دلخوش به این مقدار نباشید!

از سری افتخارات جدید ابرقدقد منطقه اینه که: "سخنگوی سپاه از دستور سرلشکر حسین سلامی مبنی بر اهدای یک و نیم میلیون بسته معیشتی یلدایی سپاه و بسیج به خانواده های نیازمند کشور در آستانه شب یلدا خبر داد."

.

توی ام الگدای اسلام، بعد از 44 سال حکومت اسلامی فقط "سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی" 1.5 خانواده شناسایی کرده که نیاز به بسته معیشتی یلدا دارن. 1.5 میلیون خانواده اگر متوسط 4 نفر بگیریم بعد خانوار رو میشه 6 میلیون نفر انقدر مشکل مالی دارن که باید بهشون بسته معیشتی داد!

"هزار و دویست و پنجاه و سه سال پیش در روز ۱۶ذیحجه۱۵۳ق/۲۳آذر ۱۴۹ش*، منصور عباسی دومین خلیفه عباسی دستور داد که نوروز و مهرگان از این سال در دربار عباسیان و در بغداد با همان شکوه عصرساسانی برگزار گردد.

استیلای فرهنگی یعنی اینکه آیین و رسوم قوم مغلوب بر شمشیر قوم غالب، فائق آید.

ایرانیان مغلوب نظامی شدند اما مغلوب فرهنگی نشدند. ایرانیان توانستند شمشیر بران متجاوزان را در غلاف کرده و فرهنگ را حربه مبارزه کنند، اعراب، ایرانیزه شدند، چون ایرانی‌ها کفه تمدنی بالاتری داشتند."

-ایرانی‌ها به زور شمشیر دین را پذیرفتن ولی زبان و فرهنگ رو نه! حتی ادبیات عربی را مدون کرد و همونطور که پیشتر اشاره کردم برای شیعیان و اهل سنت، کتاب و تاریخ هم نوشتن!

.

.

*دقت کنید، به تاریخش! حدود 160 سال بعد از به وجود اومدن اسلام! آیین ایرانی بر فرهنگ اسلامی پیروز شد!

عضویت ایران در کنوانسیون بیمه سبز اروپا از 11 دی ماه به طور کامل لغو میشه! (تقریبن یک ساله که تعلیق شده، دولت فخیمه رییس جمهور شش کلاسه ام که مشغول یه قل دوقل بازی کردن هستن و دعوای ریاست اتاق بازرگانی براشون مهمتره تا از دست رفتن بازارهای صادراتی)

یعنی از این به بعد هیچ ماشین ترانزیت و حمل کالای ایرانی حق ورود به اروپا نداره!

بازار صادراتی ایران هر روز کوچکتر از دیروز.

یاد بعضی نفرات!

79 پیش، در همین روزها مردی از دنیا رفت که بیشتر سالهای عمرش در تلاش برای سوادآموزی و آگاهی ایرانیان بود و با این تفکر جنگید؛

«مدارس جدید خلاف شرع است! ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام است! درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف می‌کند!»*

جنگید و روزی که از دنیا رفت اضمحلال تفکر آگاهی ستیزی رو به چشم دیده بود.

.

.

*فرازی از سخنان گهربار شیخ فضل الله نوری!

فیله اومد آب بخوره، افتاد و دندونش شکست!

برای ترمیم دندونی که اخیرن شکسته بود، رفتم پیش دندونپزشک خانوادگیمون.

دیدم چقدر نسبت به آخرین باری که دیدمش، پیر و خمیده شده. از اولین دندون شیری که خراب شد تا همین امروز همیشه برای کارهای دندون پزشکی پیش ایشون رفتم.

بعد فکر کردم دیدم اگه من به اندازه متوسط عمر خانوما زنده بمونم و ایشون به اندازه متوسط عمر آقایون! حدود 30-40 آخر عمرم دندون پزشک نخواهم داشت!

هیچی دیگه! تا دیروز استرس فوت دندون پزشک رو نداشم که به حمدالله اونم به دغدغه های زندگیم اضافه شد!

آیا میدانستید؟ / کتب مسلمین!

