشی و بیپروایی ما نسبت به گنجینهی درخشان فرهنگ نیاگانمان باید جست .
*مهدی اخوان ثالث
(اوستا نامهی مینوی آشور زرتشت ، جلیل دوستخواه ، انتشارات مروارید)
1 . بامزهس نیست بعضی از کسایی که مهاجرت کردن از رفتار نژاد پرستانه مینالند ؟ به نظرم یادشون رفته تو ایران چه رفتاری با افغانی ها میکردن .
2 . "فاگین" یادتونه ؟
3 . ارتشیای شاهنشاهی چطوری بودن ؟ کراواتی با زنای بی حجاب . الان ارتشیا چه شکلین ؟ ریش دار با زنای یه چشمی ! جل الخالق مگه ارتشو از دربونش تا تیمسارش عوض کردن که این همه تغییر کرده ؟
4 . جوابشو به کامنتم تو وبلاگ یکی دیگه که به هیچ وجه به اون ربطی نداشت و هر چرندیم گفته بودم مربوط به من و نویسندهی وبلاگ میشد دیدم ، تا سر حد جنون عصبانی شدم . بعد تو یه وبلاگ دیگه دیدم باز برای کامنت یکی دیگه رفته رو منبر که آره اینی که این گفته اشتباهه و ... جالبه که هر دو بارم با این جوری شروع کرده بود : کامنت فلانی رو خوندم ایشون میفرمایند که ...
فهمیدم طفلک مرضش اینه و بیخود عصبانی بودم .
5 . خیلی سخته در مقابل وسوسهی پرسیدن سوالی که بهت ربطی نداره و میدونی فضولیه مقاومت کنی ! خدایا به من صبر عطا کن .
6 . لاغ بهتر با این قوم از سخن . اگر چه کسی که بزرگی او ملوم شد که عالمی دارد و ولایتی دارد . این چنین کس اگر چه لاغ کند ، آشنایان را از لاغ او هیبتی آید . اما چنان هیبت نیاید که ار سخن . لاشک در لاغ خشونت و هیبت کم باشد و خوشتر باشد .
(مقالات شمس)
7 . وای بر آنان که وقتی خردمندی به ماه اشاره میکند از نوک انگشت وی فراتر نمیروند !
نمیدونم کی گفته !
8 . "فریدون" پسر "آبتین" از جملهی پیشدادیان و تبار "تهمورث" پنجمین پادشاه زمینه . وی بر "ضحاک" شورید و وی را در دماوند به بند کشید . "فریدون" سه پسر داشت که سه دختر سَرو ، پادشاه یمن را به زنی گرفتند . وی سراسر جهان را که در حکمرانی خود داشت بین سه پسرش تقسیم کرد : روم و خاور را (در شاهنامه مراد مغرب زمین است) به "سلم" داد ، ترک و چین را به "تور" بخشید و ایران را به "ایرج" .
8 + 1 . پیرو بند 3 ، منافق شاخ و دم نداره !
8 + 2 . از همین تریبون به دنیا اومدنم تو این روز رو به شدت تکذیب میکنم ! تولد من 66 روز دیگهس !
جان ؟ تو شناسنامهم نوشته تولدم 30 شهریوره ؟ اشتباهی نوشته ، شناسنامهم رو برای شهریور گرفتن که به موقع برم مدرسه !
خدایش چه دل خجسته ای داشتنا ! همون اول فکر مدرسه رفتنم بودن . حالا نمیدونم یه سال زود و دیر شدن مدرسهی من چه فرقی برای بشریت داشت . اصلندشم من میخوام برم ازشون شکایت کنم که شناسنامهی جعلی گرفتن برام .
8 + 3 . مناجات امام علی رو خیلی دوست دارم . صرف نظر از اینکه نویسندهش کیه ، فکر نمیکنم کسی که به وجود یه خالق اعتقاد داشته باشه اگه بخوندش ازش لذت نبره .
8 + 4 . اینا چرا دعاها رو همراه با زوزه کشیدن میخونن ؟
بولوت اصولن موجود نفهمیست . بولوت نمیفهمد چرا مسافر نباید روزه بگیر وقتی در شهری که رفته یک قطره آب و یک لقمه نان پیدا نمیکند تا کوفت کند . پیدا هم کند هزار نفر نگاه میکنند و نچ نچ میکنند در باب گناه داشتنش افاضات میکنند . وقتی قرار است نخورد خب عین آدمیزاد روزهاش را بگیرد .
بولوت نمیفهمد وقتی یک خانوم نمیتواند روزه بگیر چرا وقتی میرود بیرون باید وقت کوفت کردن یک قطره آب مثل جانیها به اون نگاه کنند ؟ یعنی خانوم ها وقتی نمیتواند روزه بگیرید باید بست توی خانههایشان بشینند ؟
بولوت نمیفهمد چرا وقتی نباید روزه بگیری باید نقش روزهدار را بازی کنی ؟
بولوت میگوید باشد اینها چشمشان کور دندهشان نرم نقش بازی کنند ولی زن باردار هم بخواهد یک چیزی کوفت کند باز هم با نچ نچ ها و نگاههای جانیوار و نوید گناه مواجه میشود .
حالا همهی این ها هم بتوانند نقش بازی کنند بنده خدایی که زخم معده دارد و باید سه ساعت به سه ساعت یک چیزی کوفت کند چه خاکی بریزد سرش با این ملت فهیم ؟
آخه به شما چه که یکی دیگر روزه نمیگیره ؟ حالا دلیل داره یا نداره به شما چه ؟ جان ؟ نقش بازی کردن احترام به روزهداره ؟ نه خیرم نقش بازی کردن هیچم احترام به روزه دار نیست روزه دار برای کسی روزه نگرفته که انتظار احترام داشته باشه .
چی ؟ روزهدار میبینه دلش میخواد ؟ خب اون روزه گرفته که جلوی خواستهی دلش رو بگیره .
تو که ادعای روزه داری میکنی چرا هنوز نمیدونی روزهداری فقط نخوردن نیست به هزار چیز دیگه هم هست که بخواهیم حساب کنیم اغلب روزهداران روزهخواری کردن ؟ ول کنید جون مادرتون بقیه رو ، عرضه دارید واجب خودتون را انجام بدید روزهخوارها را فردا توی گور شما نخواهند گذاشت ، گذاشتنم نکیر و منکر کارشون را بلدن ، بلد نبودنم خدا دیگر اشتباهتون نخواهد گرفت .
باور بفرمایید ترازوی خدا با چیزی که برای شما تصویر کردن خیلی فرق میکنه یهو دیدین روزهخوار رفت بهشت شما سر از جهنم درآوردید .
من این بحث تظاهر به روزه خواری رو هم نمیفهمم ! یعنی چی که تظاهر ؟ خب بنده خدا روزه نیست وقتی روزه نیستی چهجوری میخوای روزهت رو بخوری ؟ بعدشم چرا تظاهر ؟ جدی جدی روزه نیست خب !
تظاهر به روزه داری خوبه ؟ جدی خوبه ؟ معلومه که خوبه نفاق و دورویی و دروغ اصولن ثواب و حسنه بسیار داره تو فرهنگ دینی ماها .
