تبليغاتX
بولوت

 

 

نقل است از حضرت موسی بن جعفر که فرمود : سه طایفه از زنان این امت عذاب قبر ندارند و حشر آن‌ها با حضرت فاطمه می‌باشد زنی که بر غیرت شوهر خود صبر کند یعنی اگر شوهر بر سر او عیال دیگری آورد بداخلاقی نکند و زنی که اگر شوهر با او بداخلاقی کند او صبر نماید و رو به سوی او ترش نکند و زنی که مهر خود را به شوهرش ببخشد و خداوند به چنین زنانی نیز ثواب عبادت یک سال عنایت می‌فرماید .

 

پ . ن : کلن زن خوب در دین مبین یعنی اونی که نبینه ، نشنوه ، حرف نزنه ، نفهمه ، حقش رو نخواد و همین جور مستقیم برو تا ته .

 پ . ن : با توجه به این که اشخاص از همه چیز و همه کس حتی خود دین و خدایی که اشخاص بنده ش محسوب می شن برای معتقدان به دین مهم ترن دیگه کاری با گوینده و کسی که وعده ی حشر باهاش رو داده ندارم تا یه وقت اذهان عمومی مشوش نشه  

 

ب . ن : حدیث مذکور از یک عدد آیت الـله العظمی نقل شده .

ب . ن : توجه دارید که غیرت چی معنی شده دیگه ؟

 

 

نوشته شده توسط بولوت در دوشنبه 1388/01/31 |

 

می‌گم که خدایا شکرت که ما رو (ما خانوما رو) خانوم خلق کردی و مرد خلق نکردی که همانا مردا گویا با دیدن یه ژاکت قرمز تن یه خانوم مثل گاو رم می‌کنن* .

البته امیدوارم افترا باشه این تیپ چیزا ولی وقتی هیچی نمی‌گید و در بعضی مواقع تاییدشم می‌کنید یعنی قبولش کردین دیگه . خلاصه که اگه افترا نیست دسته جمعی برید بمیرید .

 

 

 

*البته گاو بنده خدا کور رنگه‌ها ! (آقایونم اگه کور رنگ بودن کلی از مشکلات اسلام کم میشد)

 

 

نوشته شده توسط بولوت در چهارشنبه 1388/01/26 |

 

یکی بود ، یکی نبود . زیر گنبد کبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود* ! یه زن و شوهری بودن که بچه دار نمی‌شدن علم هم مثل این روزا این همه پیش‌رفت نکرده بود که بتونه کمکشون کنه تا بچه دار بشن . روشای غیر علمی هم که به کارشون نیومد و لطف انبیا و اولیا شامل حالشون نشد . گذشت و گذشت تا خواهر ِ زنِ قصه‌ی ما ناخواسته باردار شد . دو تا خانواده ها تصمیم گرفتن بچه که به دنیا اومد اگه پسر شد (خب می‌دونید که اگه بچه دختر بود به شوهرخاله‌ش نامحرم بود و نمی‌شد پیش اونا بزرگ بشه آخه نه این‌که خانواده مذهبی بودن محرم و نامحرم حالیشون بود) اونایی که بچه دار نمی‌شن بزرگش کنن . بچه به دنیا اومد و به اسم خاله و شوهر خاله‌ش براش شناسنامه گرفتن و خاله و شوهرخاله شدن پدر و مادرش . گذشت و گذشت تا پسره بزرگ شد و ازدواج کرد خب خانواده‌ش رفتن یکی مثل خودشون که دین و ایمون داشته باشه رو گرفتن برای پسرشون ، و برای عروسشون گفتن که این پسر ما نیست و ما خاله و شوهرخاله‌ش هستیم تا یه وقت دختره پیش پدر پسره بی‌حجاب نگرده اسلام یا ایمان پدرپسره به خطر بیفته و زمینه ی فساد ایجاد بشه . بازم گذشت و گذشت عید که شد پسره و زنش رفتن عید دیدنی خونه‌ی مادر و پدر پسر ، پسر وقتی دید زنش اون‌جا با پدرش روبوسی نکرد ناراحت شد و وقتی رفتن خونشون به زنش گفت تو چرا با پدرم روبوسی نکردی ، زنش نه گذاشت نه برداشت گفت چون اون بابای تو نیست و شوهرخاله‌ته و واسه من نامحرمه ...

