"ائوگمه ئيجا" ؛ شامل 29 دعاست كه پنج تاى آن از "اوستا" گرفته شده است . در اين رساله آمده است كه هيچ كس حتى موبدان و پادشاهان از مرگ نمىتوانند فرار كنند ، كه اگر كسى مى توانست ، بايد "كيومرث" كه سه هزار سال جهان را از آسيب نگاه داشت ، و "هوشنگ" كه دو سوم اهريمنان را نابود كرد ، و "جمشيد" كه 616 سال و 6 ماه و 13 روز جهان را از مرگ بازداشت و "ضحاک"* كه هزار سال و نيم روز جهان را دچار بدبختى كرد، از مرگ مى گريختند . پس سرانجام همه مرگ است .
*پادشاه عرب تبار .
بار اولشون که نیست ، وقتی پیامبرشون به تحقیر ابوالحکم رو ابوجهل خطاب کرد از پیروان راستینش بیشتر از این انتظار دارید ؟
ئه . من شنبه یه پست گذاشتم اینجا به چه گندگی یکشنبه هم که ویرایشش کردم بود بعد الان چرا نیست ؟ تو google هم نتونستم بازیابیش کنم . (اسمایلی یک بولوت که تو این هاگیر واگیر دنبال پستش میگرده)
خب همسایه ها یاری کردن تا من پستمو پیدا کنم
آلزایمر گرفتم رفت . جدیدنا هر چی میخوام بگم باید یه "یادم نیست کجا ..." قبلش اضافه کنم .
خب یادم نیست کجا خوندم که چند ماه قبل از انقلاب تو یه خیابون دو تا ماشین تصادف میکنن خلاصه افسر که میآد کروکی بکشه به تمسخر میگه بگید خمینی بیاد براتون کروکی بکشه این تا میگه خمینی مقصر تندی از جیبش پول درمیآره و میده به طرف که آقا ببخشید من به شما زدم بیا این خسارتت ببخشید که زدم به شما و ... (به این خلاصگی نبودا کلیتش این بود) احتمالن همدیگه رو بغلم کردن و با تمسخر به افسر گفتن ما پیروزیم .
با فرض واقعی بودن این ماجرا خیلی دوست دارم الان اون دو نفر رو پیدا میکردم و میپرسیدم خب بعد سی سال حالتون چطوره ؟
پ . ن : دقت کردین کسایی که سبز نیستن عملن از دایرهی مخاطبین وبلاگایی که سبز شدن حذف شدن ؟
پ . ن : بسیار مشتاقم بدونم چقدر هنوز پایبندی هست به اعتقادات و احمدینژاد با تشبیه اون چند نفر به طلحه و زبیر چقدر از رایهایی که اهل سنت بهش میدادن از دست داد .
پ . ن : یواش یواش دارم به عقل سبزیجات شک میکنم طرف برداشته شر کرده "تو لیست علمای حامی احمدی نژاد اسم فاضل لنکرانی هم هست. فاضل لنکرانی دو سال پیش مرده!"
ببینم ، فاضل لنکرانی همون یکی بوده که اونم مرده دیگه ؟ نه ؟ اصلن پسرش نمیتونه عالم باشه و فامیلشم فاضل لنکرانی باشه (یا برادرش یا ... )
پ . ن : اینو اینجا میذارم برای روزی که خیلی دور نیست ولی میشه از دور به این بحثها نگاه کرد .
میگم : اگه منظورتون از "من به تنهایی هزار نفرم. هزار نفری که می خوانندم." خواننده های وبلاگه و اگه منظورتون تمام خواننده های وبلاگه نه فقط سبزی هاش
منم جز اون هزار نفرم که چون سبز نیستم عملن از دایره ی مخاطبین وبلاگتون حذف شدم(امیدوارم بعدن نگید حذفت کردم تا چشت درآد(
اگه من جز اون هزار نفرم نه خیر شما هزار نفر نیستید نهصد و نود و نه نفر هستید
میگه : دوست عزیزم اگر فکر می کنی من فقط هزار نفر خواننده دارم اشتباه می کنی. در ضمن نظر شما هم محترم است و کماکان جزو خواننده های من هستید.