موضوع تحقیق 1 :
چند نفر از اطرافیان متاهل شما که معتقدند چند تا جملهی عربی باعث محرمیتشون شده متن صیغهی عقد رو میدونند ؟ یا به بیان دیگه چند نفر میدونن اون چند تا کلمهای که معتقدن محرمیت دینی براشون آورده و بدون اون چند تا آیه نامحرم بودن چی بوده و یعنی چی ؟
موضوع تحقیق 2 :
چند نفر از اون اطرافیان متاهل شما که متن صیغهی عقد رو نمیدونند حداقل برای یک بار کنجکاو شدند که ببینند اونی چند تا کلمهای که معتقدن محرمیت دینی براشون آورده یعنی چی ؟
موضوع تحقیق 3 :
چند نفر از اون اطرافیان متاهل شما متن صیغهی عقد رو حداقل یک بار روخونی کردند ؟
نتیجهی تحقیق : کسانی که بی توجه به این که ممکنه دو نفر سالها با هم زندگی کنن اما هرگز زن و شوهر نبوده باشن باور دارن چند تا جملهی عربی باعث محرمیتشون میشه ، ولی نه معنی اون چند تا جمله رو میدونن و نه رفتن دنبالش ببینن اون چند تا جمله چیه !
نتیجهی تحقیق : در این جا واقعن باید گفت : السلام علیک یا اهل القبور .
پ . ن : منظورم حماقت آدماییه که محرمیت بدون صیغهی عقد رو قبول ندارن و نمیدونن اونی که معتقدن باعث محرمیت میشه چیه و یعنی چی !
بحث قراردادهای اجتماعی و حقوقی و قانون و ازدواج جداست .
1 . بدبختی داریما ! به صغیر و کبیر باید جواب بدم چرا سریالای ماه رمضونو نگاه نمیکنم . یکی نیست حالی این صغیر و کبیر کنه به همون اندازه که نگاه نکردن من برای شما عجیبه نگاه کردن شمام برای من عجیبه . چرا نمیتونیم کاری با دیگران نداشته باشیم ؟
البته خدا شاهده من فقط قصد کلاس گذاشتن دارم و میخوام بگم خیلی فرهیختهم که فک میکنم به جای سریال نگاه کردن بشینم سوت بزنم از وقتم استفادهی بهتری کردم .
2 . به نظرتون کسی که چنین چیزی رو سرچ میکنه "ک- كردن حيوانی خر سگ..." بیمار روانی نیست ؟
3 . پیرو بند 2 خیلی دوست دارم بدونم وقتی سر از پست "وندیداد" در آورده چه حالی شده !
4 . خیلی سال پیش یه سریال میداد اسمش کت جادویی بود ! تو یکی از قسمتاش رامبد جوان به جمشید اسماعیل خانی گفت : من اول آدم بودم ، اونقدر حیوون دیدم که حیوون شدم .
5 . پیرو بند 1 دروغ چرا سریال شبکه 3 رو چون حول و حوش افطار نشون میده و منم بالا هستم و منزل نگاه میکنن ، میبینم .
6 . خدا جان سرت شلوغه انگاری اون بالا یادت رفته هنوز تابستونه ! این هوای پاییزی چیه فرستادی این جا ؟
7 . ما در سايهی آنچه که به دست میآوريم ، ادامه حيات میدهيم ، اما در سايهی آنچه که میدهيم ، زندگی مینماييم .
نمیدونم کی گفته !
8 . گردو شکستی ؟ نه تخمه آفتابگردن شکستم ! مگه تخمه آفتابگردونم دستو سیاه میکنه ؟ وقتی رو گـُلش باشه آره !
9 . پیرو بند 8 اگه نمیدونید تخمه آفتابگردون خام و تازهای که مستقیم از رو گلش برداری و بشکنی چه مزهای داره حتمن امتحان کنید ، البته اگه پیدا کردید !
10 . پهلوان : منسوب به پهلو ، قوم خاوری پارت ، از آنجا که ایشان دلیر و شیرمرد بودند دلیران و شیرمردان را پهلوان گویند .
خیلی وقت پیشا گفته بودم دارم زندگی مسالمت آمیز با چند تا عنکبوتو تو اتاقم تجربه میکنم . یکی از این عنکبوتا یه گوشهی اتاق تار تنیده که من فقط تارشو دیدم و صاحب تار رو ندیدم ! دیروزم توی تار دو تا مگس دیدم . الان ولی نیستن ، یعنی چه بلایی سرشون اومده ؟
پ . ن : خوشاخلاقیم در این یکی عکس ؟
پ . ن : تار به ترکی یعنی خدا .




پ . ن :
نوشتهی روی پلاکارد عکس 1 : ترکیه بیدار باش ، از حجاب حفاظت کن ...
عکس 2 : حجاب دستور اسلام ، هویت زنان مسلمان است .
پ . ن :
برای افراد متدین اگه عادل باشن احترام قائلم . عقیده یه امر شخصیه بخشی از آزادی های فردی هر شخص که هیچ کسی حق نداره توش دخالت کنه . اجبار به حجاب یا بیحجابی تعرض به آزادی های فردی اشخاصه . (اینجا به ندرت ممکنه یه آدم کاملن مذهبی با یه آدم کاملن بیمذهب دوست باشه . به ندرت ممکنه یه خانوم چادری با یه خانوم بیحجاب دوست باشه . این جا مذهبی ها به بقیه میگن بی دین و ایمان و احتمالن شعلهی آتیش رو اطراف افراد غیر مذهبی میبینن و غیر مذهبی هام به اونا میگن املای عقب افتاده . البته کسانی که به هم احترام میذارن بین مذهبی ها خیلی خیلی کم و بین بیمذهب ها بیشتره هستن ، اما اونقدر زیاد نیست که به چشم بیاد . مردم ترکیه اغلب اینجور نیستن به هم احترام میزارن به فکر هم به اعتقاد هم به شخصیت هم .)
اون بچهای که پلاکارد دستشه هیچ تصویر درستی از دین و حجاب نداره جز چیزی که بهش گفتن و یاد دادن ، از خندهش معلومه اومدنش براش مثل بازی میمونه . حجاب اون بچه برای من چندش آوره .
برای افرادی که تو عکس دوم هستن احترام قائلم ، اما یکی از اونا میتونه مادر اون بچه باشه ، کسی که اعتقادش رو به بچهش تحمیل کنه برام چندش آوره . مادر اون بچه به بچهش به خودش و به خدا به دینش ظلم کرده .
پ . ن : ایضن واسه خانوم عکس سوم احترام قائلم اگه بچهش یکی شبیه به عکس چهارم نباشه .
پ . ن : تعقل چیز خوبی ست .
به این نتیجه رسیدم مسلمونایی که تو بلاد کفر زندگی میکنند مافوق بشرند ! چرا ؟ طول میکنم خدمتتون .
اولندش که شما مگه نمیدونید خانومای بیحجاب سم پراکنی میکنن و ذهن آقایون رو مسموم میکنن و باعث میشن به انحراف کشیده بشن ؟
خب پس چرا مسلمونایی که تو تو بلاد کفر زندگی میکنن هیچیشون نمیشه ؟
چون مافوق بشرن .