مسلمون ها بعد از قرآن، یک سری کتاب دارن که به عنوان رفرنس و مرجع قرار می‌دن. ۶ کتاب حدیث که به کتب سته معروفن، مهمترین منبع و رفرنس اهل سنت (اکثریت مسلمین جهان) هستن. همین طور کتب اربعه شیعه، مجموعن 10 جلد کتاب هست که مهمترین منابع مسلمونهاست.

حالا جالب اینه که نویسندگان (مولفان) کتب سته و نویسندگان (مولفان) کتب اربعه همه شون ایرانی بودن! و این کتابها در زمان عباسیان تالیف شده! در اصل بخش عمده منابع مسلمین توسط ایرانی ها نوشته شده. حتی جالبه که فصیح‌ترین نویسندگان عربی بعد قرن دو و سه هجری، هم ایرانی بودند.

وقتی امپراتوری ساسانی سقوط کرد، ملت ایران که دود نشد بره هوا، اکثر سنت‌های ایرانی با یک لایه از دین جدید تا جایی که می‌شده ایرنیزه شد و به حیات خودش ادامه داد. حتی دربار عباسیان، یه کپی از دربار ساسانیانه!

ایرانی هام که از قدیم داستان سرایان خوبی بودن و کتابت بلد بودن، نشستن به نوشتن کتاب برای مسلمین! جالبه که نویسنده هر 10 کتاب، اغلبشون زاده نیمه شرقی ایران بودند، در حالیکه اسلام در عربستان متولد شد و از غرب وارد ایران شد.

جالبه که کتب مرجع مسلمین، در زمان عباسیان (چند قرن بعد از ظهور اسلام) و توسط ایرانی‌ها در جغرافیایی با فاصله بسیار زیاد از محل تولد اسلام نوشته شده.

فیلم بینی آخر هفته / رفیق و نارفیق

"مستند نارفیق" رو تونستید ببینید!

آیا می‌دانستید؟ "کژ ندید" قدمتی ۱۰۰ ساله داره!

اسم قرارداد ۱۹۱۹ بعیده به گوش کسی نرسیده باشه. اونچه احتمالن خیلی ها نمیدونن اینه: "دفاع تمام قد مدرس، (پدر معنوی ج.ا) از دست اندرکاران ایرانی عقد این قرارداد در زمان ها و مقاطع مختلف!"

این قرارداد در ۱۷ مرداد ۱۲۹۸ خورشیدی (۱۹۱۹ میلادی) میان دولت‌‌های بریتانیا و ایران پس از هفت ماه مذاکره پنهانی دولت بریتانیا با میرزاحسن‌خان وثوق‌الدوله بسته شد.

افراد ایرانی حاضر در این جلسات علاوه بر شخص احمدشاه قاجار عبارت بودند از: میرزا حسن خان وثوق‌الدوله (نخست‌وزیر)، صارم‌الدوله اکبر میرزا قاجار (وزیر دارایی)، نصرت‌الدوله فیروز میرزا قاجار (وزیر دادگستری، پسر ارشد عبدالحسین میرزا فرمانفرما) و میرزا علی خان منصورالملک (رئیس اداره بریتانیا در وزارت امور خارجه)

بر اساس این قرارداد تقریبا تمامی امور کشوری و لشکری ایران، زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوز آنان صورت می‌گرفت.

در مجموع مبلغ صد و سی و یک هزار لیره برابر با چهارصد هزار تومان (دویست هزار تومان به وثوق‌الدوله و صدهزار تومان به هر یک از وزیران) از سوی بریتانیا به عاقدان قرارداد پرداخت شد.

تصویب این قرارداد با قانون اساسی مشروطه مغایرت داشت و در مجلس شورای ملی و بیرون مجلس با چالش جدی روبرو شد. افرادی چون مشیرالدوله پیرنیا، حاج امام جمعه خویی، ممتازالدوله، محمود افشار یزدی، حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی، عبدالله مستوفی، محمدعلی فروغی، مستوفی الممالک و بسیاری دیگر، نهضت ضد قرارداد را که منتهی به لغو قرارداد شد؛ راه انداختند.