پ . ن : امیر جایی تو خطابه هاش نگفته زمانی بر مردم خواهد آمد که قاتل را بر دروغگو ، دروغگو را بر دزد و ... ترجیح خواهند داد و بر این ترجیح افتخار خواهند کرد و کسی را که نخواهد بین اینها انتخابی کند ابله خواهند خواند ؟
تا حالا کسی حساب کرده ببینه سالی چقدر صرف وارد کردن پارچه ی چادر مشکی میشه برای حفظ حجاب برتر ؟
تا حالا کسی حساب کرده ببینه برای رعایت دستور خدا (!) سالی چقدر ارز رو داریم دو دستی تقدیم کشورایی که حتی خدا رو قبول ندارن میکنیم ؟
تا حالا کسی فکر کرده برای رعایت شئونات اسلامی چقدر به پیشرفت غیر مسلمون هایی که از نظر شرعی کمک به پیشرفتشون مشکل داره کمک میکنیم و رعایت شئونات باعث روز به روز عقب تر رفتنمون میشه ؟
تا حالا کسی فکر کرده چقدر ابلهیم که برای دین داری کردن و دین دار بودن با میل و رغبت اجازه میدیم استثمارمون کنن ؟
تا حالا کسی فکر کرده واقعن خاک بر سر این ایمان و اعتقادات ما نیست که برای داشتنشون باید دست به دامن غیرمسلمونا بشیم ؟
مراجع محترم تا حالا فکر کردن تشویق به چادر سر کردن یعنی تشویق به تقدیم دو دستی پول به غیر مسلمون ها ؟ (البته این که حضرات فکر هم میکنن یا نه باید به تنهایی از دانشمند مجلس باز پرسیده بشه)
خب من تبریک میگم به تک تک دوستانی که تو مدرسهی شاهد داشتم و با بی پدری بزرگ شدن .
تبریک میگم به نسل قبلی که تو خیابونا هوار کشیدن نصر من الـله و فتح القریب ... و خیر سرشون متحد شدن برای نجات ایران .
تبریک میگم به اونایی که انقلاب کردن ، تبریک میگم به اونایی که جنگیدن ، تبریک میگم به اونایی که جون خودشون و زندگی خانوادهشون رو دادن ، تا بعد از سی سال مجدد همون شعار نصر من الـله و فتح القریب رو بدیم و مجدد متحد بشیم برای نجات ایران .
پ . ن : فتح القریب ! باش تا صبح دولتت بدمد .
پ . ن : یه سوال استراتژیکی ! این امریکایی که هیچ غلطی نمیتونسته بکنه چطور این همه سال ما رو در معرض تهدید نظامی قرار داده و الان باید خوشحال باشیم که دیگه تهدیدمون نمیکنه ؟ مگه از تهدید کسی که هیچ غلطی نمیتونه بکنه باید نگران بود که حالا از عدم تهدیدش خوشحال باشیم ؟
پ . ن : خب امیدوارم شما یه آدم با حافظهی فوق قوی پیشتون نباشه که وقتی احمدی نژاد از دههی 60 حرف میزنه تاریخچه و مرجع اصلی هر حرف و انتقاد و تهمتش رو مشخص کنه که این حرفی که زد رو فلانی گفته بود و این کاری که گفت دستور فلانی بود و اینی که گفته برای فلان مورد بود . چون بد جوری خواهید ترسید .
پ . ن : ببخشید کسی اینجا آمارش خوبه ؟ همهی کسانی که 4 سال پیش رای دادن ، حتی 15 ساله هاشون این بار هم میتونن رای بدن یه سری بین 14 و 15 سال هم هستن که سری قبل نتونستن رای بدن ولی الان به 18 سالگی میرسن و میتونن رای بدن . کسایی که سری قبل میتونستن رای بدن و حالا نمیتون رای بدن تقریبن همهشون الان به دیار باقش شتافتند . این کم شدن واجدیدن شرایط رای دهی یه خورده اشتباه نیست ؟ مگه چقدر آدم تو این 4 سال مردن که این همه کم شده از واجدین شرایط ؟
حالا که بازار ال میکنم و بل میکنم گرمه منم اعلام میکنم به هر کاندیدی که اعلام کنه اذان و نماز بعدش و قرآن قبلش و بقیهی خورد و ریزاش بعد از این فقط و فقط از یک شبکه (و ترجیحن استانی ، به منی که این سر ایران نشستم کلن و جزئن ربطی نداره تهران کی اذان میشه که از همه ی شبکه ها پخشش میکنن) پخش خواهد شد رای میدم .