دومندش مگه نمیدونید وقتی یه نفر میخواد نماز بخونه باید یه ساعت قبل از نماز و یه ساعت بعد از نماز به مقدمات و موخرات نماز بپردازه ؟ به همین خاطر ادارهجات یه ساعت قبل از نماز و یه ساعت بعد از نماز رو تعطیل میکنن .
خب اون مسلمونای بلاد کفر چهجوری میتونن نماز بخونن وقتی تعطیلی ندارن ؟
چون مافوق بشرند .
سومندش مگه نمیدونید یه نفر وقتی روزه میگیره همه باید جلوش تظاهر به روزه داری کنن ، چون اون بنده خدا میبینه دلش میخواد و وسوسه میشه روزهشو بخوره !
خب اون مسلمونای بلاد کفر چهجوری میتونن روزه بگیرن وقتی هیچ کسی اونجا روزه نیست و همه غذا میخورن ؟
چون مافوق بشرند .
چهارمندش مگه نمیدونید یه نفر که روزه میگیره خسته و بی حال میشه و باید ساعت کاریشو کم کرد تا توانایی انجام فریضهی دینیش رو (که یه امر کاملن شخصیه) داشته باشه ؟
خب مسلمونای بلاد کفر چهجوری توانایی انجام این فریضهی دینی رو دارن وقتی ساعت کاریشون هیچ تغییری نمیکنه ؟
چون مافوق بشرن .
پنجمندش شما مگه نمیدونید روزه دار چون گشنه و تشنهس حوصلهش کم میشه و میشه مثل همون حیوون باوفا و باید مراعاتش رو کرد خیلی کار به کارش نداشت بهش نگفت بالای چشمت ابرو هست و ... والا پاچهت به فجیع ترین وضع ممکن گرفته میشه و اصلن بهتره تو ماه رمضون بشینی خونه و نیای بیرون ؟
خب مسلمونای بلاد کفر چهجوری گشنه و تشنه تو بلاد کافرای بی دین و ایمون کار میکنن و پاچهی کسیو هم نمیگیرن ؟
چون مافوق بشرند .
کافی بود یا بازم دلیل طول کنم خدمتتون ؟
پ . ن : احیانن به گوش این مومنین و متبلغین امور دینی نخوره که خدا از حق خودش می گذره از حق مردم نمی گذره و برای انجام حق خدا نباید حق مردمو زیر پا گذاشت ؟
"ویسپــِـرَد" بخشی کوتاه از نامهی کهن "اوستا"ست که در شیوهی نگارش و مطلب به "یسنا" مانندگی بسیار دارد و شامل سرودهای کوتاه در ستایش ردان و پاکان و پارسایان و همهی پدیدههای نیک و ستودنی آفرینش است .
واژهی "ویسپــِـرَد" از دو واژهی اوستایی "ویسپِ" و "رَتو" ساخته شده و معنی لفظی آن "همهی ردان" یا "همهی سران" است . گزیدن این نام برای این بخش از نامهی مینوی از روی مطلب آن است که ستایش و آفرین سراسر آفرینش نیک "اهورامزدا" است .
گذشته از ایزدان یا فرشتگان ، حهان مینوی و آسمان با هر آنچه در آنست و زمین و هر آنچه براوست از نیک و نغز در این بخش "اوستا" یاد گردیده است . همچنین هر پاره و بند و سرود و واژه و گزارش "اوستا" یاد گردیده و همهی جشنهای دینی و هنگامهای ستایش از بامداد و نیمروز و شب و جز ان یکایک بر شمرده شده و هر آنچه با جشن و ستایش و نیایش دینی بستگی و پیوند دارد چون "هَوم"1 و "بَرسَم"2 و "زُور"3 و "مَیزَد"4 و "بوی"5 و جز آن ستوده شده و خشنودی "رَد" یا بزرگ مینوی هر یک از آنها خواسته شده است .
میتوان گفت "ویسپــِـرَد" ستایش نامه و سپاس نامهی نیاگان نامبردار و پارسای ماست برای بخششهای ایزدی و آفرینش نیک "اهورامزدا" که به پیشگاه وی پیشکش آوردهاند .
"ویسپــِـرَد" مانندگی تمام به "یسنا" دارد و میتوان گفت در اصل کتاب ویژهای نبوده بلکه پیوست "یسنا" به شمار میآمده است . به ویژه که هیچگاه در جشنها و ستایشهای دینی "ویسپــِـرَد" به تنهایی خوانده نمیشود و همواره همراه "یسنا"ست و بسیاری از موردها "وَندیداد" هم با آن سروده میشود . اما هنگامهایی از سال هست که بهویژه "ویسپــِـرَد" میخوانند و آن هنگامهای شش "گهنبار"6 یال است و سرایش "ویسپــِـرَد" در این هنگامها "گهنباران ویسپــِـرَد" میخوانند .
فصلها "ویسپــِـرَد" را به مانند "یشتها" ، "کرده" مینامند و بنا بر نظرهای گوناگون اوستا شناسان باختر ، این کتاب به بیست و سه یا بیست و چهار یا بیست و شش یا بیست و هفت "کرده" بخش شده است .
گزارش پهلوی "ویسپــِـرَد" نیز برجاست و بیش از صد سال پیش از این به کوشش "اشپیگل" در "وین" به چاپ رسیده و همهی آن یه سه هزار و سیصد واژه برآورد گردیده است .
1 : "haoma" برابر "soma" نزد هندوان ، نام نوشیدنیای ست که از گیاهی به همین نام میگرفته اند و در جشنها و نیایشهای دینی مینوشیدهاند و "مرگزدای" صفت آن است . در "گاثاها" ("یسنا" ، هات 32 ، بند 14 ) "زرتشت" از آن به زشتی یاد میکند و آنرا مینکوهد اما در"یسنا" ، "هوم" ستایش میشود . این دگرگونی یقینن بر اثر نفوذ برخی آداب و رسوم دیرین آریایی است در آیین "زرتشت" که در زمانی دیگر پس از "زرتشت" صورت گرفته .
2 : بَرسَم "barsam" ، در اوستا "baresman" نام شاخههای باریکی است که هنگام بهجای آوردن نیایشها در دست میگیرند و برای بهکار بردن آنها مراسم ویژهای به جای آورده میشد . کاردی را که با آن شاخههای درخت را میبرند برسمچین و جایی را که در آتشکده "برسم" در آن قرار میگرفت "برسمدان" مینامیدند . میتوان گفت بر دست گرفتن شاخههای درخت و به نیایش ایستادن نشانهی سپاسگزاری از آفرینش گیاهان سودمند و دارویی بوده است .
3 : زُور "zor"، پیشکشهای مایع مانند شیر و فشردهی هوم و جز آن که به آتشکده میآورند .
4 : مَیزَد "mayazd" ، پیشکشهای خشک و غیر مایع که برای ایزدان و فرشتگان میبرند .
5 : بخور .
6 : زمان های ششگانهی آفرینش را در پهلوی "گاسانبار" و در فارسی "گاهنبار" یا "گهنبار" گویند .
1 . خونه کناریمون ساخت و ساز دارن ، هر از گاهی کارگرا شروع به آوازخوانی میکنن . اگه گفتین چرا ؟
2 . این کارگرای بند بالا به شدتم پاستوریزه تشریف دارن ، کلی من چشم و گوشم باز شده !
