زمین اتاقم همیشه پر از انبوه کاغذ و مقوا و کتاب و چسب و خط کش و گونیا و تخته رسم و تخته شاسی و مجله و کتاب و مداد و مداد رنگی و خودنویس و راپید و امثالهمه . بعد الان که تکوندمش و همهی چیز میزای فوق الذکر رو تپوندم تو کمد و کشو زیر فرش ، هر بار که وارد اتاق میشم احساس میکنم اتاق بیچارهم بی رخت و لباس مونده .
الان هی منتظرم عید بشه دوباره لباس بپوشونم تنش .
پ . ن : اگه یه بار دیگه متولد بشم میرم پی درس و مشقی که ریخت و پاش کمتری داشته باشه .
به دینان در مورد آفرینش جهان بر این باورند که پیش از آن که این جهان مادی با همهی متعلقاتش آفریده شود ، سه هزار سال جهان به صورت فرَوَشی یا مینوی و مثالی پایدار بود . نه تنها آدمیان بلکه تمام اشیا از جمادات و حیوانات و نباتات و حتی فروهر امشاسپندان و نیز خود اهورامزدا دارای فروهر بودند و صور مجرد و مینویشان از ابتدا وجود داشت .
وندیداد ، فرگرد 19 بند 14 : فروهر اهورامزدا در واقع منبع و منشا همهی فروهر ها و سرچشمه و منبع همهی نیکیها و زیباییهاست .
به موجب روایات بُندَهِش اهورامزاد در نور مطلق و نیکی و فَرهیِ کامل غوطه ور بود . در بالا جهان روشنایی و در پایین عالم ظلمت و تاریکی قرار داشت . اهورامزدا نخست به آفرینش جهان مینوی اقدام کرد . در این جهان از ماده ، گوشت ، پوست و استخوان و جسم و تن اثری نبود ، هرچه بود صور روحانی و مثالی موجودات بود و این صور همه روح و اندیشه بودند .
یسنا ، هات 26 بند 2 : و در میان همهی این نخستین فروهرها ، اکنون میستایم آن فروهر اهورامزدا را که مهمتر و بهتر و زیباتر و استوارتر و خردمندتر و در تقدس سزاوارتر است .
آنگاه اهورامزدا اراده کرد تا جهان مادی را به شکل درآورد ، پس با فروهر ها ، یا صور و اشکال روحانی و مینوی آدمیان و تمام موجودات نیک از جماد و نبات و حیوان ، گفت و گو کرد که مایلند به تا به قالب مادی درآمده و در جهان خاکی برای پیروزی بر ظلمت و اهریمن زندگی کنند ؟ و آنان که آگاه بودند سرانجام پیروزی با آنهاست قبول کردند . پس اهورامزدا از آن صور معنوی موجودات مادی را آفرید ؛ به همین جهت است که در آغاز ، صورت و و شکل اصلی ، مینوی و و غیر مادی هر چیزی در جهان بالا وجود داشته است و آنچه که در قالب درآمده از روی آن صور اصلی است .
یسنا ، هات 23 بند 2 : خواستار ستاییدنم فروهر اهورامزدا و امشاسپندان را ، با آن فروهرهای پاک ایزدی مینوی را .
قسمتهایی از اوستا که مربوط به فروهر است ، چون فروردین یشت ، یسنا هات 26 و 23 ، فروهر همهی مردمان نیک و و پاکدین از زن و مرد و پیر و جوان و کودک ، آنانی که بودهاند و آنانی که هستند و آنانی که خواهند بود ستایش شدهاند . همهی گیاهان خوب ، کوهها ، زمین ، رودها ، دریاها ، دشتها و جانوران خوب و سودمند و آن چه که از چیزهای خوب در جهان وجود دارد ستاییده شده است .
فکر میکنی خودخواهانه نوشته فقط خودش رو دیده فکر میکنی حق نداره یک طرفه قضاوت کنه ولی خب حرفاش غصه ناکه آخرش یه قطره اشکم سرازیر میشه
بعد میخوای بگی که من داشتمش و همه ی حسرتای تو رو هم داشتم خوش به حال تو که نداشتیش من خیلی وقتا آرزوی نداشتنش رو کردم که ... آخرش زار زدنه مثل همه ی وقتایی که بهش فکر میکنی بیخیال گفتن میشی شاید یه روزی که جسارتش بود این جا نوشتی
نگفته های نکبت باید وقتشون برسه که بشن گفته های نکبت این وقتم شاید هیچ وقت نرسه
پ . ن : خدا خیرت بده صبحمون رو خوب ساختی
1 . یعنی من هلاک اون آدماییم که تو وفاتا مشروب نمیخورن و تو عیدا به مناسبت عید میخورن .