به دلیل مخالفت‌های داخلی و اعتراض‌های ایرانیان و مخالفت‌های خارجی و مغایرت آن با قانون اساسی مشروطه، این قرارداد هرگز اجرا نشد.

پیش از اجرای این قرارداد دولت وثوق‌الدوله سقوط کرد، قرارداد به اجرا نیامد و دولت و مجلسی که بعداً تشکیل شد، رسماً با صدور بیانیه و قطعنامه، قرارداد ۱۹۱۹ را ملغی و بی‌اثر و محکوم کردند. ماجرای قرارداد از وثوق‌الدوله شخصیتی خیانتکار در افکار عمومی ساخت و آینده سیاسی‌اش را در آن مقطع نابود کرد. او ناگزیر به اروپا رفت اما پنج سال بعد، با دگرگون شدن عرصه قدرت، انقراض سلطنت قاجار و به پادشاهی رسیدن رضاشاه به ایران بازگشت و فعالیت سیاسی را از سر گرفت. حمایت شخصیت‌هایی چون مستوفی‌الممالک و سیدحسن مدرس نیز در احیا یا به قول مصدق «پاگشایی» او مؤثر بود.

آقای مستوفی‌الممالک، جناب وثوق رو به عنوان وزیر عدلیه به مجلس معرفی کرد. یه سری نماینده‌های مجلس شاکی شدن که داداش چطوری روت شده ایشون رو با اون سابقه درخشان به عنوان وزیر معرفی کنی؟

مصدق در مجلس نطق مفصل و مستدلی علیه وثوق کرد، خواهان محاکمه او شد و او را مستحق زندان و محرومیت از حقوق مدنی دانست، نه اینکه وزیر و وکیل شود. مصدق گفت که وثوق «ضربه مهمی به اخلاق مملکت» زده‌ است و وثوق در پاسخ، مصدق را فردی عوام‌فریب خواند که در سیاست مبتدی است و باید نزد او شاگردی کند

حالا این وسط سیدحسن مدرس چی گفته باشه خوبه؟

سیدحسن مدرس در دفاع از او نطق مفصلی کرد و گفت قرارداد ۱۹۱۹ «معامله فضولی» و بی‌اثر بوده و هیچوقت ظهور خارجی پیدا نکرده که کسی به خاطر آن، حساب پس بدهد و باید اختلافات گذشته را کنار گذاشت و با هم کار کرد. (دقت دارید دیگه! چون قرارداد اجرا نشده، پس مشکلی نیست. حالا این وسط یکی یه خیانتی کرده و خلاف قانون اساسی پیش رفته و داشته مملکت رو میبرده زیر قیمومیت انگلیس و تبدیل به مستعمره میکرده، برای قرارداده یه رشوه تپل هم گرفته مهم نیست!)

حتی شاید جالب باشه بدونید که؛

پنج سال پیش‌تر، مدرس با همین استدلال در جلوگیری از مرگ سیاسی شریک دیگر قرارداد، نصرت‌الدوله فیروز نقش مهمی ایفا کرده و هنگامی که به اعتبارنامه نصرت‌الدوله در مجلس چهارم، اعتراض گسترده‌ای شده بود، به دفاع از او برخاسته و گفته بود: «نصرت‌الدوله از اعمال گذشته‌اش ابراز پشیمانی می‌کند و عوض شده، پس باید او را به نمایندگی پذیرفت.»، او با مذاکرات و توافق‌هایی خارج از مجلس، نمایندگان را راضی کرد به اعتبارنامه نصرت‌الدوله رأی بدهند.

بله دوستان "کژ ندید" و دور هم یه نون و فسادی هست میخوریم قدمتش خیلی بیشتر از دوران جان ناقابله!

من نمی‌دانم درباره‌ ما چرا بنا بر تنزّل شده است*

روی کرسی‌های مجلسی که الان ۱۱۶ تا ایراد ویرایشی تو یه مصوبه دارن، یه زمانی محمد علی فروغی می‌نشست که علاوه بر تصحیح کلیات سعدی، چندین کتاب در رشته‌های علوم انسانی به فارسی ترجمه کرده و در این راستا بسیاری از کلمات پایه این علوم رو هم خودش برای اولین بار در فارسی معادلسازی کرده.