3 . یه سال که مامان بزرگ ماه رمضون خونهمون بود من که نمیتونستم روزه بگیرم سحر بیدار نشدم و بعد مامان بزرگ دعوام کرد که روزه نمیتونی بگیری دلیل نیست سحر بیدار نشی خجالت نمیکشی بابات میفهمه تو روزه نمیگیری ؟ عادت سحر بیدار شدنو از سرم انداخت ، بعدنم از مامان طلب کار شد که به این بچه هلی تو حرف نمیشه زد . خدابیامرزدش از چه چیزای عادیای خجالت میکشید ، عجیبه که هنوزم هستن آدمایی که خجالت میکشن .
4 . کیک خامهای درست کردم ! بابا میپرسه به منم میدی ؟ میگم تو به این کیک نگاهم نباید بکنی خامهش 30 در 100 چربیه .
هیییییییییییییییییییییییییییی .
5 . در جواب بند یک : چون موجود مونث از اونجا رد میشه !
6 . صاحب طبع نمییابد ، صاحب دل مییابد . دل بجوی نه طبع ، چه جای دل ؟ دل روپوش است . آن صاحب خداست . از غیرت صاحبدلش میگویند . نه وقتی پرتوی جلال حق میآید ، دل خرم است ، وقتی غایب میباشند ، برعکس . الا چندان چنینی شود که دل گرم میشود و میگدازد . چندان که دل بشکند و از میان برخیزد خدای ماند .
(مقالات شمس)
7 . اغلب پيشرفتها ناشی از تصميماتی هستند که مورد تاييد اکثريت نیستند .
نمیدونم کی گفته !
8 . چهار قرن پیش از فردوسی ، "ابومنصور محمدبن احمد" معروف به "دقیقی توسی" دست به نظم شاهنامه زد و نزیک به هزار بیت دربارهی داستان گشتاسب و ظهور زرتشت سرود اما در جوانی و در یکی از سالهای 367 تا 370 ق کشته شد . او به گواهی برخی از اشعارش بر کیش زرتشت بوده است ، دقیقی قصیده و غزل نیز میسرود . فردوسی تمام ابیات او را در شاهنامهی خود نقل کرده .
الف . بولوت نمیدونه چقدر میشه به این حرف که انسان یه موجود باشعوره اعتماد کرد .
ب . بولوت در راستای کسب مدارج معنوی اون کتاب عجیب صلوات کلید حل مشکلات رو دوباره خوند بلکه یه خورده به راه راست هدایت بشه .
ج . این بار بولوت خیلی زور زد که حداقل کشکی هم که شده یه خورده سعی کنه درک کنه ببینه اینا چی میگن .
د . بولوت جایی از اون کتاب خوند که
پیغمبر خدا فرمود : هر کس یک مرتبه بر من صلوات بفرستد ، آن دو ملکی که محافظ رفتار او هستند ، تا سه روز هیچ گناهی برای او نمینویسند (نویسنده این حدیث رو از کتاب تفسیر نور و ثقلین نقل کرده)
ه . بولوت شروع به تحلیل اون حدیث کرد
راوی که پیغمبره و میگن پیغمبر هرگز سخن باطل نگفته
صلواتم که درود بر پیغمبر و خاندانشه
اون دو تا فرشتهم که مامان بزرگ بولوت بهش گفته بود یکی روی شونه راسته که ثوابا رو مینویسته یکی روی شونه ی چپه که گناها رو مینویسه
تا این جاش که مشکلی نیست به عقل بولوت جور در اومد
آما این که تا سه روز گناهی برای اون ننویسن به عقل بولوت جور در نیومد
اولندش که جفت فرشته ها گناه نمینویسن و فقط یکیشون گناه می نویسه
دومندش که هر چی میخواین فکر کنید ولی بولوت معتقده چیزایی مثل صلوات و آیهالکرسی و وانیکاد و امثالهم شانی دارن و این شان با چنین حرفایی تا اندازهی وردی که رمالا میگن پایین میاد
و . بولوت از نظر عملی این مورد رو بررسی کرد
اول باید یه گناه پیدا کرد ، ما میدونیم که حجاب دستور خداست و رعایتش واجبه و عدم رعایتش گناه داره . خب گناه رو عدم رعایت حجاب فرض کنیم
دوم باید یه آدم پیدا کرد ، خانمی رو در نظر بگیریم که نماز میخونه ، روزه میگیره و تا حدی آدم معتقدیه اما حجابش رو رعایت نمیکنه (که خود بولوت کلی از این آدما سراغ داره)
خب فرض بگیرم این خانومی که حجابش رو رعایت نمیکنه هر بار قبل از مواجهه با نامحرم به جای یکی سه تا صلوات بفرسته (حالا اگه خواست محکم کاریم بکنه و سی تا بفرسته که چه بهتر) بسیار خب بر مبنای حدیث منسوب به پیغمبر اون صلوات فرستادن مانع از این میشه که گناه عدم رعایت حجاب برای اون خانوم ثبت بشه . (البته میشه کلی فرضای بدتر کرد که خوب بولوت به همین یه دونه اکتفا میکنه)
خب این با هیچ جای دستورات اسلام و این که بالا بری پایین بیای گناه گناه و نمیشه تقلیلش داد و نمیشه به هیچ بهانهای از زیرش در بری و الی آخر جور در نمیاد .
بازم شما هر چی میخواید بگید ولی بولوت معتقده اینو واسه خر تعریف کنی خندهش میگیره .
ز . بولوت اصولن به عقل نویسندهی کتاب صلوات کلید حل مشکلات شک داره ، به نظر بولوت اون آقا به جای بررسی واقعی شان صلوات رفته صاف حدیثها و روایاتی رو پیدا کرده و تو کتابش آورده که صلوات رو همردیف با وردی که رمالا برای گشایش بخت و پولدارشدن و چه و چه میدن کرده . که خود این از نظر بولوت توهین به شان پیغمبر و صلواتِ .
ح . بولوت کتاب تفسیر نور و ثقلین رو نخونده و نمیدونه این کتاب تا چه حد معتبره . اما میدونه چیزی که ما فراوان داریم حدیث جعلیه که در طول تاریخ کسایی که قدرتی داشتن برای منافع خودشون جعل کردن .
بولوت حتی جایی خونده که معاویه به یکی از امام جماعت های مسجد گفته چنین حدیثی رو سر منبر بگه : خدای بزرگ در روز قیامت کارهای نیک همهی مسلمانان را در یک کفهی ترازو و کارهای نیک معاویه را در کفهی دیگر قرار میدهد ، و کفهای که کارهای نیک معاویه در آن قرار دارد باز هم سنگین تر است .
حالا این حدیث رو به کی منسوب کردن بولوت یادش نیست .
بولوت حتی این احتمال رو میده که چنین حدیثی تو اون کتاب وجود نداشته باشه چون خودش دید حدیثی از اصول کافی که خالهش زده بود به دیوار اتاقش و حتی تو اینترنتم نوشته بودن ، تو اصول کافی نبود . خود بولوت حتی از چند نفر دیگه هم خواست که ببینن تو اصول کافیشون چنین حدیثی هست یا نه و همه گفتن نیست .
