ایران از تو باشد بسی سربلند

اروپا داره سالگرد پیروزی در جنگ جهانی دوم (در اروپا) رو جشن میگیره!

دیدن تصاویر و خوندنش خبرهاش یادم انداخت، حکومت آخوندی جشن ها و مراسم سالیانه ای که در سالگرد پیروزی ایران مقابل "حکومت دست نشانده شوروی (روسیه) در آذربایجان" برگزار میشد رو کلن جمع کرد!

تمام این سالها اگر 21 آذر جشن گرفته میشد، اگر سرود آذر آبادگان* توی مدارس و تجمعات و... خونده میشد چقدر باعث میشد مردم آذربایجان حس غرور و افتخار کنن به ایرانی بودن!

به جاش چیکار کردن؟ روی طبل اختلافات قومی کوبیدن. ترک و فارس و کرد رو به جون هم انداختن تا با کاشتن بذر اختلاف و درگیری محصولی که خودشون میخوان رو برداشت کنن! "القای این تصور که اگر ج.ا نباشه ایران تجزیه میشه"

البته از اونجایی که آخوند هیچ کاری رو درست انجام نمیده! این برنامه رو هم نتونست درست پیش ببره و در نهایت مردم به این نتیجه رسیدن که مشکل وجود ج.ا ست.

.

*سرود آذر آبادگان رو "حسين گل گلاب" در سال 1324 برای آذربایجانی که اون روزها "در اشغال روس‌ها بود" سرود، روح الله خالقی براش آهنگ سازی کرد (از نظر آوا و ریتم مشابه با سرود ایران ای مرز پرگهره که اونم توسط این دونفر سروده و آهنگسازی شده) و تمام سالهای قبل از شورش 57 به شکل مستمر در مناسب های مختلف در منطقه آذربایجان اجرا و خونده میشد.

میتونید اینجا بهش گوش بدید:

https://www.youtube.com/watch?v=0QWp1ix8zkw

متن سرود آذر آبادگان:

ای مهد دلیران و آزادگان
خاک خرم آذرآبادگان
ایران را تو چون پربها گوهری
تابان اختری، پر فروغ آذری
بدگهر، همیشه در برابرت به خاک
روشن از تو چشم میهن، ای زمین پاک
در فراز و خرمی، همیشه چون بهار
کوته از تو دست بدگهر به روزگار
ای خطه آذرآبادگان، آذرآبادگان
ای خاک تو مهد آزادگان، مهد آزادگان
دور از تو اندیشه بدکنشت
خرم بمان همچو خرم بهشت

ای در استواری چو کوه سهند
ایران از تو باشد بسی سربلند
بدخواهان تو تیره‌روز و زبون
افتاده به گرداب غم سرنگون
نور دیده وطن فروغ روی توست
چشم دوستان و دشمنان به سوی تست
بزم دوستان ز آذر تو روشن است
اخگری ز آذرت به جان دشمن است

ای خطّه آذرآبادگان، آذرآبادگان
ای خاک تو مهد آزادگان مهد آزادگان
دور از تو اندیشه بدکُنشت
خرّم بمان همچو خرّم بهشت

-فقط فکر کنید که اجرا و زنده نگه داشتن این سرود در طی این سالها چقدر هویت ملی مردم آذربایجان رو تقویت میکرد! چرا این کار انجام نشد؟!

فیلم بینی آخر هفته!

سریال چرنوبیل رو اگر ندیدید، حتمن ببینید.

اگر دیدید، باز هم ببینید.

هامون!

کیا "هامون" رو دیدن؟

از نظر زمانی در چه دوره ای و در چه سنی دیدید؟

اولین باری که دیدید چه دریافتی از فیلم داشتید؟

آیا دوباره یا چند باره فیلم رو دیدید؟ در دفعات بعدی و وقتی سن بالاتری نسبت به اولین بار دیدنش داشتید چقدر برداشتون تفاوت پیدا کرده بود؟

حجاب برتر!

چقدر این ظاهر و پوشش آشناست! فکر میکنید مسلمانان کدوم کشور باشن؟

«پیکاسو در تهران»

اگر تهران هستید نمایش آثار پیکاسو در موزه هنرهای معاصر رو از دست ندید.

تا ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ برقراره.

فیلم بینی وسط هفته!

فیلم "دیدن این فیلم جرم است" رو اگر ندیدید حتمن ببینید!

در این روزهایی که روی قله آب و برق و گاز نیست! لازمه بدونیم که چه تفکری وضعیت کشور رو به اینجا کشونده!

آیا میدانستید؟!

بعیده کسی ماجرای تحریم تنباکو و این که موجش به حرمسرای همایونی هم رسید و زن های شاه قلیون ها رو شکستن و... رو نشنیده باشه!

خوبه که اینم بدونید؛ سید محمد بهبهانی که از شاگردان آخوند خراسانی به‌شمار می‌رفت در نهضت تنباکو فتوای میرزای شیرازی مبنی بر حرمت توتون و تنباکو را نپذیرفت و با سایر علما و مردم همراه نشد! تا آنجا که در حضور مردم قلیان می کشید. بهبهانی میگفت فتوای شیرازی برای مقلدانش است من خود مجتهدم!

میدونید که هر آدمی یک قیمتی داره!

فیلم بینی آخر هفته

فیلم My fair lady یا بانوی زیبای من رو اگه ندیدید ببینید، اگر دوبله ش دیدید به زبان اصلی ببینید. اگر به زبان اصلی دیدید هم دوباره ببینید.

فیلم رو با تمرکز روی لهجه و آواهای زبانی ببینید.

امیرکبیر ثانی؟

فروش اضافه اموال دولتی و تاسیس بانک فلاحتی و ملی از طریق آن، تاسیس کارخانه ذوب‌آهن، اجرای نقشه راه‌آهن، انحلال اولیه و تدوین قوانین جدید مدنی با کمک داور، نسخ کاپیتولاسیون، تشکیل شورای معارف، اعزام دانشجو به خارج از کشور، تغییر چهره شهرها و به خصوص عمران و توسعه طهران، جاده سازی از اقدامات قابل توجه اوست.