2 . کسی یه نرم افزار خوب مترجم متن اجنبی به فارسی سراغ نداره ؟ اینی که خودم دارم همچین ترجمه میکنه که نوشته ی اجنبی مفهوم تر از ترجمه ی فارسیش میشه .
2 + 1 . واضح و مبرهن است که اجنبی یعنی زبون بین المللی دیگه .
2 + 2 . حالا نمیشد زبون بین المللی همون فرانسه بود ؟ من فرانسه دوست دارم !
3 . امسال چند نفر از دایره ی دوستان به دایره ی دیگران منتقل شدن .
شاید باید دیوار بینشون رو بلند تر کنم که هم دیگران سخت تر وارد دایره ی دوستان بشن هم دوستان سخت تر به دایره ی دیگران برگردن .
4 . این فیلم و کتاب راز رو که در جریانش هستید دیگه ؟ نیستیدم به من چه اصلن . میگم که این تفکرات و هدفا و امثالهم فقط در جهت مثبت که تاثیر نداره ، منفیشم میتونه تاثیر گذار باشه ؟ هان ؟
5 . یکی از مواردی که به خواهرزاده هام حسودیم میشه بابابزرگ داشتنشونه .
6 . فلسفه مجموعهای است از سوالاتی که ممکن است هيچ وقت جواب داده نشود ولی دين مجموعهی است از جواب ها که ممکن است هيچ وقت زير سوال نرود .
نمیدونم کی گفته !
7 . میگم که شمام تو اخبار دیدین تو واتیکان اسلامی 14 تا رمال گرفتن ؟ تازه اینا گرفته شده هاشونه چندتا دیگه هست خدا داند .
تو واتیکان اسلامی خرافاتی که تناقض و ضدیت با دین دارن این همه قوی باشه که باید فاتحه ی دین رو خوند .
طرف از آینهی ماشینش یه تمثال نمیدونم کدوم امام (شرمنده ملاقات حضوری نداشتم باهاشون نمیدونم کدومشون کدوم شکله) و یه قربونی نظر* به چه گندگی ، یه دونه از اون قرآن کوچیکا و یکی از اون اسپندای دست ساز آویزون کرده . حالا هر کدوم اینا چطوری قراره نقش بادی گارد رو بازی کنن و قرآن چه سنخیتی با قربونی نظر داره رو خدا عالم است .
*نمیدونم شاید نظر قربونی یا نذر قربونی ، اون دایره گنده های آبی تیره که توشون سه تا دایرهی سفید و آبی آسمانی و سیاه تو هم داره .
میفرمایند : آزادی چیه ؟ این که با لباس شنا بری دانشگاه آزادیه ؟ این رو میخوان طرفدارن آزادی ؟
واقعن همین قدر شعور دارین ؟ همین اندازه قدرت تحلیل ؟
آخه مبلغ مذهبی ، آقا ، سرور ، باشعور ، فهمیده ، تو کشواری که زناشون به گفته ی شما بدبختن چند نفر با لباس شنا میرن دانشگاه ؟ چند نفر ؟ شمردین تا حالا ؟
حالا تو جز معمم های به نسبت باشعور و فهمیده ای دیگه وای به حال فهم و شعور بقیه .
اسلام جز معدود مواردیه که احتیاج نداره مخالفانش دست به تخریبش بزنن کار اسلام رو بسپری به مبلغان و طرفدارانش آن چنان خرابش میکنن و میشورنش که هیچ کسی به پاشون نرسه .
در راستای شمارهی 4 پست دوازدهم بهمن :
اگر بخواهی کمی آدم باشی و بر اساس معیارهای اخلاقی خودت روی خطی که محور تفکرت هست راه بروی
اگر بخواهی همرنگ نباشی با جماعت
اگر بخواهی بیشتر از هر چیزی به دوست داشتن اهمیت بدهی
با یه احترام به یک انسان
اگر بخواهی بیهوده نیشت را باز نکنی به هر مزخرفی
اگر بخواهی کمی تمیز بنشینی گوشه ای
اگر بخواهی آن باشی که خودت میخواهی
گاهی فریاد بزنی
گاهی ببخشی
گاهی مدارا کنی
گاهی از حقت بگذری
گاهی حق طلب شوی
به هر نامی صدایت می کنند جز آنچه خودت هستی *
* جایی خوندم اینو
پ . ن : شریعتی به نظرم تو نیایش میگه که بعضی از مرض ها اونقدر همه گیر میشن که وقاحتشون از بین میره که از فرط عمومیتشون کسی که مبتلا نیست بیمار دیده میشه .