به ریش مرلین قسم اگه چنین چیزی رو بگن میرم رای میدم ، حتی شده به احمدینژاد .
به نظرتون من اگه روزی چند دقیقه فکر کنم که کتاب دن آرام تا سال بعد همین موقع توسط من خونده شده بر مبنای این قانون راز کتابه خونده خواهد شد ؟
پ . ن : تنها و تنها کاریه که با وجود خواستن هنوز به انجام نرسیده .
چند تا از وبلاگایی که کم و بیش سه سال بود مداوم و مستمر میخوندمشون از لیست خواندنیهام حذف شدن . خوبه این انتخابات 4 سال یه باره ها . آدم میترسه از دیدن آدمای عاقل و بالغی که هیچ منطقی ندارن تو حمایت از کاندیدشون جز یا با مایی یا بر مایی و هر حرفی مخالف عقیدهشون یه جواب "خفه شو"ی نسبتن محترمانه میگیره . یعنی چی که وقتی میگی چرا میخوای به موسوی رای بدی جواب میدین میخوای احمدینژاد رای بیاره ؟ یعنی چی که تا یه چرا میگی اسمش میشه تخریب ؟ خب البته وقتی دلیل و منطق پشت انتخاب نباشه باید با داد و هوار جاش رو پر کرد . خب من الان دیگه برام سوال نیست اون 90 و اندی در 100 که به قانون اساسیای رای دادن که هر دراز گوشی بعد از خوندنش بهش رای نخواد داد عقل و شعورشون وقت رای دادن کجا بود .
خب میدونید جمهوری اسلامی نه یه نظامه نه یه عقیده . به واقع تک تک ما جمهوری اسلامی های کوچیکی هستیم که جمهوری اسلامی بزرگ رو ساختیم .
نه سوال بپرسید نه دنبال جواب باشید نه چرایی بگید . تشریف ببرید به موسوی رای بدید ببینم 4 سال بعد چه گلی بر سر این کشور خواهد کاشت چه تخم دو زردهای خواهد گذاشت چه صبحی رو خواهد آورد چه بهارونی رو شکفته خواهد کرد کدوم زمستون رو سرخواهد آورد چه آزادیای رو خواهد آورد چی خواهد ساخت . از دوران خاتمی مدینهی فاضله بسازید و نپرسید اون چه مدینهی فاضلهای بود که به طرفت العینی (درست نوشتم ؟) به باد فنا رفت . بابا این تحریمی ها حداقل اگه منطق درست و حسابی هم نداشته باشن داد و هوار و چماق هم ندارن .
پ . ن : نه من برخلاف شماها فکر نمیکنم دیشب موسوی برده . بله موسوی خیلی بهتر بود . ولی این بهتریش براش رای جمع نمیکنه . احمدی نژاد اسم برد دقیقن اسم کسایی رو برد که مردم تو این سال ها معتقدن (کار به درست و غلطیش ندارم) حقشون رو خوردن و مناظره رو برد .
حالا گذشته از همهی این حرفا احمدی نژاد کلن سخنور بهتریه یا موسوی امروز سخنوریش ضعیف بود ؟
پ . ن : کسی دور و بر این احمدی نژاد نیست که بهش یادآوری کنه دولتای گذشته 8 سال تو جنگ کشور رو اداره کردن بعد یه کشور خراب شده تحویل گرفتن یه مدتم کشور رو با نفت بشکهای هشت دلار اداره کردن . این همه ما فلان کردیم و بهمان کردیم و فلان برابر دولت های گذشته کار کردیم بله شاید مردم رو گول بزنه ولی بیشتر از اون حماقت خودتون رو ثابت میکنه که ادارهی کشور تو صلح و با نفت بالای صد دلار رو با اون دوران مقایسه میکنید .