مشوق موسیقی ایرانی و خوانندگی زنان بوده و قمرالملوک وزیری با تشویق و حمایت او در گراند هتل برنامه اجرا میکرد

کلوپ ایران را در چهارراه مخبرالدوله امروزی تأسیس کرد که مکانی برای بحث و گفتگو حول محور ایران و شاهنامه و تاریخ بوده، ایده های مثل ساخت مقبره نادرشاه، مقبره فردوسی از همین کلوپ ایجاد شد. در این کلوپ اشخاص سرشناسی چون؛ سردار اسعد بختیاری، داور،نصرت الدوله فیروز، ابولحسن ابتهاج، اسدالله اسد بهادر حاضر بودند. این کلوپ اولین مکان طهران بود که زنهای ایرانی آزادانه و بدون حجاب در آن حاضر می‌شدند.

تقی‌زاده درباره او مینویسد؛ از افراد شایسته و لایقی بود که در زندگی دیدم. مردی باهوش با حسن نیت و حتی می‌توانم بگویم که اگر او نبود کارها به نفع صحیح جریان نمی‌یافت ولی افسوس که این بوذرجمهر عصر، مردی که نقص و عیبی مهمی نداشت از میان رفت.

جمع زیادی از فضلا و دانشمندان که وضع مالی خوبی نداشتند همیشه از خوان نعمت او بهره‌مند میشدند و چه از اموال شخصی که با توصیه های دولتی دستگیر آنها بود. عبرت‌نایینی شاعر معروف همیشه با کمکهای او امرار معاش میکرد ، حتی به فرخی یزدی که از مخالفانش بود و روزنامه طوفان بارها توسط سردار اسعد بختیاری کمک مالی کرده بود و از برنامه های آنان پشتیبانی کرد.

در مقابله با رقبای سیاسی خودش به جای حذف به آنها پستهایی در دوردست میداد، تقی‌زاده رو به عنوان والی خراسان به مشهد فرستاد، فروغی را سفیر ایران در ترکیه کرد، محمدعلی فرزین را به سفارت در برلین فرستاد.

درآن زمان تعیین نرخ برابری قِران در مقابل پوند در اختیار انحصاری انگلیس بود که وی از آن بسیار ناراضی و تلاش میکرد از آنها بگیرد.

دخترش او را امیرکبیر ثانی میدانست، تقی‌زاده او را بوذرجمهر زمان خواند.

«عبدالحسین تیمورتاش» مردی که قربانی تقابل با انگلستان شد و امروز نامی از خدماتش نیست، درگذشته ۹ مهر ۱۳۱۲!

فیلم بینی وسط هفته!

سینمایی "بازرس ویژه" رو نگاه کنید!

چه فرقی کرده اوضاع؟

فیلم بینی آخر هفته!

"شطرنج باد" رو اگر تونستیند ببینید!

تحقیقات آخر هفته!

یه سرچ کنید ببینید «ماه نسی» چیه؟!

کتابخوانی آخر هفته! / صلح

کتاب "صلحی که همه صلحها رو بر باد داد" رو اگه تونستید بخونید!

تحقیقات آخر هفته

دیروز سال‌مرگ پرویز خانلری بود!

آیا می‌دانید که بود؟

چه کرد؟

چه بر سرش آوردند؟!

فیلم بینی آخر هفته

فیلم The Silent Revolution رو اگر تونستید ببینید!

کتابخوانی!

کتاب "جزء از کل" رو اگر تونستید بخونید!

.

وقتی بچه هستی برای این که پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله میکنند "اگر همه از بالای پل بپرند پایین تو هم باید بپری؟"

ولی وقتی بزرگ میشوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب می آید و مردم میگویند "هی. همه دارن از روی پل می پرن پایین، تو چرا نمیپری؟"

فیلم بینی آخر هفته!

فیلم Munich رو اگر تونستید ببینید!

الان به خاطر تقارن المپیک و اتفاقات اخیر دیدن دوباره ش بی مناسبت نیست!

سرگرمی روز جمعه!

نسبت علی امینی با

۱. مظفرالدین شاه،

۲. محمدعلی شاه،

۳. محمد مصدق و

۴. قوام السلطنه چیه؟

.

پ.ن: با ۳ مورد اول نسبت خونی دور و نزدیک و با چهارمی نسبت سببی دارن!

فیلم بینی آخر هفته

فیلم مستند ‏Navalny رو اگر تونستید ببینید!

.

.

پ.ن: مستند وقتی ساخته شده که "ناوالنی" هنوز کشته نشده بود!

سرگرمی روز جمعه!

آیا می‌دانید نسبت، سببی و نسبی بین محمد مصدق و مظفرالدین شاه چیه؟

برای سرگرمی درباره‌ش سرچ کنید!

.

.

.

پاسخ:

-از نظر سببی، مظفرالدین شاه شوهر خاله مصدق (اشرف‌ملک خانم سرورالسلطنه، خاله تنی مصدق) بوده.

دختر مظفرالدین شاه (عزت السلطنه که نوه امیرکبیر هم می‌شه) هم زن‌دایی‌ش بوده!

-از نظر خونی (نسبی)! مظفرالدین شاه و محمد مصدق هر دو نواده فتحعلیشاه هستن. مصدق ندیده و مظفرالدین نتبجه-نبیره شاه هستند!

نجم السلطنه، مادر محمد مصدق از طرف پدری و مادری از نوادگان فتحعلیشاه قاجاره!

نجم السلطنه، از طرف پدری نوه عباس میرزای ولیعهده و نبیره فتحعلیشاه. (در واقع پدرش عموی محمدشاه محسوب میشه.) از طرف مادری نوه یکی دیگه از پسرهای فتحعلیشاه و نبیره‌ خود شاه محسوب میشه.

مظفرالدین شاه هم از طرف مادری نتیجه فتحعلیشاه و از طرف پدری نبیره شاه محسوب میشه.

فیلم بینی آخر هفته

فیلم What Happened to Monday رو اگه تونستید ببینید!

فیلم بینی وسط هفته!

فیلم "ایدیوکراسی" رو اگه تونستید ببینید!

کتابخوانی آخر هفته!

کتاب خاطرات بهلول گنابادی را اگر تونستید بخونید.

----

نقل قول:

"۲۱ تیر سالروز حادثه مسجد گوهرشاد، یکی از مرموزترین و در عین حال وحشیانه ترین شورش های شهری در تاریخ دومین کلانشهر بزرگ ایران، مشهد، می باشد. شورشی که بخشی از ابعاد دقیق آن را باید در خاطرات یکی از بانیان و آتش بیاران معرکه اش دید که حقیقتا اگر از جاده انصاف خارج نشویم روایتی دست اول و صادقانه از نیت ها، ابعاد و مخصوصا تعداد قربانیان آن واقعه(حداکثر ۲۶ نفر) ذکر کرده است.