البته پسره قصه و پدر و مادرش‌ اگه یه خورده منطق و شعور داشتن می‌فهمیدن مادر و پدر بودن ربطی به ژنتیک نداره و اونایی که بزرگش کردن واقعن پدر و مادرشن و اگه  ادا اطوارهای ای‌ وای این نامحرمه رو در نمی‌آوردن و می‌فهمیدن پدره واقعن پدرشوهر عروسشون میشه ، حالا پسر دچار افسردگی نمی‌شد و پدر و مادرش رو داشت و پدر و مادرش پسرشون رو .

 

 

*می‌گم که اگه "غیر از خدا هیچ کس نبود"ه پس این "یکی بود یکی نبود" اولش برا چیه ؟

 

پ . ن : البته می‌دونم دوستان شعورشون بالاتر از این حرفاس ولی اگه احیانن کسی یه لحظه خون به مغزش نرسید و خواست بگه این دستورات برای رستگاریه و چون خدا گفته حتمن خیری توش بوده و امثالهم بهتره این چرندیات رو برا خودش نگه داره .

 

نوشته شده توسط بولوت در دوشنبه 1388/01/24 |

 

نشستم برا بازی 7 قانون برتر زندگی کلی قانون نوشتم ببینم کدوما برترن ولی یه موردی بود که قانون نبود ولی همه ی قانونا رو بی اعتبار می‌کرد :

وقتی علاقه به بی قانونی و زیر پا گذاشتنش تو وجودت بهینه شده به‌تره هیچ قانونی نداشته باشی

 

 

 پ . ن : یادم رفت بگم که توسط ایشون و ایشون به بازی 7 قانون برتر زندگی دعوت شده بودم و از پرسه و پستوش و خدا_عشق_اميد و .:. بید قرمز .:. و خاک من ایران من  و The Eye Reveals و ارسبارن و ۲۵۲۰ دعوت می شود قانون نویسی کنن .

پ . ن : هر گونه تقلب از رو دست من پیگرد قانونی داره (اسمایلی آخر اعتماد به نفس) .

 

 

نوشته شده توسط بولوت در جمعه 1388/01/21 |

 

کلیت یکی از داستانای "عزیز نسین" یادمه ، یادمم نیست تو کدوم کتابش بود . در مورد یه جشنواره ی پزشکی بود در مورد بزرگ ترین کارای پزشکی . یه مرد قوی می‌ره رو سن و پزشکی می‌آد و می‌گه این مرد تو یه تصادف 86 تیکه شده بود و من تیکه تیکه هاش رو سرهم کردم شده این . همه تحسینش می‌کنن که چه مهارتی چه تخصصی و از این حرفا . بعد یه خانوم شیک و زیبا که همه زیبایش رو تحسین می‌کنن می‌ره رو سن و یه پزشک دیگه می‌آد می‌گه این خانوم مادربزرگ 80 ساله ی منه ، من با استفاده از علم پزشکی اونو این قدر جوون و زیبا کردم بازم همه تحسین و تشویشقش می‌کنن . سومین نفر یه مرد لاغر و بی جونه که پزشکش می‌گه من لوزه ی این فرد رو عمل کردم حاضرینم می‌گن خب که چی ؟ چه کار خاصیه مگه ؟ پزشک می‌گه آخه این مرد یه روزنامه نگاره ! بازم حاضرین می‌گن خب باشه . پزشک اضافه می‌کنه تو کشور من روزنامه نگارا* حق ندارن دهنشون رو باز کنن .

 

 

*این جا به کل مردم هم می‌شه تعمیمش داد .

