8-9 ماهی هست که مداد گرفتم دستم و دونه دونه احمق های دور و برم رو خط میزنم.

درسته دور و بر خلوت شده، ولی دیگه مجبور به تحمل احمق ها هم نیستم.

یاد بعضی نفرات

امروز فهمیدم "میرزا جهانگیرخان ۳۲ سال داشت که در باغشاه کشته شد".

همیشه در ذهنم پیر تصورش میکردم. انقدر وزنه بزرگ و قوی ای بوده توی مشروطه که فکر نمیکردم انقدر جوان بوده باشه.

۳۲ سال یعنی از من کوچکتره بوده. ما چه کردیم با عمرمون؟

این چند روز بابا هی زمزمه می کنه "جان پدر کجاستی؟"بعد ریز ریز اشک می ریزه

 

لابه لای اخبار انتخاباتی این مورد گم شد؛

اتحادیه اروپا الکساندر لوکاشنکو رهبر بلاروس، پسرش ویکتور و ۱۳ تن دیگر از مقامات ارشد بلاروس را مورد تحریم قرار داد. بر طبق بیانیه اتحادیه اروپا این تحریم‌ها به دلیل «سرکوب خشونت‌آمیز و ارعاب معترضان» پس از انتخابات ریاست جمهوری ۹ اوت وضع شده‌اند.

بعد از ماجراهای 88 چند مقام ایرانی تحریم شدن؟ بعد از دی 2 سال پیش چی؟ بعد از آبان پارسال؟

بعد از ماجراهای آبان برخی حاضرن برای فروپاشی این سیستم، حتی کشور هم نابود بشه. سال‌ها بعد شاید بشه عاقلانه تر فکر کنند. شایدم نشه. هر چه هست امیدوارم اندکی درک از سیاست و مناسبات جهانی پیدا کنن.

 

ترک‌ها در باب شانس آوردن و راست و ریس شدن کارها یه مثلی دارن که می‌گه «ناماز قیلمیه‌سن اوروج توتمیه‌سن ایشین‌ده بئله راس گلسین» (نماز نخونی، روزه نگیری ولی کارت هم این‌طور رو به راه بشه).
حکایت جمهوری اسلامیه که هر جنایتی تونست انجام داد ولی تو هر ماجرایی شانس آورد.

اینم از بایدن

مکنونات قلبی

ته دلم دوست دارم ترامپ بره.

سال 96 هم ته دلم دوست داشتم روحانی نبره.

یک ویدیویی هست از طعنه محمدرضا شاه به فرح پهلوی درباره تاکیدش بر حمایت از هنر و هنرمند، یه تیکه اش اشاره به شهریور 20 داره و شاه به تمسخر ادای ساز زدن درمیاره میگه اون موقع که به ایران حمله کنن با ساز میخوان جلوشون رو بگیرن؟

پهلوی دوم در حوزه های اقتصادی و نظامی پیشرفت چشمگیری داشت. در کنار اینا بعد از ملکه شدن فرح در بخش هنر و فرهنگ هم رشد خوبی داشتیم.

داشتم درباره فرمان آرا چیزی رو سرچ میکردن رسیدم به این عکس

بهروز وثوقی، جمشید مشایخی، بهمن فرمان‌آرا، فخری خوروش، پروانه معصومی و هژیر داریوش در دیداری با فرح دیبا

فکر کردم برخلاف طعنه و تصور شاه اتفاقن کارهای ملکه موثرتر و ماندگار تر شد. از اون رشدبالای اقتصادی، اون پیشرفت خوب صنعتی حتی از اون ارتش شاهنشاهی هیچ نموند. اما بذر اونچه ملکه در فرهنگ و هنر این کشور کاشت ریشه داد و موندگار شد. هر چند اون رو هم دارن به سمت زوال میکشن اما حداقل تا الان ماندگاریش بیشتر از کارهای خود شاه بوده.

داشتم میگفتم خیلی دوست دارم یه پالتو پوست داشته باشم. ولی جالبه ته ذهنم همیشه هست که اینا نجس هستن* و نمیتونم بپوشم.

با تعجب میپرسه چه جور گیاه خواری هستی که پالتو پوست دوست داری؟ (ملت یه تصوراتی از آدم دارن، خود آدم در جریانش نیست)

میگم هاع! من کی گیاه خوار بودم؟

میگه آخه گوشت نمیخوری

میگم این همه سوسیس کالباس میخورم گوشت حساب نمیشن اونا؟ گوشت قرمز دوست ندارم که نمیخورم*

میگه من فکر میکردم گیاه خواری

 

 

*حیوونی که ذبح شرعی نشده باشه مردار محسوب میشه و کلن نجسه. حتی چرم‌های خارجی که از حیوونات حلال گوشت تهیه میشن هم مشکل دارن. دیگه چه برسه به پالتو پوست که از حیوونات حرام گوشت درست میکنن.

*درسته یه مقدارم مسائل محیط زیستی باعث میشه دوست نداشتم باشم مصرفش رو و سعی کنم کمتر کنم. ولی دیگه در حد وگان ها هم نیست نگاهم به ماجرا

 

 

امروز چندتا جا چشمم خورد به یکی دو مطلب درباره آتش زدن شهر نو قبل از انقلاب.

یادم افتاد سالها پیش وقتی درباره‌ش می‌خوندم نه آتش زدن اونجا برام عجیب بود نه تمایل مردم به اصطلاح انقلابی به نابودی اون منطقه و سیستم. چیزی که برام عجیب بود خاموش نکردن آتیش اونجا توسط آتش نشانی بود. توی روزهای قبل از ۲۲ بهمن فاز انقلابی بودن برداشته بوده آتش نشانی و اعلام کردن ما برای اطفای آتیش‌هایی که مردم تمایل به خاموش کردن ندارن کاری نمی‌کنیم. شاید این حرف و موضع موقع خاموش نکرد آتیش کاباره، مشروب فروشی یا سینما، حمایت از مردم به نظر بیاد. اما وقتی یه منطقه مسکونی رو آتیش می‌زنن، وقتی آتیش جان انسان‌ها (گیریم که کارگر جنسی) رو تهدید می‌کنه این واکنش اوج بی‌شریفی رو می‌تونه نشون بده. 

البته گویا در نهایت با تعلل و دست دست چند ساعته تشریف آوردن و آتیش بقایای شهرنو رو خاموش کردن.