شورشی که بر خلاف روایت پسا۵۷ نه برای مخالفت علیه قانون کشف حجاب زنان که علیه قانون پوشش نوین مردان (اضافه شده توسط وبلاگ صاحاب!: ایالت خودمختار خراسان از اول خود مختار بوده!) و علی الخصوص حبس خانگی آخوند قمی در تهران و از همه مهم تر حبس عده ای از محترمین شهر که به این قضیه در طی تلگرافی اعتراض کرده بودند، جرقه اش زده شد و از قضاء طبق اعترافات بهلول گنابادی حاضران درون مسجد هم زیاد دست خالی نبوده و به سلاح های انفرادی مجهز بودند و حتی قبل از یورش نیروهای نظامی چندین بار اخطار تسلیم و ترک مسجد را دریافت کرده بودند.

ایضا می توان از خاطرات بهلول ردپای حضور مسلحانه عشایر خراسان در شورش آن روز مشهد را نیز مشاهده کرد که البته طبق خاطرات وی بنابر پیشنهادش عشایر عقب نشینی کردند و با همین حال طبق خاطرات سیاسی سید محمد علی شوشتری که خود از شاهدین ماجرا بود و خاطراتش در کنار خاطرات بهلول یک منبع دست اول از حوادث آن روز مشهد است، رضاشاه حکم به حداقل خشونت در ختم ماجرا می کنند.

جدای از این ها بهلول گنابادی به عنوان فردی به واقع فتنه جو که زمینه را مناسب ماجراجویی هایش دیده بود بعد ها توانست با احترام ادامه حیات بدهد و نه مورد ترور برون مرزی یا خودکشی شدن در زندان قرار نگرفت.

کسی که در خاطراتش حسرت می خورد که چرا نهضتی چون نهضت روح الله خمینی را نتوانسته همان موقع به رهبری خودش به پیروزی برساند عملا پرده از جاه طلبی های شخصی اش نیز بر می دارد.

نکته جالب آنکه طبق خاطرات خودش وقتی ماموران برای توقیف او به در منزل پدری اش می روند پدرش او را به ماموران فردی سفیه(دیوانه) معرفی کرده و به آن ها اعلام می کند به هیچ عنوان به او کاری ندارد. او البته با تمام کینه ای که از خاندان پهلوی داشت اما نظم و انضباط رضاشاه را ستوده و از این بابت او را ستایش می کند.

از همه این موارد گذشته می توان مهم ترین قربانی شورش مسجد گوهرشاد مشهد را استاندار وقت خراسان، مرحوم اسدی، پدر داماد محمد علی خان فروغی دانست که اعدامش شروعی بر قهر سیاسی مرحوم فروغی* و اعلیحضرت رضاشاه شد. قتلی که امروزه مشخص شده با تبانی و پرونده سازی ۳ تن از رقبای سیاسی مرحوم اسدی در نهادهای وقت خراسان صورت گرفت و باعث شد آن مرحوم جانش را از دست بدهد. هر چند که خاطرات بهلول گنابادی به نظرم با حذفیات و سانسورهای بسیار و همچنین در چندین نسخه مختلف به چاپ رسیده است اما باز هم توصیه می کنم آن را بخوانید."

.

.

*تاریخ همیشه با اگر و اما همراهه! مثلن این:

"اگر ماجرای گوهرشاد و اتفاقات بعدش نبود و فروغی فعالانه در دولت می موند چقدر به نفع این کشور بود!"

عالیجناب داروین!

داروین تو نظریه فرگشت می‌گه:

باهوش‌ها دوام نیاوردند

سخت کوش‌ها هم دوام نیاوردند

پس چه کسانی دوام آوردند و ماندند؟ «انعطاف‌پذیرها»

فیلم بینی آخر هفته

مینی سریال Cambridge Spies رو ببینید

*حلقه کمبریج

فیلم بینی آخر هفته!

انمیشین Sausage Party رو شاید دیده باشید!

اگر ندیدید ببینید و فکر کنید؛

کاری که "ست روگن" انجام داد درست بود یا نه؟

آیا باید میذاشت امید و رویای غلط ادامه پیدا کنه؟

ساخت اون رویا درست بود؟ امید واهی دادن کار درستی بود؟

تا حالا به این فکر کردید که اگر ۱۴۰۰ سال پیش زندگی می‌کردید، در نبرد قادسیه یا نهاوند کدوم سمت می ایستادید؟

فیلم بینی آخر هفته

فیلم‌‌های Dune را اگه تونستید ببینید.

.

.

اگه میخوای مردم رو کنترل کنی، بهشون بگو قراره یه منجی موعود ظهور کنه. اون وقت قرن‌ها چشم انتظارش میشینن!

آلمان ۸۳، ۸۶ و ۸۹

پیشنهاد میکنم مجموعه سریال های سه گانه آلمان ۸۳، ۸۶ و ۸۹ رو ببینید (نه!جزو فیلم بینی های آخر هفته محسوب نمیشه! زمان بیشتری لازمه برای دیدنش)

در درک شرایط فعلی دنیا و جهتگیری گروه ها، اقشار و... میتونه زوایه های جدید رو برای آدم باز کنه!

۱۳۵۶

۲۲ مهر ۱۳۵۶ موزه هنرهای معاصر تهران که یکی از سرشناس‌ترین موزه‌های ایران است، به کوشش و ابتکار فرح پهلوی و با پشتیبانی دفتر مخصوص او در گوشه غربی پارک فرح (بوستان لاله کنونی) در خیابان امیرآباد شهر تهران بنا شد، این موزه دارای بزرگ‌ترین کلکسیون هنر معاصر در خارج از آمریکای شمالی و اروپا است.

۲۲ بهمن ۱۳۵۶ موزه فرش واقع در پارک فرح در خیابان امیرآباد که توسط یکی از بهترین معماران آن زمان ایران یعنی عبدالعزیز فرمانفرماییان طراحی شده بود، با حضور بالاترین مقامات دربار افتتاح شد، این موزه، گران‌بهاترین و بی‌همتاترین نمونه‌های قالی ایرانی از قرن نهم هجری تاکنون را گردآوری کرده‌است.

.

.

پ. ن: به تاریخ ها دقت کنید

کتابخوانی در تعطیلات

«ظلمت در نیمروز» رو اگر تونستید بخونید.