پ . ن : گویند سادهدلی میره سفر تو یکی از شهرا مناره میبینی از یکی میپرسه اینو چطوری ساختین طرف یهخورده ناقلا بوده میگه این کاشتنیه تخمش رو باید بکاری سبز بشه و یه مقدار تخم هویج بهش میده . بنده خدا برمیگرده شهرشون و تخم هویجا رو میکاره یه مدت بعد میبینه خبری از مناره نشد و فقط چند تا برگ درآومدن میره برگا رو از زمین میکشه بیرون با هویج مواجه میشه میگه ای وای تخمش رو برعکس کاشتم از اون طرفی سبز شده .
مواظب باشید یه وقت اشتباهی نکاشته باشید برعکس سبز بشه .
پ . ن : کسی هست بدونه خاتمی دروس حوزه رو تا چه سطی خونده ؟ درست نمیدونم از کدوم سطح دورس خارج معادل دکترا حساب میشه ولی فکر کنم خارج سه باشه .
یه تصویرایی هستن که هر چقدرم ازشون گذشته باشه یا هر چند سال باشه که تو ذهنت تکرار نکردیشون بازم دقیقن همون تصویر با جزئیات کاملش تو ذهنت باقی میمونه .
رئیس جمهور مادامالعمر قبلی سوریه* (بابای رئیس جمهور مادامالعمر فعلی سوریه و احتمالن بابابزرگ رئیس جمهور مادامالعمر بعدی سوریه) که مرد قبل از تشییع مقاماتی که برای تشیع جنازه ش رفته بودن ادای احترام میکردن به جنازه یه اتاق بزرگ بود که همهی مقامات هر کشوری با هم و خیلی منظم مثل رژه ای که سربازا میرن از روبه روی تابوت وارد میشدن ادای احترامشون رو میکردن و از سمت راست خارج میشدن نوبت به هیئت ایرانی که رسید اول کلی طول کشید همه شون برن جمع شن مقابل تابوت ادای احترامشون رو که کردن دیگه اوج فاجعه بود یکی میخواست بره چپ یکی داشت میرفت راست یکی میخواست از همون دری که اومدن بره بیرون اون بی نظمی هیئت ایرانی که اتفاقن رئیس جمهور هم جزئشون بود و مقایسهش با نظمی که سایرین داشتن برا من که اون موقع کوچیک تر بودم خجالت آور بود و الان یه نمونهس از واقعیت جامعه .
* البته واضح و مبرهن است که اینا چون روابط حسنه! داریم باهاشون مادامالعمر بودن ریاست جمهوریشون اند** دموکراسیه ولی تو کشوری مثل مصر حتمن و حتمن نشونهی ضد دموکراسی و استبدادی بودنه .
حتی یادمه برای این که پسر این بابا که 34 سالش بود بتونه رئیس جمعور مادام العمر بشه و تاج تخت ابویش رو تحویل بگیره قانون اساسی رو که میگفت حداقل سن برای ریاست جمهوری 40 ساله رو عوض کردن . یعنی هلاک تعریف دموکراسی این جمهوری اسلامیم من .
**نکته ی آموزشی : "اند" تو زبان فارسی یه عدد مبهمه بین سه و نه

ئم خب باید یه روز از 8 صبح تا 9 بعدازظهر بیرون باشی و خسته و کوفته و کلافه برسی خونه تا بدونی چه لذتی پشت این عکس نهفتهس .
میگه : اینکه مرد قبل از ازدواج کمر به پایین زن رو نگاه کنه حلاله . بقیه تایید میکنن که بله یه عمر قراره زندگی کنن و باید ببینه .
کشش بحث کردن با چند تا درازگوش رو ندارم . حوصله بحث با زنی که خودش هم برای خودش ارزش قائل نیست و ازدواج براش معنی 6 پارانتر شدن برا مرد رو داره ندارم .