.

.

.

*"چیزی که هست بنای عالم بر ارتقاء است. من نمی‌دانم درباره‌ ما چرا بنا بر تنزّل شده است."

طنز روزگار

احتمالن می‌دونید که قاتلین کسروی و منشیش با اعمال نفوذ آخوندا و برخی از دولتمردان مثل عبدالحسین هژیر، (سیاستمداری که در دوره پهلوی، پست‌های زیادیی مثل نخست‌وزیر، وزیرکشور، وزیردربار، وزیر دارایی و... داشت) که به‌شدت مذهبی و اهل دین و ایمان و روضه بود! آزاد شدن.

طنز روزگار حتی در تلخ‌ترین وقایع جهان هستی جاریه!

4 سال بعد از مثله کردن کسروی و منشیش، سید حسین امامی (همون تروریستی که با پیگیری‌های "عبدالحسین هژیر" آزاد شده بود! دقت کنید، آزاد شده بود، یعنی به خاطر سلاخی کردن 2 نفر حتی بهش حبس طولانی هم نداده بودن!) روز سوم محرم (همان ماهی که طبق آموزه‌های اسلام جنگ و نزاع درش حرامه!) در مسجد سپهسالار (مسجد! خانه خدا) "عبدالحسین هژیر" رو که برای نشستن پای منبر محمدتقی فلسفی و شرکت در روضه امام سوم رفته بود اونجا، ترور می‎کنه!

عبدالحسین هژیر، سید حسین امامی رو آزاد کرد و توسط همون آدم به قتل رسید!

۱۲۵۴ – ۱۳۲۱

"فرزندان عزیز، از خدا غافل نشوید و ملتفت شوید که من وقتی که خدا می‌گویم آن وجودی را که مشهدی حسن و ربابه‌خانم و حاجی فلان و ملّا بهمان تصوّر می‌کنند در نظر ندارم. خداوند همان حقّ و حقیقت است که در وجود او شکّی نیست و مدار جمیع امور عالم است. هر شخص و هر امر که از خدا یعنی حقیقت دور شود به هر اندازه که از راه راست منحرف شده به همان نسبت از سعادت محروم می‌گردد. زنهار بدانید که این سخن بیهوده نیست. عقلای دنیا همه در این باب متّفق بوده و اگر شخص کور نباشد هر روز به شهود و عیان می‌بیند و حس می‌کند و در عمر پنجاه‌سالۀ خود به فرمودۀ حضرت خواجه «هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق» و به تجربه رسانیده‌ام و مطمئن باشید که من نه به موهومات قائلم، نه خیالات شاعرانه دارم، عرفان‌بافی نمی‌خواهم بکنم، در این موقع هم که به جگرگوشگان خود وصیّت می‌کنم نه جای شوخی است، نه مقام تزویر، نه خودنمایی، نه مجلس‌آرایی. آنچه می‌گویم از روی تجربه و تحقیق و تعقّل است. حاصل عمر خود را برای شما می‌گذارم. می‌گویم و می‌روم و شما را به خدا می‌سپارم.
پس ای فرزندان من، از راه راستی و جادۀ درستی و شرافت و امانت خارج نشوید. دروغ نگویید، بدقول و وعده‌خلاف نباشید. از دزدی و تقلّب سخن نمی‌گویم؛ چه معاذ‌الله که دربارۀ شما تصوّر آن را بکنم؛ امّا از خلاف امانت و تصرّف غیرِمشروع در مال غیر و بدحسابی و تحصیل مال به طریق غیرِشریف احتراز کنید و بدانید که فقر و مسکنت با شرافت و عزّت منافات ندارد. به خاطر بیاورید که من در دنیا تقریباً هیچ نداشته و ندارم مع‌ذلک همیشه محترم و معزّز بوده‌ام بلکه عزّتم از همین راه حاصل شده که برای مال و مکنت دست‌وپا نکرده‌ام"

موج جدید

"دولت از اول آبان تعرفه انبارداری را در گمرکات کشور چهار برابر کرده‌! (چهار برابر!)