بعد فکر کنید روباشوف ایرانی چه کسی/کسانی می‌تونه باشه.

آیا میدانستید؟ / کتب مسلمین!

مسلمون ها بعد از قرآن، یک سری کتاب دارن که به عنوان رفرنس و مرجع قرار می‌دن. ۶ کتاب حدیث که به کتب سته معروفن، مهمترین منبع و رفرنس اهل سنت (اکثریت مسلمین جهان) هستن. همین طور کتب اربعه شیعه، مجموعن 10 جلد کتاب هست که مهمترین منابع مسلمونهاست.

حالا جالب اینه که نویسندگان (مولفان) کتب سته و نویسندگان (مولفان) کتب اربعه همه شون ایرانی بودن! و این کتابها در زمان عباسیان تالیف شده! در اصل بخش عمده منابع مسلمین توسط ایرانی ها نوشته شده. حتی جالبه که فصیح‌ترین نویسندگان عربی بعد قرن دو و سه هجری، هم ایرانی بودند.

وقتی امپراتوری ساسانی سقوط کرد، ملت ایران که دود نشد بره هوا، اکثر سنت‌های ایرانی با یک لایه از دین جدید تا جایی که می‌شده ایرنیزه شد و به حیات خودش ادامه داد. حتی دربار عباسیان، یه کپی از دربار ساسانیانه!

ایرانی هام که از قدیم داستان سرایان خوبی بودن و کتابت بلد بودن، نشستن به نوشتن کتاب برای مسلمین! جالبه که نویسنده هر 10 کتاب، اغلبشون زاده نیمه شرقی ایران بودند، در حالیکه اسلام در عربستان متولد شد و از غرب وارد ایران شد.

جالبه که کتب مرجع مسلمین، در زمان عباسیان (چند قرن بعد از ظهور اسلام) و توسط ایرانی‌ها در جغرافیایی با فاصله بسیار زیاد از محل تولد اسلام نوشته شده.

فیلم بینی آخر هفته / رفیق و نارفیق

"مستند نارفیق" رو تونستید ببینید!

آیا می‌دانستید؟ "کژ ندید" قدمتی ۱۰۰ ساله داره!

اسم قرارداد ۱۹۱۹ بعیده به گوش کسی نرسیده باشه. اونچه احتمالن خیلی ها نمیدونن اینه: "دفاع تمام قد مدرس، (پدر معنوی ج.ا) از دست اندرکاران ایرانی عقد این قرارداد در زمان ها و مقاطع مختلف!"

این قرارداد در ۱۷ مرداد ۱۲۹۸ خورشیدی (۱۹۱۹ میلادی) میان دولت‌‌های بریتانیا و ایران پس از هفت ماه مذاکره پنهانی دولت بریتانیا با میرزاحسن‌خان وثوق‌الدوله بسته شد.

افراد ایرانی حاضر در این جلسات علاوه بر شخص احمدشاه قاجار عبارت بودند از: میرزا حسن خان وثوق‌الدوله (نخست‌وزیر)، صارم‌الدوله اکبر میرزا قاجار (وزیر دارایی)، نصرت‌الدوله فیروز میرزا قاجار (وزیر دادگستری، پسر ارشد عبدالحسین میرزا فرمانفرما) و میرزا علی خان منصورالملک (رئیس اداره بریتانیا در وزارت امور خارجه)

بر اساس این قرارداد تقریبا تمامی امور کشوری و لشکری ایران، زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوز آنان صورت می‌گرفت.

در مجموع مبلغ صد و سی و یک هزار لیره برابر با چهارصد هزار تومان (دویست هزار تومان به وثوق‌الدوله و صدهزار تومان به هر یک از وزیران) از سوی بریتانیا به عاقدان قرارداد پرداخت شد.

تصویب این قرارداد با قانون اساسی مشروطه مغایرت داشت و در مجلس شورای ملی و بیرون مجلس با چالش جدی روبرو شد. افرادی چون مشیرالدوله پیرنیا، حاج امام جمعه خویی، ممتازالدوله، محمود افشار یزدی، حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی، عبدالله مستوفی، محمدعلی فروغی، مستوفی الممالک و بسیاری دیگر، نهضت ضد قرارداد را که منتهی به لغو قرارداد شد؛ راه انداختند.

به دلیل مخالفت‌های داخلی و اعتراض‌های ایرانیان و مخالفت‌های خارجی و مغایرت آن با قانون اساسی مشروطه، این قرارداد هرگز اجرا نشد.

پیش از اجرای این قرارداد دولت وثوق‌الدوله سقوط کرد، قرارداد به اجرا نیامد و دولت و مجلسی که بعداً تشکیل شد، رسماً با صدور بیانیه و قطعنامه، قرارداد ۱۹۱۹ را ملغی و بی‌اثر و محکوم کردند. ماجرای قرارداد از وثوق‌الدوله شخصیتی خیانتکار در افکار عمومی ساخت و آینده سیاسی‌اش را در آن مقطع نابود کرد. او ناگزیر به اروپا رفت اما پنج سال بعد، با دگرگون شدن عرصه قدرت، انقراض سلطنت قاجار و به پادشاهی رسیدن رضاشاه به ایران بازگشت و فعالیت سیاسی را از سر گرفت. حمایت شخصیت‌هایی چون مستوفی‌الممالک و سیدحسن مدرس نیز در احیا یا به قول مصدق «پاگشایی» او مؤثر بود.

آقای مستوفی‌الممالک، جناب وثوق رو به عنوان وزیر عدلیه به مجلس معرفی کرد. یه سری نماینده‌های مجلس شاکی شدن که داداش چطوری روت شده ایشون رو با اون سابقه درخشان به عنوان وزیر معرفی کنی؟

مصدق در مجلس نطق مفصل و مستدلی علیه وثوق کرد، خواهان محاکمه او شد و او را مستحق زندان و محرومیت از حقوق مدنی دانست، نه اینکه وزیر و وکیل شود. مصدق گفت که وثوق «ضربه مهمی به اخلاق مملکت» زده‌ است و وثوق در پاسخ، مصدق را فردی عوام‌فریب خواند که در سیاست مبتدی است و باید نزد او شاگردی کند

حالا این وسط سیدحسن مدرس چی گفته باشه خوبه؟

سیدحسن مدرس در دفاع از او نطق مفصلی کرد و گفت قرارداد ۱۹۱۹ «معامله فضولی» و بی‌اثر بوده و هیچوقت ظهور خارجی پیدا نکرده که کسی به خاطر آن، حساب پس بدهد و باید اختلافات گذشته را کنار گذاشت و با هم کار کرد. (دقت دارید دیگه! چون قرارداد اجرا نشده، پس مشکلی نیست. حالا این وسط یکی یه خیانتی کرده و خلاف قانون اساسی پیش رفته و داشته مملکت رو میبرده زیر قیمومیت انگلیس و تبدیل به مستعمره میکرده، برای قرارداده یه رشوه تپل هم گرفته مهم نیست!)