 

 

نوشته شده توسط بولوت در سه شنبه 1388/01/18 |

 

و من هنوز ندانستم به چه دلیل در عرض یک هفته دوبار* باید کسانی را دید که در طول سال فقط در ختم و عروسی می‌بینیشان ؟

 

 

 

* گاهی 3 یا 4 بار هم دیده می‌شن بعضیا ، وقتی می‌ری عید دیدنی و اونام همون جا اومدن عید دیدنی .

 

 

نوشته شده توسط بولوت در شنبه 1388/01/15 |

 

 

الف : وقتی بین علما اختلاف می‌افتد !

 

یکی می‌گوید :

مراسم خرافی سیزده به‌در را من بررسی کردم که سرچشمه‌اش از نظر تاریخی برمی‌گردد به اصحاب‌الرس که در قرآن به آن اشاره شده است .

در حالات اصحاب الرس در تفاسیر اشاره شده و در یکی از شروح نهج‌البلاغه هم داستان مفصل آن را دیدم .

دوازده شهر یا آبادی بود که هر شهر و هر آبادی به نام یکی از نام‌هاس سال خورشیدی بود . یکی اسمش فروردین بود ، یکی اردیبهشت ، یکی خرداد به ترتیب ، مذهبشان هم بت پرستی بود . درختان صنوبر را پرستش می‌کردند . صنوبر منبع درآمد خوبی برای آن‌ها بود . روز اول که می‌شد همه از تمام دوازده شهر یا آبادی جمع می‌شدند توی شهر فروردین و و مراسم جشنی داشتند . فردا می‌رفتند توی شهر اردیبهشت و مراسمی داشتند .

روز سوم می‌رفتند توی شهر یا آبادی که خرداد نام داشت تا به آبادی اسفند که می‌رسید دوازده شهر تمام می‌شد روز سیزده دسته جمعی از آبادی‌ها می‌رفتند به بیابان‌ها و مراسم سیزده و جشن و پای‌کوبی و آلودگی به انواع مفاسد در آن‌جا برگزار می‌کردند .

بنابراین سیزده به‌در یک سنتی بوده که از بت پرستان باقی مانده ، همان‌طوری که در سنت چهارشنبه سوری هم احترامی که برای آتش قایل می‌شدند سنتی از آتش پرستان است .

از مراسم خرافی مانند چهارشنبه سوری و سیزده به‌در سزاوار است اجتناب شود .

 

یکی می‌گوید :

سیزده به‌در یعنی جشن ایرانی کشی جشنی است که 26 قرن یهودیان هرسال در روزهای 13 و 14 و 15 ماه ادار به مناسبت قتل عام 70 هزار ایرانی در 3 روز در زمان خشایار شاه برگذار می‌کنند ، و بسته به این که سال یهودی 12 ماه یا 13 ماه باشد بین 13 اسفند و 13 فروردین متغییر است .  این واقعه در کتاب یهودیان نیز آمده .

 

 

ب : محض تفنن

 

سوال : خرید و فروش ترقه و انجام چهارشنبه سوری و سیزده به در و احیای مظاهر ملی گرایی مانند تخت جمشید چگونه است ؟ متاسفانه این اعمال مورد تشویق قرار گرفته است . *

 

حضرت آیت الـله خامنه ای :

چهارشنبه سوری و سیزده به در مبنای عقلانی ندارد .

(نظر همین آیت الـله در مورد قمه زدن : در حال حاضر وهن مذهب شمرده مى‏شود و جايز نيست .

-در واقع چون وهن به مذهب شمرده می‌شه جایز نیست و خود قمه زنی فی النفسه اشکالی نداره-)

 

حضرت آیت الـله فاضل لنکرانی :

در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست .

(نظر همین آیت الـله در مورد قمه زدن : قمه زدن پنهانی اشکال ندارد  لکن در ملآ عام در شرایط فعلی بهتر است از آن اجتناب شود  زیرا رسانه های استکباری مترصد  فرصت اند تا علیه تشیع تبلیغات سوء کنند و چهره شیعه را در دنیا مشوّه جلوه دهند -توحش چون برای تشیع ممکنه ضرر داشته باشه بده والا اصولن این وحشی بازیا اجرش با انبیا و اولیاست-

سينه و زنجير زدن در عزادارى كه منجر به كبود و حتى جارى شدن خون مى شود جايز است؟

جايز بلكه راجح است)

 

حضرت آیت الـله بهجت :

این کارها مشروعیت ندارد .

(نظر همین آیت الـله در مورد قمه زدن : قمه زنی اگر موجب ضرر نشود جایز است .)

 

حضرت آیت الـله تبریزی :

هیچ یک از ایت امور رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این امور تشویق به دنیا و غافل کردن از آخرت است و این‌که تصور می‌کنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وامی‌دارد تصوری باطل است ، آن‌چه مردم را به عزت می‌رساند و به حفظ وطن وا می‌‌دارد ایمان است و بس .

(نظر همین آیت الـله در مورد قمه زدن : قمه زنی در حد نفسه مانعی ندارد .)

 

حضرت آیت الـله سیستانی :

جایز نیست .

(نظر همین آیت الـله در مورد قمه زدن : مانعى ندارد .)

 

حضرت آیت الـله مکارم شیرازی :

این کارها شایسته‌ی مسلمانان نیست .

(نظر همین آیت الـله در مورد قمه زدن : بايد از انجام اعمالی كه موجب وهن مذهب است اجتناب كرد .

-بازم چون وهن به مذهب است باید اجتناب کرد خود قمه زنی کار بدی نیست-)

 

 

 

 

نتیجه این که باید از مراسمی که ریشه ی ملی دارن اجتناب کرد همه شون ریشه در استکبار جهانی و بت پرستی دارن ولی مانعی نداره تو مراسمی که ریشه‌ی اسلامی دارن خودمون رو تیکه تیکه کنیم .

 

 

 

*مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید .

 

نوشته شده توسط بولوت در پنجشنبه 1388/01/13 |

 

اوستا ، یشت‌ها ، فروردین یشت ، کرده‌ی سی و یکم

 

153

 

این زمین را می‌ستاییم . آن آسمان را می‌ستاییم . آن‌چه را که در میان –زمین و آسمان- خوب است می‌ستاییم . آن‌چه را که برازنده‌ی ستایش و شایسته‌ی نیایش و در خور پرستش مرد پارساست –می‌ستاییم.-

 

154

 

روان‌های جان‌دار سودند روی زمین را می‌ستاییم . روان‌های مردان و زنان پارسا را در هر کجا که زاده شده باشند می‌ستاییم . –روان‌های مردان و زنان پارسا را- که "دین" نیکشان از پیروزی برخوردار بوده یا هست یا خواهد بود –می‌ستاییم.-

 

155

 

"جان" و "دین" و "بوی" و "روان" و "فروهر" مردان و زنان پاک را که از دین آگاه و از پیروزی برخوردارند یا برخوردار بوده‌اند یا برخوردار خواهند بود می‌ستاییم ؛ آنان که برای راستی پیروزی به دست آوردند .

"مزدا اهورا" زنان و مردانی را که در میان آفریدگام ، به‌ترین ستایش را به –آیین- راستی به جای آورند می‌شناسد . چنین مردان و زنانی را می‌ستاییم .

"زرتشت" بزرگ از روی راستی برگزیده ، آن سرور میتوی است که –در گنجینه‌ی کردارهای خویش- کردار نیک مردمان را نگاه‌بانی کند و در روز پسین به نزد "مزدا" آورد .

شهریاری "مزدا" از آنِ کسی است که نگاه‌بان بی‌نوایان است .

 

156

 

چنین باد که "فروهر"های بسیار نیرومندِ پیروزگرِ پارسایان و "فروهر"های نخستین آموزگاران آیین و "فروهر"های پیام‌بران ، خشنود و خرامان بدین خانه درآیند .