در فلاسک رو که باز میکنم میبینم زل زده به من ، پیش خودم میگه خب بنده خدا خستهس یه لیوانم اون از چایی بخوره چیزی ازم کم نمیشه که . میپرسم چای میخورید ؟ بله ولی لیوان ندارم . لیوانم رو دوستی تقدیمش میکنم . برا خودم تو در فلاسک چای میریزم و صبر میکنم سرد بشه . هنوز زل زده به من ! شکلات تعارف میکنم و میگم ببخشید قند همراهم نیست . چرا ؟ چای رو با قند نمیخورم . مرض قند داری ؟ نه . (تو دلم اضافه میکنم آخه کسی که دیابت داره جای قند شکلات میخوره ؟ ) چایی رو که میخوره لیوان رو میذاره و میره .
من اگه بودم میرفتم برا خودم یه لیوان یه بار مصرف میخریدم ، اگه طرف لیوان اضافه هم داشت حداقل وقتی چای رو خوردم لیوان رو میشستم . تشکر کردن هم چیز بدی نیست .
عتابی بنده خدا راست میگفت که این ها گاوند و نباید بهشون توجه کرد .
مامان : میای بریم مسجد ؟ (این مراسمی که تو خونه ها میگیرن خانوما جمع میشن و بگو بخند و بخور بخوره وسطاشم یه آقا میآد یه دو خط مرثیه میخونه و یه مقدار چرت و پرت میگه و میره ، البته بعضی جاهام یه خانوم میآد به جای یه آقا نه این که شهادته و از این حرفا مردم جمع میشن دور هم روضهپارتی بگیرن و یه بگو و بخند و بخور بخوری بکنن دلشون وا بشه ، این جا بهش میگن مسجد !)
من : این یکی آقاش یه آدم مزخرفیه که دومیش خودشه منم اصلن تو مدش نیستم که چرندیاتش رو به مسخره باری بگیرم و بیخیال بشم یهو دیدی باهاش دست به یقه شدم مردم که مریدشن میگیرن میکشنم ! از نظر شرعی رفتن به جایی که خطر جانی داره حرومه ، خودت برو !
مامان : عین آدم یه کلمه بگو نمیام .
1 . یکی لطفن به این فعالان حقوق.بشر بگه این همه که تلاش برای لغو مجازات اعدام میکنید حداقل اون وسطا یه تلاشیم برای کم کردن حس نفرت و انتقام جویی تو مردم بکنید وقتی اولیای دم تقاضای قصاص نکنن کسی رو هم اعدام نمیکنن . مجازات اعدام کلن هم لغو بشه وقتی آدما سر تا پاشون پر از کینهس و دنبال انتقام جویی هستن خودشون دست به کار میشن .
2 . یکی در راه خدا بیاد جزوه ی زبان اجنبی منو پاکنویس کنه .
3 . دو ماهه شروع کردم به ترک کردن خوندن وبلاگایی که خوندنشون فقط حرص خوردن داشت . 7 تاش رو کلن ترک کردم !
4 . خواهرم : بوینوم آغریر . (boynum agriyer)
نیم وجب و دو انگشت : دماغت درد میکنه مامان ؟
4 + 1 . توضیح : بوین یعنی گردن و بورن یعنی دماغ (burn) .
5 . بچه ی 5 ساله اسم رنگارو بلد نیست ! فک کن !
بچه ی 7 ساله فرق اسب آبی و کرگدن رو نمیدونه ! فک کن ! (یعنی به جز چند تا حیوون اهلی و دو سه تا وحشی کلن هیچ حیوونی رو نمیشناخت)
6 . یه یه ماهی ابروهام رو ول کرده بودم به امان خدا که بدم دست مشاطه بعد هر چی حساب کتاب کردم دیدم جراتش رو ندارم ! با توجه به این که مشاطه جماعت کار خودشون رو میکنن و هر چقدر بگی نازک نکن براشون فرقی نداره ، خیلیم ابروهای پرپشت و کلفت دارم طرف برداره از همینی که هست نازک تر کنه (:-SS )
6 + 1 . فقط موندم انگیزهی اولیه م واقعن چی بود ؟
7 . در راستای پست سه شنبهی پیش و کامنت خصوصیه یکی از دوستان ، بدین وسیله از ولایت مامان اعاده ی حیثیت میکنم . درسته خیلی جای مزخرفیه و فرهنگ و آدمای مزخرفی هم داره ولی دیگه قم نیست ، خیلی بهتر از اونجاست .
7 + 1 . البته مسیر تهران تا ولایت مامان از قم هم عبور میکنه و یکی از خاله های مامان اونجا زندگی میکنه !
8 . ضمیمه ی اطلاعات عکس یه کوالا رو که یه نفر داره با بطری بهش آب میده چاپ کرده ، زیرش نوشته : یکی از آتش نشان های بین المللی در حالی که سهمیه ی آب خود را به یک خرگوش میدهد !
8 + 1 . شاید کوالا یه شباهتی به بچه خرس داشته باشه ولی خرگوش آخه ؟