حتی شاید جالب باشه بدونید که؛

پنج سال پیش‌تر، مدرس با همین استدلال در جلوگیری از مرگ سیاسی شریک دیگر قرارداد، نصرت‌الدوله فیروز نقش مهمی ایفا کرده و هنگامی که به اعتبارنامه نصرت‌الدوله در مجلس چهارم، اعتراض گسترده‌ای شده بود، به دفاع از او برخاسته و گفته بود: «نصرت‌الدوله از اعمال گذشته‌اش ابراز پشیمانی می‌کند و عوض شده، پس باید او را به نمایندگی پذیرفت.»، او با مذاکرات و توافق‌هایی خارج از مجلس، نمایندگان را راضی کرد به اعتبارنامه نصرت‌الدوله رأی بدهند.

بله دوستان "کژ ندید" و دور هم یه نون و فسادی هست میخوریم قدمتش خیلی بیشتر از دوران جان ناقابله!

۱۲۵۴ – ۱۳۲۱

"فرزندان عزیز، از خدا غافل نشوید و ملتفت شوید که من وقتی که خدا می‌گویم آن وجودی را که مشهدی حسن و ربابه‌خانم و حاجی فلان و ملّا بهمان تصوّر می‌کنند در نظر ندارم. خداوند همان حقّ و حقیقت است که در وجود او شکّی نیست و مدار جمیع امور عالم است. هر شخص و هر امر که از خدا یعنی حقیقت دور شود به هر اندازه که از راه راست منحرف شده به همان نسبت از سعادت محروم می‌گردد. زنهار بدانید که این سخن بیهوده نیست. عقلای دنیا همه در این باب متّفق بوده و اگر شخص کور نباشد هر روز به شهود و عیان می‌بیند و حس می‌کند و در عمر پنجاه‌سالۀ خود به فرمودۀ حضرت خواجه «هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق» و به تجربه رسانیده‌ام و مطمئن باشید که من نه به موهومات قائلم، نه خیالات شاعرانه دارم، عرفان‌بافی نمی‌خواهم بکنم، در این موقع هم که به جگرگوشگان خود وصیّت می‌کنم نه جای شوخی است، نه مقام تزویر، نه خودنمایی، نه مجلس‌آرایی. آنچه می‌گویم از روی تجربه و تحقیق و تعقّل است. حاصل عمر خود را برای شما می‌گذارم. می‌گویم و می‌روم و شما را به خدا می‌سپارم.
پس ای فرزندان من، از راه راستی و جادۀ درستی و شرافت و امانت خارج نشوید. دروغ نگویید، بدقول و وعده‌خلاف نباشید. از دزدی و تقلّب سخن نمی‌گویم؛ چه معاذ‌الله که دربارۀ شما تصوّر آن را بکنم؛ امّا از خلاف امانت و تصرّف غیرِمشروع در مال غیر و بدحسابی و تحصیل مال به طریق غیرِشریف احتراز کنید و بدانید که فقر و مسکنت با شرافت و عزّت منافات ندارد. به خاطر بیاورید که من در دنیا تقریباً هیچ نداشته و ندارم مع‌ذلک همیشه محترم و معزّز بوده‌ام بلکه عزّتم از همین راه حاصل شده که برای مال و مکنت دست‌وپا نکرده‌ام"

کتابخوانی آخر هفته

"کتاب تاریخ ایران مدرن" رو اگر تونستید بخونید.

بعد از خوندنش میشه تا حدی متوجه شد "وقتی بنای عالم بر ارتقاء است. درباره‌ ما چرا بنا بر تنزّل شده است." تا حدی پاسخ این که چطور ایرانی ها به جای تجدد و ترقی به دنبال واپسگرایی رفتن رو میشه متوجه شد.

فیلم بینی آخر هفته

مستند شاهزاده سبز (The Green Prince)
و
مینی سریال جاسوس

رو اگه تونستید ببینید

تجدد ستیزی

میرزا حسین خان سپهسالار که صدراعظم ناصرالدین شاه بود، برای برقراری اصلاحات و تجدد در ایران کوشید اما دو گروه به مخالفت با او برخاستند.

اولین گروه شاهزادگان و حکام ولایات بودند که با اصلاح قوانین، اولاً از امتیازات ویژه آنان کاسته می‌شد و در ثانی جلو دست‌درازی آنها به جان و مال و ناموس رعیت گرفته می‌شد و دیگر نمی‌توانستند مالیات‌های بی‌حساب و کتاب از کسی بستانند.

دومین گروه نیز برخی علما و روحانیون بودند که تجدد و نوگرایی را بی‌بندوباری و فساد می‌دانستند!

پُرنفوذترین و قدرتمندترین روحانی آن دوره حاج ملاعلی کنی بود که در نامه‌ای شکایت‌آمیز به ناصرالدین شاه از اقدامات و اصلاحات سپهسالار با عنوان «كلمه قبيحه آزادى» یاد می‌کند و می‌نویسد:

«كلمه قبيحه آزادی به ظاهر خيلى خوش‌نماست و خوب، اما در باطن سراپا نقص است و عيوب. اين مسأله برخلاف جميع احكام رسل و اوصياء و جميع سلاطين عظام و حكام والامقام است. این آزادی یعنی هركس هرچه بخواهد بگويد و از طريق تقلب و فساد، نهب اموال نمايد و بگويد آزادى است و شخص اول مملكت همه را آزاد نموده و در معنى به حالت وحوش برگردانيده، معلوم است نفوس بالطبع در طبیعت شیطانی، مایل به هوی و هوس و برآوردن متشبهات خودند. همین مایه بی‌نظمی و زیادی تاخت و تاز شده و هیچکس نمی‌تواند چاره کند»

سپهسالار وقتی این مخالفت‌ها را می‌بیند، برای آنکه ناصرالدین شاه را متقاعد سازد، به او پیشنهاد سفر فرنگستان می‌دهد تا شاه با دیدن کشورهای مترقی دنیا، با تجدد در ایران موافقت نمايد.