حالا فرض کنید بولوت بدون چک کرد میاومد اون حدیث رو مینوشت ، شما هم میخوندید ، بعد میرفتید برای دوست و آشنا تعریف میکردید ، و دوست آشناتون برای دوست و آشناشون و الی آخر . خب بعد حدیثی که تو وجودش شک هست دهن به دهن میگشت و بعد از یه مدت همه حاضر بودن قسم بخورن که با چشم خودشون اون حدیث رو تو اصول کافی دیدن . اون وقت دیگه کی باور میکرد که چنین حدیثی ممکنه تو اصول کافی نباشه ؟
ط . بولوت حتی سعی کرد از نظر عالما این مورد رو بررسی کنه که در مواجهه با پرسشهای بالا میگن معنیش اونی نیست که به نظر میاد . و حتمن نکتهی دیگه ای توی اون حدیث هست . بولوت به سبک علما فکر کرد چنین حدیثایی (اگه معتبر باشن) برای فهم واقعن احتیاج به تفسیر دارن و نباید همین جوری برای کسایی که یا همه چی رو قبول میکنن یا دنبال پیدا کردن نقطه ضعف برای خراب کردن دینن نقل کرد .
همین جوریشم کلی به خود قرآن اشکال وارد میکنن که این قسمتش این جوریه . در حالی که خود بولوت میتونه بگه که تو خود قرآن نوشته نماز نخوانید و بگه خب تو خود قرآن نوشته نماز نخونید دیگه چرا به حرف بقیه گوش میدید و نماز میخونید ؟ در حالی که اصل حرفی که تو قرآن هست اینه : نماز نخوانید وقتی شراب نوشیدید .
خب این آیه یعنی وقتی مستی نماز نخون . ولی بولوت اگه بخواد شیطنت کنه میتونه خیلی راحت بره همه جا جار بزنه که بله تو قرآن نوشته نماز نخونید . خلقاللهم که قربونشون برم تنها کاری که نمیکنن رفتن دنبال صحت و سقم اینجور حرفاس . یا به تمام مقدسات عالم قسم میخورن که چنین چیزی نیست و تکفیرت میکنن یا کلی خوش خوشانشون میشه که جانمی دیگه احتیاج نیست نماز بخونم .
همون جور که بولوت خودش از چند نفر شنیده که مگه دیوونهام که نماز بخونم و روزه بگیرم و به خودم سختی بدم ؟ آخر عمر فلان نماز و فلان نماز رو میخونم و فلان عمل رو انجام میدم هر چی گناه کردم دود میشه میره هوا .
ک . بولوت معتقده اینا که میگن انسان یه موجود باشعوره فقط زر مفت زدن ، انسان هیچم موجود باشعوری نیست .
انسان به خدا معتقده چون باباش گفته . به پیغمبر معتقده چون مامانش گفته . به امامت معتقده چون از بچگی یادش دادن تا ازش پرسیدن امام اول کیه ؟ داد بزنه علی .
بولوت معتقده انسان فقط یه موجود مقلدِ و بس .
بولوت معتقده انسان چون موجود مقلدیه و برای قبول اعتقاد از شعورش استفاده نکرده حالا دنبال اینه که تا میتونه همه چی رو برای خوش سهل و ساده کنه و سر خدا رو کلاه بذاره که واقعن هم تو این مورد بسیار خوب حمایت و تغذیه میشه .
ل . بولوت میگه نکنید آقا نکنید . با چنین محملاتی اسلام رو رسوای کوچه و خیابون نکنید .
م . بولوت اگه تا چند صباح پیش به هدایت انسان امیدی داشت از وقتی دیده کتاب صلوات کلید حل مشکلات که یا نوشتههای توش معتبر نیستن (که خود بولوت معتقده معتبر نیست) یا اگه باشنم مثل علمای عزیر باید گفت که درک معنی راستینشون از فهم انسانهای معمولی خارجه ، بیشتر از صد بار با تیراژ 10000 نسخه تجدید چاپ شده ! امیدی به هدایت انسان ها نداره .
ن . بولوت حتی معتقده این جوری که دارن ملت رو تغذیهی اعتقادی میکنن فردا پس فردا اگه منجیای که میگن اومد و اینا گفتن اونی که ادعای منجی بودن میکنه کذابِ مردم باور خواهند کرد .
س . بولوت از شما ممنونه که تمام خزعبلات بالا رو خوندی و معتقده شما بسیار آدم باحوصلهای هستید .
بولوت کلاهش رو به احترام صبر شما برمیداره .
ع . بولوت قول می ده تا چند روز چیزی ننویسه .
ف . بولوت بنا به دلایلی خیلی سعی کرد این نوشته رو پست نکنه ولی نتونست .
ص . بولوت می دونه با این فکرا آخرش با هند جگرخوار محشور می شه لازم نیست شما بهش یادآوری کنید .
غر نزن .
به ستاره ها نگاه کن .
در اولـيـن نظر فريـب نخور .
از کسانی که دوست داری ، خوب مواظبت کن .
از کسی که چـيزی برای از دست دادن نـدارد بترس .
اشتياق داشتن را ياد بگير ، حتي اگر قلبن مشتاق نباشی .
فروتن باش . پيش از آن که تو به دنيا بيایی خيلی کارها انجام شده بود .
در قرض دادن پـول به دوستانت احتياط کن . مبـادا هر دو را از دست بدهی .
براي وقت ديگران احترام قائل شو . هر وقت ديدی بيش از ده دقيقه سر قرارت دير خواهی کرد ، تلفن کن .
وقتی کسی را برای اولين بار ملاقات میکنی ، از او نپرس از چه راه امرار معاش میکند . از مصاحبتش لذت ببر ، بی آن که به او برچسبی بزنی .
کتاب نکته های کوچکِ زندگی ... نوشته ی اچ.جکسون.براون
آخرین باری که رفتم مشهد تو قسمت بازرسی یه پسر بچه بود که رو لباسش عکس بامشاد داشت ، نذاشتن بره تو ! مجبور شد لباسشو پشت و رو بپوشه تا بذارن بره داخل .
صاحب اون حرم براش فرقی نمیکرد رو لباس اون پسر بچه چی هست .
آخرین باری که رفتم جمکران یه دختر بچهی 9 – 10 ساله رو دیدم که یه مقنعه بلند سرش بود که تا نزدیک زانوش میرسید . یه مرد (به نظرم خادم بود) سر دختر بچه و مادرش عربده زد که این چادرش کو ؟ دختر بچه اشکش در اومد . برگشتم بیرون ، هنوزم یادم میافته گریهم میگیره .
حجاب اون دختر بچه از نظر شرعی کامل بود مقنعهشم کم از چادر نداشت پس حجابش از نظر صاحب اون مسجدم کافی بود .
