ایران بعد از 2 انقلاب / 3
نقل قول:
"روشنفکران ایرانی در دوران جدید را میتوان به دو گروه تقسیم کرد؛ روشنفکران نسل اول و روشنفکران نسل دوم. در یک نگاه کلی، روشنفکران نسل اول به دنبال تجدد، نوسازی و مدرنیته بودند، و روشنفکران نسل دوم مخالف با اساس و مظاهر مدرنیته
آن دسته از دانشجویانی که در سال ۱۸۱۵ توسط عباس میرزا به اروپا فرستاده شدند، و همهی روشنفکرانی که پس از آنها به عرصه آمدند و در پی پیشرفت و نوسازی ایران بودند و تا دههی سی-چهل شمسی جریان غالب فکری را شکل میدادند، همگی در یک کلام در پی «ساختن» بودند
اما آرام آرام نسل جدیدی از روشنفکران ظهور کرد که در یک کلام در پی «تخریب» ساختههای نسل اول بود. این نسل دومی که تحت تاثیر انقلاب کمونیستی شوروی ظهور کرد و در ادامه تحت تاثیر جریانهای پستمدرن قرار گرفت، میخواست آنچه که هنوز در ایران شکل نگرفته بود را منهدم کند.
از روشنفکران نسل اولی میتوان به میرزا ملکمخان ناظمالدوله، میرزا یوسفخان مستشارالدوله، سیدحسن تقیزاده، محمدعلی فروغی و علیاکبر داور اشاره کرد. از روشنفکران نسل دوم نیز میتوان به جلال آلاحمد، علی شریعتی، اميرحسين آریانپور و احسان نراقی* اشاره کرد.
نتیجه تلاشهای روشنفکران نسل اول جنبش مشروطه و نظم و رونقی که پس از آن پدید آمد بود (۱۲۸۵-۱۳۵۷) و نتیجه تلاشهای روشنفکران نسل دوم نیز انقلاب ۵۷ و وقایع پس از آن بود."
.
.
.
پ.ن: پیشتر نوشته بودم "هر چه مشروطه بزرگ پرور بود. 57 متوسط و کوچک پرور بود."
مشروطه رو بزرگان ساختن و بزرگ پرور شد، 57 رو کوتولهها ساختن و سفله پرور شد!
* نویسنده متن سروش و ملکیان روی توی لیست نیاورده ولی به نظر من این دو هم جایگاه ویژهای در میان کوتولههای پنجاه و هفتی دارن!