در سفر اول ناصرالدین شاه به اروپا سپهسالار صدراعظم نیز با او همراه می‌شود. سپهسالار در فرنگستان با یک مهندس راه آهن بلژیکی با نام بارون دونورمان قراردادی امضاء می‌کند جهت کشیدن خط آهن از رشت تا تهران. اما به محض علنی شدن مفاد قرارداد، روحانیون به مخالفت با آن برخاستند. بار دیگر ملاعلی کنی به شاه می‌نویسد:

«ساختن راه آهن موجب می‌شود كه جماعات کفار فرنگی به ایران سرازیر شوند؛ با هجوم کفار فرنگی به بلاد ایران، علما و روحانیون ایران را ترک می‌کنند و دیگر هیچ عالم و روحانی در ایران باقی نمی‌ماند و اگر بماند هم جانی و نفسی ندارد كه با دیدن امورات قبیحه، وادینا و واشریعتا و واملتا بگوید»

پس از آن دشمنی با سپهسالار رنگ و بوی تازه‌ای می‌گیرد و مخالفان با شایعه‌سازی سعی می‌کنند سپهسالار را بدنام سازند و می‌گویند هدف سپهسالار از ساختن راه آهن این است که ایرانیان را از دین برگردانده و آنان را مسیحی گرداند!

سرانجام شایعه‌ها کار خود را می‌کند و ایرانیان بسیاری به دشمنی با سپهسالار برخاستند و ملاعلی کنی وقتی خیل عظیم مخالفان را در کنار خود دید، به خود جرأت داده و در نامه‌ای به ناصرالدین شاه می‌نویسد: «اگر صدراعظم عزل نگردد، تاج از سرِ تو برداشته خواهد شد»

شاه نیز بیمناک شده و سپهسالار را از صدارت عزل می‌کند. با انتشار خبر عزل ‏سپهسالار، مردم در کوچه و خیابان جشن گرفته و این فتح الفتوح را به یکدیگر تبریک می‌گویند.

(اندیشه ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار - فریدون آدمیت)

.

بخشی از دوران طولانی سلطنت ناصرالدین شاه، همزمان بود با امپراطوری میجی در ژاپن. (جالبه که این امپراطور ژاپن هم مثل ناصرالدین شاه در نوجوانی به حکومت رسید حدود 45 سال سلطنتش ادامه داشت!)

این که چرا ژاپن امروز به اون تکنولوژی و پیشرفت رسیده، و ما اینی هستیم که هستیم! رو نه در امروز و دیروز و 10 و 20 سال و 50 و 60 و 80 سال قبل، که باید توی دو قرن قبل جستجو کرد. ریشه این که ما، ما شدیم و ژاپن، ژاپن شد! خیلی قدیمی تر از دوران معاصره...

فیلم بینی آخر هفته، حیثیت

هشدار اسپویل: اگر سریال حیثیت رو ندید، ادامه پست اسپویل اتفاقات سریاله

.

ماجرای اولیه سریال حیثیت اینجوریه که نقش اول مرد سریال داره یه پروسه رو پیگیری میکنه که بفهمه همسرش چرا خودکشی کرد

همین جوری که ماجرا پیش میره طی فلش بک‌هایی که به زندگی گذشته شون زده میشه متوجه میشیم. 20 سال قبل پدر مرد، پول خونه ای که تنها دارییشون بوده رو توی قمار باخته و مالک فعلی خونه به خواهر مرد علاقه منده و اونا رو تحت فشار میذاره تا در ازای بخشیدن خونه بهشون با دختر خانواده ازدواج کنه. در نهایت این اتفاق می افته و دختره رو علی‌رغم میلش (چند بار در جاهای مختلف دختره میگه من از این مرد بدم میاد و نمیخوام باهاش ازدواج کنم) سر خونه معامله میکنن. پدره که احساس گناه داره، وصیت میکنه خونه بعد از مرگش 3 دانگ 3 دانگ بین پسر و دخترش تقسیم بشه. (به اون شکل بذل و بخشش خاصی هم نمیکنه، قانونن 4 دانگ و 2 دانگ تقسیم میشده. فقط یک دانگ اضافه برای دخترش وصیت میکنه.) بعد از مرگ پدر، خواهره میخواد طلاق بگیره و از زندگی که دوست نداره بیاد بیرون و برگرده خونه پدریش، ولی میفهمه برادرش یه وصیت نامه جعل کرده و میگه همه خونه برای منه، تو هیچ سهمی نداری. (وصیت 3دانگ-3 دانگ تقسیم کردن پدره که هیچی، 2 دانگ سهم الارث قانونی خواهرش، خواهری که سر همین خونه معامله شده رو هم بالا میکشه.) دختره ام دوباره مجبوره برگرده و به زندگی با مردی که دوستش نداره ادامه بده.

آخر سریال ما متوجه میشیم، خواهره تمام این سالها کینه سرخونه معامله شدن، کمک نکردن برادره بهش برای این که طلاق بگیره و بالاکشیدن سهم الارثش رو فراموش نکرده، طی پروسه ای که برادرش داره دنبال چرایی خودکشی زنش میگرده، شرایط رو جوری هدایت میکنه که در نهایت برادره مرتکب قتل بشه و بیفته زندان و قصاص بشه.

.

آخر هفته سریال رو دیدم و بعد که نظراتش رو می‌خوندم دیدم چقدر ظلم پذیری و سیه روزی رو تحمل کردن توسط زن‌ها بین یه عده یه چیز پذیرفته شده س و نمیتونن قبول کنن زنی اینچنین نباشه!

خیلیا نوشته بودن یه خواهر هیچ وقت این کار رو با برادرش نمیکنه!

برادر ماجرا وایساده نگاه کرده خواهرش رو سر خونه معامله کنن (بزرگسال بوده وقتی این اتفاق افتاده) بعدم سهم الارث خواهرش از همون خونه‌ای که به خاطرش فروخته شده رو بالا کشیده و با این کار مجبورش کرده به زندگی که دوست نداره ادامه بده. انقدر این مدل ظلم به زن ها پذیرفته شده س که برای برخی قابل باور نیست خواهری این مسائل رو قبول نکنه و بخواد از برادرش سر همین چیزا انتقام بگیره!

وقتی خواجه تاجدار معلم ج.است!