از آن سو با پیچیده‌ کردن روزافزون مقررات، ماندگاری کالاها در گمرک را هم طولانیتر از گذشته کرده، یعنی خودش نمی‌گذارد کالاها به موقع از گمرک خارج شوند و از این تأخیر خروج، جریمه ۴ برابری هم می‌گیرد! نام این باجگیریها را گذاشته‌اند «درآمدهای پایدار» دولت!

از اول آذر هم با توقف اجازه ترخیص ۹۰ درصدی کالاها، موجب شده که حجم و مدت انباشت کالا در گمرک افزایش قابل توجه یابد.

لذا با کندتر شدن ترخیص کالا و افزایش هنگفت هزینه‌ها باید موج دیگری از گرانی و کمبود کالا در بازار بود."

.

حالا وقتی تعرفه ۴ برابر بشه، مالک جنس رو چند برابر میفروشه ، خریدار چند برابر میخره! دولت چند مالیات میگیره ( چون حجم کلی تراکنش بانکی رو حساب میکنن) در نتیجه «درآمدهای پایدار» دولت از این فقره چندین برابر میشه!

ایران بعد از 2 انقلاب / 3

نقل قول:

"روشنفکران ایرانی در دوران جدید را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد؛ روشنفکران نسل اول و روشنفکران نسل دوم. در یک نگاه کلی، روشنفکران نسل اول به دنبال تجدد، نوسازی و مدرنیته بودند، و روشنفکران نسل دوم مخالف با اساس و مظاهر مدرنیته
آن دسته از دانشجویانی که در سال ۱۸۱۵ توسط عباس میرزا به اروپا فرستاده شدند، و همه‌ی روشنفکرانی که پس از آن‌ها به عرصه آمدند و در پی پیشرفت و نوسازی ایران بودند و تا دهه‌ی سی-چهل شمسی جریان غالب فکری را شکل می‌دادند، همگی در یک کلام در پی «ساختن» بودند
اما آرام آرام نسل جدیدی از روشنفکران ظهور کرد که در یک کلام در پی «تخریب» ساخته‌های نسل اول بود. این نسل دومی که تحت تاثیر انقلاب کمونیستی شوروی ظهور کرد و در ادامه تحت تاثیر جریان‌های پست‌مدرن قرار گرفت، می‌خواست آنچه که هنوز در ایران شکل نگرفته بود را منهدم کند‌.
از روشنفکران نسل اولی می‌توان به میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله، میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله، سیدحسن تقی‌زاده، محمدعلی فروغی و علی‌اکبر داور اشاره کرد. از روشنفکران نسل دوم نیز می‌توان به جلال آل‌احمد، علی شریعتی، اميرحسين آریانپور و احسان نراقی* اشاره کرد.
نتیجه تلاش‌های روشنفکران نسل اول جنبش مشروطه و نظم و رونقی که پس از آن پدید آمد بود (۱۲۸۵-۱۳۵۷) و نتیجه تلاش‌های روشنفکران نسل دوم نیز انقلاب ۵۷ و وقایع پس از آن بود."

.

.

.

پ.ن: پیش‌تر نوشته بودم "هر چه مشروطه بزرگ پرور بود. 57 متوسط و کوچک پرور بود."

مشروطه رو بزرگان ساختن و بزرگ پرور شد، 57 رو کوتوله‌ها ساختن و سفله پرور شد!

* نویسنده متن سروش و ملکیان روی توی لیست نیاورده ولی به نظر من این دو هم جایگاه ویژه‌ای در میان کوتوله‌های پنجاه و هفتی دارن!

کتابخوانی آخر هفته

"کتاب تاریخ ایران مدرن" رو اگر تونستید بخونید.

بعد از خوندنش میشه تا حدی متوجه شد "وقتی بنای عالم بر ارتقاء است. درباره‌ ما چرا بنا بر تنزّل شده است." تا حدی پاسخ این که چطور ایرانی ها به جای تجدد و ترقی به دنبال واپسگرایی رفتن رو میشه متوجه شد.