آخرین باری که رفتم قم زمستون بود بعد از وضو گرفتن تو فاصلهی چند متری که برسم به شبستان یکی از خادما پرید جلوم که خانوم چرا جوراب نازک پوشیدی ؟ (کفشم رو بسته بود) رفتم بیرون ساعت 3 صبح بود تا وقتی اذان بشه بیرون منتظر موندم تا بقیه بیان . البته قبلش سرش داد کشیدم تو به چه حقی به پای من نگاه کردی مرتیکهی چشم چرونِ هیز ؟ (
)
یه آدم سوپر مذهبی به چه حقی با چشاش خانوما رو اسکنش میکنه تا ببینه ضخامت جورابشون مورد پسندش هست یا نه ؟
برای من حتی مقدس ترین مکان روی زمینم ارزش رفتن نداره وقتی متر به مترشو سگ بستن !
1 . ببین جانم اون حق داره به تو فخر بفروشه که با وجود داشتن یه ازدواج ناموفق تو کارنامهی زندگیش مهریهش از تو بیشتر ِ . اونم مثل تو فکر میکنه مهریه قیمتش و ارزششه .
تو هم ناراحت بودی چون بابا معتاده نمیتونم فلان قدر سکه بخوام و گریه زاری کردی که مهریهم از دختر عمهم و دختر همسایهمون کمتر شد . مگه آه و ناله نکردی که نمیتونم شیربها بخوام ؟
تو مگه مسخره نکردی کسایی رو که مهریهشون 14 تا سکهس ؟
خب اونایی که مهریهشون 14 تا سکهس حداقل بعدن کسی نمیزنه تو سرشون که مهریهی من از تو بیشتره ، چون میدونن اونا مهریه نخواستن .
وقتی فکر میکنی مهریه برات ارزش میآره ، باید انتظارم داشته باشی بعدها بهت فخر بفروشن که ارزششون از تو بیشتره .
2 . آخیش راحت شدم ! داشتم حناق میگرفتم !
3 . اینو باید جایی کامنت میذاشتم ولی بنا به دلایلی نذاشتم .
4 . شخصن معتقدم با توجه به قوانین حقوقی یا باید شروط ضمن عقد داشته باشی یا مهریهی بالا و با توجه به شعور و فرهنگ مردم و این که فکر میکنن حق طلاق و حق حضانت خواستن یعنی از همون اول قصد جدایی داری ! مهریهی بالا برای کسایی که حاضرن با کسی با این طرز تفکر زندگی کنن گزینهی مناسبه . اما این که یکی بگه 1000 تا و اون یکی بگه نه زیاده 500 تا این بگه 900 تا خیرشو ببینی اون بگه 600 تا بیشتر نمیدم و ... قیمت گذاریه .
5 . بارالها به این ملت متمدن بفهمان تمام کسانی که راهروهای دادگاه را متر میکنن و پلههاشو بالا و پایین میکنن اول زندگیشون قصد داشتن مثل افسانهها تا آخر عمر با خیر و خوشی در کنار هم زندگی کنن .
پ . ن : مارپل جان ممنونم برای وقتی که گذاشتی .
"اهورامزدا" ، اراده قدسی خود را به دست روحی نيکنهاد به نام "سپنتامينيو" جاری میسازد و اداره جهان هستی را نيز به دستياری شش روح مقدس جاودانه انجام میدهد . اين ارواح "امشاسپندان" یا "مهین فرشتگان" خوانده میشوند ، "امشاسپندان" يعنی جاودانان مقدس كه دومين آفريدهی "اهورامزدا" هستند و در واقع جلوه های "اورمزد" به شمار میروند . تعداد" امشاسپندان" در اصل شش است ولی معمولن 7 "امشاسپند" نام برده میشود . عدهای خود "اهورا مزدا" را هم يكی از "امشاسپندان" به حساب میآورند، اسامی امشاسپندان چنین است :
1 . "بهمن" یا "وهومن" یا "وهومنه" یا "وهمند" یا "وهومنا" یا "وهمن" ( فرشتهی پندار و اندیشهی نيک و نهاد خوب )
"بهمن" در فارسی و "وهومنا" در اوستا و "وهومن" در پهلوی ، که از دو جز "و ِهو" به معنی خوب و نیکومند از ریشهی "مَن" به معنی منش در نتیجه" بهمن" یعنی "بهمن" یعنی نیک اندیش و نیک نهاد . و "وهمند" به معنی منشنیک .
"بهمن" نخستین آفریدهی "اهورامزدا" و یکمین تن از "مهین فرشتگان" که نمایندهی مظهر اندیشهی نیک و خرد و دانایی "اهورامزدا" و عهده دار آموختن "گفتار نیک" به انسان است . او خشم و ناراحتی را آرام میکند و آتش خشم را فرو مینشاند . او بر گاوها گوسفندان و بیشتر چهارپایان گمارده شده و تدبیر امور و نیکی هایی که در ماه یازدهم و روز دوم هر ماه واقع میشود به او سپرده شده است .
2 . "اردیبهشت" یا "اشوهيشت" یا "اُرت وهَيشت" یا " اَشَهَ وهیشتَه" (فرشتهی راستی و دادگری و پاکی)
"ادریبهشت" در فارسی و "اشه وهیشته" در اوستا و "تاتیگرچیس" در فارسی باستان و "اُرت وهَيشت" در پهلوی ، مرکب از دو جزه "اَرتَه" به معنی درستی و پاکی و تقدس و راستی و "وهیشتَه" که صفت عالی از "وه" است به معنی بسیار نیکو و بسیار خوب و بهترین راستی و به معنی بهشت است .
دومین تن از "مهین فرشتگان" که نمایندگی راستی و پاکی "اهورامزدا" در جهان مینوی و نگهبانی آتش در زمین بر دوش اوست .
سومین روز هر ماه و دومین ماه سال را "اردیبهشت" خوانند ، "ارد" به معنی شبیه و ادریبهشت یعنی مشابه بهشت . زیرا گل و گیاهان در آن شکفته اند و و هوا در نهایت اعتدال و مشابه بهشت است .
"ایزدآذر" ، "ایزدبهرام" (نگهبان عهد و پیمان و پیروزی و روز بیستم هر ماه و یار ایزد مهر ، ایزد دوستیست)و "ایزدسروش"(ایزدی که در روز رستاخیز به حساب و کتاب میپردازد و نماد فرمانبرداری از اهورا مزداست) از یاوران وی بهشمار میآیند و "ایندرا بد نهش" دیو گمراه کننده دشمن بزرگ اوست .
در "گاثاها" در میان "مهین فرشتگان" مقام اول را دارد ولی در دیگر بخشهای "اوستا" در دومین رتبه پس از "بهمن" را داراست .
3 . "شهريور" یا "خشثروا يريه" يا "خشتره ويريه" یا "خشترا وَییریه" یا "خشتره وییریه "(فرشتهی فر ايزدی و شهریاری نیرومند)
"شهریور" در فارسی و پهلوی و "خشترا وَییریه" در اوستا به معنی سرزمینی منتخب با شهریاری برگزیده . در فرس هخامنشی و سنسکریت به معنی کشور است و در فارسی تبدیل به شهر شده . جز دوم ایت واژه " وَییریه" صفت و به معنی برگزیدن و برتری دادن است . "خشترا وَییریه" یا "شهریور" در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی "اهورا مزدا" آمده . که در فارسی تبدیل به "شهر" شده و "شهریر" نیز خوانده میشود .