رعیت چون آسوده گردد در فکر عزل رئیس و ضابط افتد و علی هذا القیاس.

چون عموم اهالی ملک را فراغت روی دهد به عمال و حکام تمکین نکنند و در فکرهای دور و دراز درافتند، این گروه فرومایه را باید به خود مشغول کردن که از کار رعیتی و گرفتاری فارغ نگردند.

ارباب زراعت و فلاحت باید چنان باشد که هر ده خانه را یک دیگ نباشد تا به جهت طبخ آشی یک روز به عطلت و انتظار بسر برند و الا رعیتی نکنند و نقصان در ملک روی کند.

.

.

.

نصیحت آغا محمدخان قاجار خطاب به ولیعهدش فتحعلی شاه؛ روضه‌الصفای ناصری، تصحیح جمشید کیان فر، ۱۳، ص ۷۴۲

کتاب‌خوانی آخر هفته

قدرت توتالیتر اجازه نمی‌دهد که افکار و عقاید مختلف بروز پیدا کنند و اجازه نمی‌‌دهد بحث یا گفت‌وگویی معنادار شکل بگیرد...

در رژیم‌های توتالیتر، فعالیت فکری ناممکن است، حتی افراد، فارغ از آنچه در درون دارند، ناگزیرند خودشان را با الگوی رسمی وفق دهند، قید و بندهایی هست که نمی‌گذارد شخصیت در افراد پرورده شود؛ و فضایی که در آن جان و ذهن انسان حرکت می‌کند دائما تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود…

آنهایی که سعی می‌کنند از خودشان در برابر چنین تحولاتی دفاع کنند شمارشان افزون‌تر می‌شود، آنها اعتراض می‌کنند و خواستار تغییر می‌شوند…

نظام توتالیتر اما به همه خواست‌ها فقط یک پاسخ می‌دهد…نظام توتالیتر در برابر ناراضیان فقط به زور متوسل می‌شود.

برای همین است که دولت‌های توتالیتر نمی‌توانند بی‌وجود پلیس سیاسی، دادگاه‌های فرمایشی، حکم‌های غیرقانونی، اردوگاه‌های کار اجباری، و اعدام‌هایی که غالبا نوعی آدم‌کشی در هیئت‌های مبدل هستند سر کند.

در واقع، نظام توتالیتر در اوج تکاملش از این جهت چشم‌گیر است که شمار نوکران حلقه به گوشش در سرتاسر جامعه بسیار زیاد است. این نوکران اما از این جهت با آن حامیان اولیه تفاوت دارند که حمایتشان از رژیم دلایل دیگری دارد. آنچه آنان را به حرکت درمی‌آورد دیگر شور و شوق نیست بلکه «ترس»است…

و شخصی که انگیزه اعمالش یک ترس دائمی است، صفتی را از دست می‌دهد که کل فرهنگ از دل آن صفت برمی‌آید: او خلاقیتش را از دست می‌دهد، چشم‌اندازش را از دست می‌دهد…

رفتار او را می‌توان به رفتار ساکنان شهری محاصره شده تشبیه کرد که یگانه آرزوی او زنده ماندن است…

.

.

روح پراگ/ ایوان کلیما

.


پ. ن: چقدر جالبه که حکومت اسلامی تبدیل به کاریکاتور از حکومت‌های کمونیستی شده.

سرگرمی آخر هفته

سرچ کنید ببینید کدوم محل در ایران قرن‌ها به عنوان مقبره مادر سلیمان شناخته می‌شد و زیارتگاه بوده!

و در نهایت چه کسی فهمید واقعن مقبره کیه؟

هر چند احتمالن هرگز ندونیم اون رندانی که برای حفظ این میراث بزرگ، به اسم قبر مادر سلیمان جا زدنش چه کسانی بود.

فیلم بینی آخر هفته

مستند «پسر مُلا»
و
مستند «فرمانده سايه»

اگه تونستید ببینید!

آزادی بیان در اسلام، از صدرش تا امروز!

تحقیق آخر هفته، برید ببینید "عصماء بنت مروان" که بود و چه بر سرش اومد.

همین طور جستجو کنید اون چند زنی که موقع فتح مکه گفته شد اگر پشت پرده کعبه هم پنهان شده بودن باید کشته بشن، چکار کرده بودند؟ (دقت کنید که هند جگرخوار، مشمول عفو عمومی شده بود!)

فیلم بینی آخر هفته

مستند "شهر مقدس" که به این اسم‌ها هم می‌تونید پیداش کنید؛

حقایق پترا

شهر گمشده اسلام

مکه، بکه

رو تماشا کنید و به این فکر کنید که چقدر می‌شه تاریخ رو متفاوت نوشت.

فیلم/سریال بینی آخر هفته!

سریال روزی روزگاری رو وقت کردید ببینید...

باورش سخته یه زمانی چنین کارهایی ساخته می شد توی صدا و سیمای ملا!

فیلم آخر هفته!

مستند مهین

فیلم طلا خون

آخر هفته وقت دارید اینا رو ببینید!

بخوان و بخوان و بخوان...

به مناسبت روز جهانی زن یه کتاب معرفی کنم!

"حکایت دختران قوچان" نوشته افسانه نجم آبادی

این اتفاق مهمی در تاریخ جنبش زنان ایران بوده که خیلی کم بهش پرداخته شده.

.

.

.

(بعدن اضافه شد، زیرنویس برای عقل عرزشی)

قابل توجه عرزشی هایی که علاوه بر عقل، گوگل هم ندارن:

حکایت دختران قوچان (انگلیسی: The Story of the Daughters of Quchan) کتابی در تاریخ سیاسی منتشرشده در سال ۱۹۹۸ است که توسط افسانه نجم‌آبادی نوشته شده‌است. قاچاق انسان در ایران در سال ۱۹۰۵ مورد بررسی قرار می‌گیرد. دختران قوچان به ماجرای فروش دخترانی از منطقه قوچان اشاره دارد که توسط دولت محلی قاجار به جای مالیات ربوده و فروخته شدند.