فقط یاد اون جکه افتادم که از یه مبلغ مذهبی میپرسن چرا زن رو نصف مرد حساب میکنید میگه چون برا ما فقط نصف پایینش مهمه . خب چنین آدمایی خودشون این تفکر رو قبول دارن و ترویجشم میکنن .
بعد آدم گریهش میگیره از فکر اینکه هستن کسانی که دارن عمرشون رو صرف داشتن حقوق برابر و حق آدم بودن برای اینها میکنن .
خلبان برای آخرین بار با برج مراقبت تماس میگیرد ؛ اما "دیگر هیچ امیدی" نیست . این را فکوری وقتی نشان دهنده های هواپیما را میبیند میگوید و برمیگردد آن وسط ، پیش فلاحی ، نامجو و کلاهدوز . جهانآرا خوابش برده . تقریبن از همان اهواز . فقط یک لحظه چشمهایش را باز میکند . میپرسد "چی ؟ شد رسیدیم ؟" یک مجروح سرم به دست میگوید : "نه؛ هنوز نه . بخواب" و او میخوابد . کمی بعد جایی توی تپه های کهریزک هواپیما میافتد زمین ...
میشود قصه را از همین جا شروع کرد ؛ از مجروح سرم بهدست و میشود از آن پنج تا نوشت . این متن در بارهی آن پنج تاست و با فلاحی شروع میشود ؛ چون از بقیه بزرگتر است . "فکوری" و "جهان آرا"یش کوتاه است ؛ چون هیچ کتابی دربارهی این دو نفر وجود ندارد ... *
*سروش جوان ، شمارهی 65 (با اندکی دخل و تصرف)
پ . ن : گاهی هست که بین خندیدن و گریه کردن مردد نیستی . بین زار زدن و سر به بیابون گذاشتن مرددی . این که بین سی و چند نفر همه فکر میکنن جهان آرا چون تو خرمشهر کشته شد براش نوحه خوندن از اون موقعهاست .
1 . اول راهنمایی که بودم مقنعهی یشمی مد شده بود شور گرفته بودشون .
الان علاوه بر این که یاد پارچه هایی میافتم که ملت برا تبرک و حفاظت میبندن دستشون یاد شور و یاد سرخوردگی شدید مقنعهی یشمی سرکنای شور گرفته چند سال بعدشم میافتم .
خب نمیدونم چرا ایرانیها از اشتباه درس نمیگیرن .
2 . مسیج زده که تو این 4 سال فلان و فلان و فلان شده اگه میخوای 4 سال دیگه فلانتر و فلانتر و فلانتر نشه به فلانی رای بده . دلم میخواد دم دستم بود تا خرخرهش رو خوب بجوم و بگم اگه تو این 4 سال فلان و فلان و فلان شده نتیجهی رای ابلههایی مثل توست خودت میفرمودی چون از آخوندا خسته شدم به این بابا رای دادم یا چون نمیخواستن فلانی رای بیاره بهش رای دادن . شما دیگه لطفن خفه شو که مسبب فلان و فلان و فلان شدن خودتی . فقط مواظب باش 4 سال دیگه بازم به غلط کردم نیفتی .

این که از این روزگار
برسیم به روزگاری که با دیدن اون عکس ذوق کنیم که این عکس مقدمه ای خواهد شد برای ساختن یک جامعه ی آزاد و مبارزه با مرد سالاری و چنین شر و روهایی ، همچین ذوق زدن نداره بهتره بریم نفری یه قبر بخریم بخوابیم توش که خودمون این جامعه رو ساختیم و الان میخوایم برا داشتن چیزی مبارزه کنیم که چند صباح پیش داشتیمش .
4 . اون قسمت سریال "مریم مقدس" که قرار بود بره معبد و میخواستن ببینن سرپرستیش با کی باشه ! اونجایی که کاهنا داشتن با هم دعوا میکردن و کاهن بزرگه گفت آقایان مهم نیست سرپرستی مریم با کدامتان باشد مهم این است که با زکریا نباشد !
همچین یه نموره وصف حال الان ماست .