سومین تن از "مهین فرشتگان" که نمایندگی شهریاری و توانایی "اهورا مزدا" در جهان مینوی و پاسداری فلزها و دستگیری و فریاد رسی بینوایان و تدابیر امور نیک بر روی زمین کار اوست .
ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه به او سپرده شده .
4 . "اسفند" یا "سپندارمذ" یا "سپنته آرميتی" يا "اسپندارمذ" یا "سپندارمت" (فرشتهی بردباری و سازگاری ، فروتنی و مهر پاک)
"اسفند" در فارسی و "سپنه ارمییتی" در اوستا و "سپندارمت" در پهلوی . در "سپند ارمیتی" به معنی بردباری و فروتنی مقدس "سپند" صفت و به معنی مقدس است که به "ارمیتی" پیوسته . "ارمیتی" از ترکیب "ارم" به معنی درست و "متی" به معنی اندیشیدن تشکیل شده .
نام چهارمین تن از "مهین فرشتگان" به معنی "پارسایی و فروتنی پاک" . این فرشته در جهان مینوی نمایندهی دوستداری و بردباری و فروتنی "اهورا مزدا" و در جهان خاکی نگهبان زمین و خرمی آبادانی آن است او را مادینه پنداشته و برای دلگرم ساختن مردم به کار و کشاورزی و آبادانی زمین ، دختر "اهورا مزدا" خواندهاند . چنان که "آذر" (آتش) را هم برای ارج گذاشتن و بزرگ داشتن ، پسر "اهورا مزدا" نامیدهاند .
نگهبانی آخرین ماه سال و پنجمین روز هر ماه بر عهدهی اوست . او موظف است که همواره زمین را خرم ، آباد و پاک و بارور نگه دارد . خوشنودی و آسایش در روی زمین به او سپرده شده . "ایزدآبان" و "ایزددین" از یاران او هستند و "ترمییتی" دیو ناخوشنودی و خیره سری دشمن بزرگ اوست .
5 . "خرداد" یا "خردات" یا "هاروتات" يا "هوروتات" یا " هیوروتات" یا "هیورتات" (فرشتهی تندرستی و رسايی و كامروايی و برازندگی)
"خرداد" در فارسی و "خردات" در پهلوی و "هیورتات" در اوستا . این واژه از دو جز تشکیل شده نخست "هیور" که از "هیورو" میاید و در زبان اوستایی به معنی رسا ، همه ، درست و کامل است و در پهلوی همه و جز دوم "تات" که در فارسی امروزی "داد" شده ، پساوندی است که به پایان برخی واژههای پیوسته میرساند که در آن اسم مجرد مونث است چنان که در "اَرشتات"(راستی و درستی) و "دورتات" (درستی) و "اوپرتات" (برتری) و جز ان دیده شده .
غالبن با "امشاسپند" "امرداد" یک جا آمده .
پنجمین تن از "مهین فرشتگان" در جهان مینوی نمایندگی کمال و راستی "اهورا مزدا" و در جهان خاکی نگهبانی آب بر عهدهی اوست . او "رب النوع" جهنم و مالک دوزخ است . نگهبانی سومین ماه سال و ششمین روز ماه بر عهدهی اوست .
6 . "امرداد" یا "امرتات" یا "اَمرتاتَ" (فرشتهی بیمرگی و جاودانگی)
"امرتات" در پهلوی و "اَمرتاتَ" در اوستا ، بخش دوم آن "تات" چنان که در "خرداد" امد به تنهایی معنا ندارد و پساوند است . پارهی دیگر این واژه از دو بخش ساخته شده نخست "اَ" که از ادوات نفی است و در فارسی "نا" یا "بی" استفاده میشود . بخش دوم "مَرتَ" یا "مِرتَ" یعنی نیست شدنی و نابودشدنی و فانی . بنابراین "امرداد" یعنی نیست ناشدنی و جاوید . باید "اَمرداد" با ادات نفی "اَ" باشد و "مرداد" معنی عکس دارد .
ششمین تن از "مهین فرشتگان" که در جهان مینوی نمایندگی دوام و جاودانگی "مزدا" و در جهان خاکی نگهبانی از گیاه بر عهدهی اوست . نگهبانی روز هفتم ماه و ماه پنجم سال با اوست .
1 . یکی در راه خدا بیاد این کامپیوتر منو ببره پیش حکیم ، به جان شما اجر دنیا و آخرت داره !
2 . وقتی یه زن میگه این که مرد چشمش دنبال یکی دیگهس از بیعرضگی زنشه یعنی فرهنگ مشکل داره ! حالا قانون هر کوفتی میخواد باشه تا فرهنگ اینه قانونم اگه خوب باشه وضع فرقی نمیکنه .
3 . کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمیورزه
بهایی داشت این دل پـیش تر هـا که در این روزا نمیارزه
4 . کسیو که دوست داشتنیه همه دوست دارن ، اگه میتونی کسیو که دوست داشتنی نیست دوست داشته باش .
5 . جدی جدی هیچکسی نیست قبل از این که شخص دوم مملکت بره جلو دوربین چک کنه ببینه حالت طبیعی داره یا نه ؟
البته این احتمالم مفروضه که بنده خدا هیچ وقت حالت طبیعی نداره .
6 . گفتم که "چون آن جهود که خط آموخت ، او همین تحتاللفظ فهم کرد و تو همین تحتاللفظ فهم کردی ، پس فرق چه باشد ؟ چون تو را تحقیقی معلوم نباشد ، او را مقام جهودی حاصل شده باشد ، فرق چه باشد ؟"
(مقالات شمس)
7 . هرگز سخن کسی را که به هنگام عصبانیت گفته است فراموش نکن .
نمیدونم کی گفته !
8 . نمیدونم چرا وقتی به اینترنت وصل میشم احساس میکنم صدای زنگ تلفنو میشنوم .
9 . البرز کوه در شاهنامه و اساطیر ایران باستان اسم کوهیه تو مرز ایران و هند ، که البته غیر از سلسله کوههای البرز تو شمال ایرانه . عده ای معتقدند البرز کوه همون کوه افسانهای قافِ که جایگاه سیمرغ افسانهایه .
10 . ای کسانی که ایمان آوردید مژده بر شما که غیبت کسی که نماز نمیخونه حلاله !!!
آدم دلش میخواد فرار کنه به قعر سیاهی .
10 + 1 . چرا وقتی یه زن چشمش دنبال کسی بهتر از شوهرش باشه میگن زنیکه جندهس و نمیگن از بیعرضگی شوهرشه ؟
10 + 2 . هفتهی دولت ، بر ملت دولتیار ایران خجسته باد (روابط عمومی همراه اول)
عجب دل خجسته ای دارن اینا !
میگما پول این اس ام اس ها رو از کجا میدن ؟
10 + 3 . کسی هست که عضو بالاترین باشه ؟ اگه هست ممنون می شم بهم بگه ، کاری دارم !
گاهی حیران میمانیم گذشتگانمان عجب طاقتی داشتند که میتوانستد 7 روز و بعضن 10 روز گرمابه نروند ؟ ! ما خودمان سه روز پیاپی نرویم گرمابه سر از دارالمجانین درمیآوریم !