بخوان و بخوان و بخوان*

نقل قول (از رفیق دکترای علوم سیاسی دار!):

"این روز ها از کارهای مفیدی که میتوانید انجام دهید خواندن است علوم سیاسی فیلدهای متفاوتی داره: تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی، جامعه شناسی سیاسی، روابط بین الملل، سیاست خارجی، روش شناسی، اندیشه و فلسفه سیاسی، حقوق سیاسی، اقتصاد سیاسی، مسایل نظامی استراتژیک مبانی علم سیاست

با مبانی علم سیاست شروع کنید پیشنهاد من به ترتیب:

اموزش دانش سیاسی، نوشته: بشریه

مقدمه نظریه سیاسی، نوشته: هی وود

سیاست، نوشته: هی وود

عقل در سیاست، نوشته: بشریه

در ادامه تاریخ تحولات بخوانید:

تاریخ ایران مدرن، نوشته: ابراهامیان

ریشه های انقلاب ایران، نوشته: نیکی کدی

نتایج انقلاب ایران، نوشته: نیکی کدی

مقاومت شکننده، نوشته: جان فوران

برای جامعه شناسی به ترتیب

مبانی جامعه شناسی، نوشته: بروس کوئن

جامعه شناسی سیاسی، نوشته: بشریه

جامعه شناسی سیاسی معاصر، نوشته: کیت نش

جامعه شناسی، نوشته: گیدنز و برن سال

نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، نوشته: ریتزر

برای مطالعه درباره انقلابها:

تئوری های انقلاب، نوشته: الوین کوهن

انقلاب و بسیج سیاسی، نوشته: بشیریه

انقلاب ها، نوشته: جک گلدستون

انقلاب ایران، نوشته: جان اسپوزیتو

کالبد شکافی۴انقلاب، نوشته: برینگتون

دیکتاتوری و دموکراسی، نوشته: مور

دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران در ج ا، نوشته: بشیریه

برای اندیشه و فلسفه سیاسی: (با فرض اینکه شما در حد دنیای سوفی با فلسفه و اندیشه اشنایی دارید)

تاریخ فلسفه غرب، نوشته: برتراند راسل

تاریخ اندیشه سیاسی قرن۲۰، نوشته: بشریه

از ماکیاولی تا هیتلر، نوشته: ژان ژاک شوالیه

فقه و سیاست در ایران معاصر، نوشته: فیرحی

برای سیاست خارجی:

قبله عالم، نوشته: گراهام فولر

سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، نوشته: هوشنگ مهدوی

روئسای جمهور امریکا و خاورمیانه، نوشته: جرج لنچافسکی

برای روابط بین الملل:

پیدایش و فروپاشی قدرت های بزرگ، نوشته: پل کندی

دیپلماسی، نوشته: هنری کیسینجر

نظریه های متعارض در روابط بین الملل، نوشته: دوئرتی و فالتزگراف

تحول در نظریه های روابط بین الملل، نوشته: مشیرزاد

برای روش شناسی سیاسی:

تاریخ علم، نوشته: دم پیر

چیستی علم، نوشته: چالمرز

پارادایم شناسی علوم انسانی، نوشته: برایان فی

روش و نظریه در علوم سیاسی، نوشته: مارش و استوکر

حقوق سیاسی:

حقوق بین الملل عمومی، نوشته: ضیایی بیگدلی

سازمانهای بین المللی، نوشته: موسی زاده

حقوق، نوشته: پیتر جونز

نظام بین المللی حقوق بشر، نوشته: مهر پور

برای اقتصاد سیاسی:

پول، ارز و بانکداری، نوشته: میشیکین

روش شناسی علم اقتصاد، نوشته: بلاگ

مسایل جهان سوم، نوشته: برنل و رندال

تاریخ جهانی نفت، نوشته: دانیل یرگین

تغییر اجتماعی و توسعه، نوشته: الوین سو

مسایل نفت ایران، نوشته: میرترابی

اقتصاد ایران زمین، نوشته: ابراهیم رزاقی

برای بحث امنیت و مسایل نظامی استراتژیک

امنیت و استراتژی معاصر، نوشته: اشنایدر

استراتژی معاصر، نوشته: جان بیلیس و دیگران

الگوهای بی ثباتی سیاسی، نوشته: ساندرز

تعارضات ساختاری در منطقه خلیج فارس، نوشته: روشندل

ژئوپولتیک نظام جهانی، نوشته: کوهن"

.

.

.

*شریعتی جایی به فرزندش توصیه میکنه، اگر میخواهی به دست هیچ دیکتاتوری گرفتار نشوی، بخوان و بخوان و بخوان...

راه طولانی

-اگه از این مرز بریم اونطرف معلوم نیست بتونیم برگردیم

-تمام این جار و جنجال ها به خاطر سوار شدن به اتوبوسه

-فعلن در این مورده، ولی ما برنده میشیم. وقتی این غائله ختم بشه مردم شما رو می بینن و میگن که شما هم جزئی از این برنامه بودین

-مردم هر چی دلشون میخواد بگن

-اگه موضوع فقط به اتوبوسا ختم نشه چی؟* اگه صحبت از پارکا و رستوران ها به میون بیاد چی؟ یا معلمای سیاه پوست در مدارس سفید پوست. اگه بخوایم رای بدیم چی؟ چون رای هم خواهیم داد. وقتی هم که رای بدیم مسلمن به سیاه ها رای میدیم. اگه زمانی اولین خونواده سیاه پوست اسباب بکشن به محله تون چی.

راه طولانی خانه

* این ماجرای حجابم همینه. اولین سنگریه که دارن و میدونن اگه عقب بشینن ادامه خواهد داشت. ولی ما برنده میشیم و به اینجا هم ختم نمیشه.

پ. ن: قوانین جیم کرو (به انگلیسی: Jim Crow laws) قوانینی ایالتی و محلی بودند که بین ۱۸۷۶ و ۱۹۶۵ در ایالات متحده به تصویب رسیدند. آنان به‌طور دوژور دستور جداسازی نژادی در همهٔ تأسیسات عمومی ایالات جنوبی مؤتلفهٔ سابق را با وضعیت «جدا ولی مساوی» برای سیاهان آمریکا، از ۱۸۹۰ به بعد، صادر می‌کردند.

پ. ن: انقلاب اسلامی توی سال ۱۹۷۹ میلادی رخ داد. بخشی از سال هایی که خارجی ها به حقوق بشر توی ایران گیر میدادن. توی آمریکا سیاه پوست ها رای نمیتونستن بدن. ازدواج سیاه پوست و سفید پوست توی نصف آمریکا جرم بود. آبخوری و توالت جداگونه داشتن و... تازه بگذریم از قوانین مک کارتی که تا پایان جنگ سرد برقرار بود و به اسم مبارزه با نفوذ کمونیست عملن تفتیش عقاید جاری بود توی آمریکا.