 

157

 

چنین باد که –"فروهر"ها- در این خانه خشنود شوند و پاداش نیک و آمرزش سرشار –برای کسان- خواستار شوند .

چنین باد که –"فروهر"ها- از این خانه خوشنود بازگردند .

چنین باد که –"فروهر"ها- سرودهای پاک و نیایش‌های –ما- را به آفریدگار "اهورا مزدا" و به "امشاسپندان" رسانند .

مبادا که –"فروهر"ها- گله‌مد از این خانه –بازگردند و- از ما "مزدا"پرستان دور شوند .

 

158

 

"زرتشت" بزرگ از روی راستی برگزیده ، آن سرور مینوی است که –گنجینه‌ی کردارهای خویش- کردار نیک مردمان را پاسداری کند و در روز پیسن به نزد "مزدا" آورد .

شهریاری "مزدا" از آن کسی است که نگاخ‌بان بی‌نوایان است .

به "فروهر"های بسیار نیرومند پاک‌دینان آفرین می‌فرستیم .

به "فروهر"های نخستین آموزگاران آیین .

به "فروهر"های پیام‌آوران .

راستی به‌ترین توشه و –مایه‌ی- به‌روزی است . به‌روزی از آن کسی است که –راست کردار- و خواستار به‌ترین راستی است .

شکوه و فر و تن‌درستی و پای‌داری تن و پیروزی –و کامیابی- تن و داریی آسایش بخش و فرزندان برازنده و زندگی دیر پایا و بهشت پاکان –و نیکان- و روشنایی همه گونه آسایش بخش ، از آن کسی است که تو را بستاید .

 

نوشته شده توسط بولوت در یکشنبه 1388/01/02 |
 5

 

1 . آرزوی سال نو : امیدوارم تا سال بعد فارسی زبانان محترم ایرانی متوجه بشن که ایرانی بودن به معنی فارسی زبان بودن نیست و دو سوم ایرانی ها فارسی زبان نیستن .

آرزوی سختیه ولی هیچ چیز محال نیست ، من که کماکان امیدوارم .

 

2 . من اگه دستم به طراحای مد این کفشا برسه خرخره شون رو خوب می‌جوم تف می‌کنم . برداشتن کفشایی که مادربزرگ مرحومم می‌پوشید یه خورده تغییرات دادن دارن قالب ملت می‌کنن . منم رفتم یه جفت کفش پسرونه خریدم چشمشون درآد .

 

3 . وقتی چیزی رو به کسی یادآوری می‌کنی و طرف شروع می‌کنه به جیغ و ویغ و جبهه می‌گیره یعنی درست دست گذاشتی رو جایی که درد می‌کنه یا حتی عقده‌س اما طرف سعی می‌کنه نبیندش .

 

4 . 5 دقیقه تو راه بندون ناشی از تصادف موندم 155 بار تا مرز جنون رفتم و برگشتم . ساکنین تهران واقعن چطوری تو اون ترافیک هر روزه زندگی می‌کنید ؟

 

5 . خدای را بندگانند که ایشان همین که ببینند که کسی جامه ی صَلاح پوشیده و خرقه ، او را حکم کنند به صلاحیت و چون یکی را در قبا و کلاه دیدند ،  حکم کنند به فساد . قومی دیگرند که ایشان به نور جلال خدا می‌نگرند – از جنگ به در رفته و از رنگ و بو به در رفته .

آن یکی را از خرقه بیرون کنی ، دوزخ را شاید – دوزخ از او ننگ دارد . و کسی هست در قبا که اگر او را از قبا بیرون کنی ، بهشت را شاید . آن یکی در محراب نماز نشسته ، مشغول به کاری که آن که در خرابات زنا می‌کند به از آن است که او می‌کند .

(مقالات شمس)

 

6 . آها راستی ، موقع تحویل نیم وجب و دو انگشت مشغول خوردن شیر بود و دستور صادر کرده بود : مثل آدم این جا وایسا من شیرمو بخورم .

 

 

نوشته شده توسط بولوت در شنبه 1388/01/01 |