البته نمیدانیم اگر ما هم مجبور بودیم برای هر بار گرمابه رفتن بقچه به دست برویم آن سر شهر باز هم بر گذشتگانمان خرده میگرفتیم یا نه .
باید از خداوندگار میپرسیدم ، او که همهی زنهای زندگی خود را دوست میداشته و خداوند مهر و فرزانگی است ، چرا در جای جای سخنش زن را خدعه باز و مکار و مظهر فریب و اسباب انحرافات میخواند و او ناقص العقلی مینامد که باید مواظبش بود ؟!، (بولوت : آدم امیدوار می شه به خودش
) شاید او به من پاسخ میداد ، که چهگونه است که خیل معلمان ، از جمله خود او ، آن همه مست از بادهی عشق به زن ، باز توانستهاند زن را آن همه تحقیر کنند . خود او چهگونه میتواند مادر مرا آن همه عاشقانه دوست بدارد ، میگفتند گوهر خاتونش را هم سخت دوست میداشته است ؛ و حالا فاطمه خاتون و هدیه خاتون و ملکه خاتون را هم بسیار دوست میدارد پس چهگونه است که زن را مظروفی از همهی ضعفها تصویر میکند . نباید از یاد میبردم که به او بگویم اگر میخواهد ملکه خاتون کلاغ نشود ، باید او را به باغ بفرستد . باید او را از حرم دور کند . باید به او میگفتم اگر معلمینی چون او ، زن را همانطور مینگریستند که آفرینندهاش ، آن وقت خیلی از مناسبات دنیا تفاوت میداشت . باید از او میپرسیدم به چه حقی مرا به شمس بخشید . باید ...
کیمیا خاتون ، داستانی از شبستان مولانا . سعیده قدس
پ . ن : مگه میشه یه موجود ناقص العقل خدعه باز و مکار و مظهر فریب و اسباب انحرافات باشه ؟ این ویژگیها احتیاج به یه موجود سوپرالعقل داره !
قاعدتن زن یا نباید خدعه باز و مکار و مظهر فریب و اسباب انحرافات باشه یا ناقص العقل !
پ . ن : این پست و پست قبلی از زبان شخصیت اصلی داستان کیمیا خاتونه
به پیر و جوانشان که مینگریستم ، زنهار مسخ و نسخشان به خودم میخواند : بچه که هستند ، گنجشک های کوچک و پر تحرک و پر حرف را میمانند ؛ مثل ملکه خاتون . بزرگتر که میشوند ، پروانهاند ساکت و مرموز و کنجکاو – از این به آن در میزنند تا رمز و راز زندگی را دریابند ؛ شبیه هدیه خاتون . و بعد از بلوغ و حتی چندی پس از وصلت ، طاووساند : مست جمال و عزت معشوقگی ؛ میخرامند ، مثل فاطمه خاتون . و بعد که مادر میشوند و بچه میآورند ، مثل ماکیان ، قلمبه و بیقرار میشوند و همواره در نگرانی آب و دانهاند ؛ مثل گوهر خاتون و مادرم . و وقتی بچههایشان بزرگ میشوند ، یک چند غازهای چاق و پر مدعایند و با صدای کلفت و بدنهای سنگین ، مرتب به این طرف و آن طرف میروند و فرمان میرانند و میپندارند که با تجربهای که پشت سر دارند ، همه چیز را بهتر از همه میدانند ، مثل کرامانا خاتون ؛ که اگر چه بچه نیاورد ، ولی برای فرزندان خداوندگار ، مادری کرد . بر هیچ کس معلوم نیست چهگونه این غازهای فربه و مغرور ، رفته رفته به کلاغهای بداخلاق و بدصدا و تکیده تبدیل میشوند و دایم در زبالههای زندگی مردم به دنبال نشامی از رسوایی میگردند ؛ یا چشم میدوزند که در کجایی ، بیماری محتضر یا پیکری مرده بیابند و به نشخوار نوالهای شیون و زاری سر دهند ؛ مثل مامی . غمانگیزتر اینکه دوران پروانهای و طاووسی چه کوتاه و زورگذر است ، مثل خواب و خیال روزهای کلاغی درازتر و بیپایان میشوند ، مثل شب یلدا .
کیمیا خاتون ، داستانی از شبستان مولانا . سعیده قدس
"وَندیداد" نام بخشی از "اوستا"ست که در بیشتر پارههای آن از دستورها و قانونها زندگی فردی و همگانی و پاداش و پادفرهی کردار مردمان گفته میشود ؛ به دیگر سخن "وَندیداد" بخش "فقهی" اوستاست و خواننده را با دستورات فرعی آیین "زرتشت" که در کارهای روزانه به کار میآید ، آشکار میسازد .
معنی واژهی "وَندیداد" خود گویای همین امر است . "وَندیداد" شکل تغییر یافتهی ترکیب "اوستایی" "vidaeva dāta" به معنی "قانون ضد دیو" است .
پیش از "زرتشت" خداوندگارن آریایی وجود داشتند که با پدیدار گشتن "زرتشت" گسترش آیین یکتا پرستی از بین رفتند و قانون و آیین آنها منسوخ گردید . و "قانون ضد دیو" یعنی قانون و آیین "اهورایی" و "یکتا پرستی" که با آیین و قانون چند خدایی ناسازگار و ناهمآهنگ است .
"وَندیداد" بنا بر نوشتههایی دینی "مزدیسنا" نسک نوزدهم از بیست و یک نسک اوستای روزگار ساسانیان بوده که از پریشانی و آشفتگی دیگر بخشهای "اوستا" در طول زمان بیبهره نمانده اما تقریبن به همان اندازهی روزگار ساسانیان برای ما به جا مانده است .
فصلهای "وَندیداد" را "فَرگــَرد" مینامند یعنی "فرابریده" . "وَندیداد" بیست و دو "فَرگــَرد" دارد .
در این "فَرگــَرد"های بیست و دو گانه همه جا سخن از "داد" و "قانون" نیست بلکه از چیزهای دیگر نیز گفتگو میشود ؛ چنان که در "فَرگــَرد" یکم از شانزده کشور آفریدهی "اهورا" و زیانهایی که "اهریمن" بدین سرزمینها میرساند ، سخن در میانست و در "فَرگــَرد" دوم از روزگار "جمشید" و ویرانی جهان و در "فَرگــَرد" سوم از کشاورزی و شادمان شدن زمین از کشت و کار و ناخشنود گردیدن آن از آلایش لاشه و مردار گفتگو میشود و "فَرگــَرد" هیجدهم از موبدان راستین و دروغین و خروس که بامدادان به نمایندگی "سروش" مردم را از خواب برمیانگیزد و از "بوشاسب" –دیو خواب اهریمنی- بر حذر میدارد و به کار و کوشش میخواند و در "فَرگــَرد" نوزدهم از کوشیدن "اهریمن" برای فریب "زرتشت" و روان مردم پس از مرگ سخن میرود .
"فَرگــَرد"های چهارم تا هفدهم شایستگی آنرا دارند که "داد" یا "قانون" نامیده شوند . در این "فَرگــَرد"ها بیشتر به شیوهی شستشو و پاکیزگی و آلایش لاشه و مردار و جزای گناهان و پادافرهی بزهکاران پرداخته شده .