5 . بس کنید بابا ! اگه قرار بود نتیجهی انتخابات با رای آدمای دنیای مجازی تغییر کنه ، که 4 سال پیش اون بابا رای نمیآورد . بابا به پیر به پیغمبر به هر چی میپرسید آدمای دنیای مجازی فکرشون نگاهشون خواسته هاشون فرق میکنه با مردم دنیای حقیقی اصلن دنیای این آدما جداست از هم . رای اوناست که نتیجه ی انتخابات رو تعیین میکنه تعداد رای اونا خیلی بیشتره خیلی دلتون واسه کشور کبابه برید روی اونا کار کنید . برید مخ آدمی رو بزنید که فکر میکنه چون این بابا انرژی هستهای برامون آورده بهترین رئیس جمهور ایرانه نه کسایی که میدونن به خاطر این انرژی چه تاوانی داریم میدیم . باباجان ها هنوز هستن آدمایی که فکر میکن این بابا پزشکه یا دکتراش دکترای مهندسی نیست و علوم سیاسیه برید رو اونا کار کنید اگه کسی احتیاج به قیم و وکیل و موعظهگر داشته باشه اونان . تک تک آدمای دنیای مجازی به اون جناب سبزی رای بدن هم باز اون بابا رای خواهد آورد .
6 . تو فیلم تبلیغاتی اون بابا بعضی از جنوبی ها چقدر پوستشون روشن شده بود و چقدر بعضی هاشون بی لحجه فارسی حرف میزدن .
7 . این هنرمندا و فرهیختهها و خیرسرشون روشنفکرا و که دارن از این حمایت میکنم فردا که گند کار دربیاد پای رایشون خواهند ایستاد ؟
8 . من از شور میترسم . تجربه ثابت کرده ایرانی جماعت وقتی شور داره شعور نداره . ایرانی رو وقتی شور میگیره تا یه گند عظیم نزنه ول کن معامله نیست . آره من میترسم .
9 . خب میفهمم که میخواید با هوچیگری (بله میدونم میخواید بگید هوچیگری نیست ولی تنها واژه ای که به نظر من لایق این نوع طرفداریه واژهای جز هوچیگری نیست ، برید ببینید کجای کارتون ایراد داره که باعث شده یه نفر چنین برداشتی از دفاعیهتون بکنه) چی میگفتم ؟ آهان ! خب میفهمم که میخواید با هوچیگری برای این آقا رای جمع کنید ولی بد نیست به اینم فکر کنید که ممکنه یه نفر بر اثر این هوچیگریها از رای دادن به این آقا منصرف بشه . یعنی شخص من اگه بخوام رای بدم به کسی که چنین طرفداری شور گرفته و بیمنطق (کسی که اسم نقد رو بذاره تخریب کارش از بیمنطقی گذشته البته و به بیشعوری رسیده حالا من میخوام مودب باشم نمیگم طرفداری بیشعور) و توهم زده و تا نوک دماغ ببین و هوچیگری داره رای نمیدم .
10 . حالا این صبحی که اندکی صبر کنیم نزدیک است ! قراره چه تخم دو زردهای توش بکنن ؟
11 . این بابا که اون همه از طفلک رجایی مایه گذاشت .
اگه رجایی قرار بود این جوری که این بابا تو صلح مملکتداری کرد تو جنگ مملکت داری کنه که حسابمون با کرامالکاتبین بود . بعد آدم فکر میکنه خوب شد عمرش کفاف نداد .
ببین آدمو به چه فکر و خیالایی میندازنا !
پ . ن : عمرن اگه منظورم رو فهمیده باشید . فعلن هم قصد توضیح اضافه دادن ندارم ، شاید 20 روز بعد .
واضح میگم که بعدن وقتی پاچه تون گرفته شد اعتراض نکنید ! هیچ حرفی ، سوالی و کامنتی در مورد این نوشته نذارید . بد نیست گاهی تمرین کردن زبون به کام گرفتن رو .
پ . ن : ظاهرن این پست هی طویل تر خواهد شد بند دوم "پ . ن" قبلی برای هر مورد دیگه ای که به این پست اضافه بشه برقراره .