حقوق کارگر
دولت فخیمه، انقلابی، حامی مستضعفان و محرومین رییس جمهور 6 کلاسه، حداقل حقوق کارگری سال 1402 رو 70 دلار به نسبت سال 1401 کاهش داد!
دولت فخیمه، انقلابی، حامی مستضعفان و محرومین رییس جمهور 6 کلاسه، حداقل حقوق کارگری سال 1402 رو 70 دلار به نسبت سال 1401 کاهش داد!
حقوق بیشتر بازنشستگان کشوری برای سال آینده بین 7 تا 8 میلیون خواهد بود.
یه کیسه 10 کیلویی برنج خوب ایرانی* الان حدود 1 میلیون و نیمه. پول 5 کیسه برنج (50 کیلو).
وقتی میخونیم حقوق یه معلم در زمان تحریم عراق به اندازه یه شونه تخم مرغ بود یه ذره عجیب به نظر میاد. ولی دور نیست روزی که حقوق بازنشستگی یا حتی حقوق کارمند و کارگر به اندازه خرید 1 گونی برنج بشه و بعد همون یه گونی رو هم نشه خرید و بعد...
.
.
.
.
.
*حالا ماله کش ها که مشغول کارند، اینجور وقتا میرن توی فاز این که برنج ایرانی ارزونتر هست. سر کوچه ما بهترین برنج ایرانی رو میدن کیلویی 20 هزار تومن! برنج خارجی هست، برنج ضرر داره، مگه قدیما انقدر برج میخوردن؟ اشکنه چشه و...
غافل از این که همه این سالها برنج ایرانی خوب توی سبد خرید مردم، شد برنج ایرانی معمولی، بعد برنج ایرانی ارزون، بعد عنبربو، بعد هند و پاکستانی و به زودی خیلیا همین هندی رو هم نمیتونن بخرن. فردا که با ارز بالای 30 تومن (سخنگوی دولت فخیمه توی آخرین گفت و گوی تلویزیونی گفت ارز کالاهای اساسی 36 تومن خواهد بود! اولش امید داشتم اشتباه گفتاری باشه، ولی با توجه به این که بعد از 2 روز اصلاحیه ندادن به نظرم میاد که رقم درست رو گفته!) بخوان برنج وارد کنن، همون برنج هندی هم میشه کالای لوکس.
تقصیر اونام نیستا. خوب زندگی نکردن تا بدونن این که برنج ارزون نخوری، این که برنج خارجی جز سبد غذاییت نباشه، این که کیفیت خوراکت با توجه به الگوی تغذیه ای متدوال توی کشورت خوب باشه حق ابتدایی همه آدم هاست. چه برسه به آدمی که 30 سال کار کرده و توی 60 - 70 سالگی نباید بهش گفت اگه حقوقت کمه برو برنج هندی بخور ارزونتر. وقتی خوب زندگی کرده باشی میدونی بی کیفیت زندگی کردن یعنی چی. وقتی همیشه زندگیت بی کیفیت بوده درکی از این که میشه بهتر زندگی کرد نداری.
نوشتم " الگوی تغذیه ای متدوال" چون برنج حتی در بهترین کیفیتش به نظر من خوارک خوب و استانداری برای این که غذای روزانه باشه نیست. صرفن یه ماده سیر کننده و پرکالریه با مواد مغذی کم و نشاسته بالا و اتفاقن در مقایسه با مواد غذایی مفید و مغذی، غذای ارزونی هم هست.
کارون حاجی زاده رو اگر نکشته بودن امسال 34 ساله می شد. اما همه این سالها 9 ساله مونده و نوروز 1402 رو هم مثل بقیه نوروزها نمی بینه.
از بین تمام قربانیان ج.ا درد کارون برام جور دیگریست.
یک گرم طلا 18 عیار 1 میلیون و 315 هزار تومان
طلای 24 عیار 1 میلیون و 754 هزار تومان
یک مثقال طلا 5 میلیون و 700 هزار تومان
اونس طلا 1676 دلار
سکه طرح جدید 14 میلیون و 500 هزار تومان
سکه طرح قدیم 13 میلیون 600 هزار تومان
نیم سکه 8 میلیون و 50 هزار تومان
ربع سکه 5 میلیون و 100 هزار تومان
سکه یک گرمی 3 میلیون و 50 هزار تومان
دلار (رقم اعلامی کانون صرافان که از بازار آزاد کمتره) 30 هزار و 751 تومان
دلار (رقم اعلامی کانون صرافان که از بازار آزاد کمتره) 42 هزار و 498 تومان (40 درصد افزایش)
یک گرم طلا 18 عیار 2 میلیون و 338 هزار تومان
طلای 24 عیار 3 میلیون و 118 هزار تومان
یک مثقال طلا 10 میلیون و 130 هزار تومان
اونس طلا 1931 دلار (15 درصد افزایش جهانی)
سکه طرح جدید 28 میلیون و 900 هزار تومان (تقریبن 100 درصد افزایش)
سکه طرح قدیم 26 میلیون 700 هزار تومان
نیم سکه 17 میلیون و 800 هزار تومان
ربع سکه 10 میلیون و 50 هزار تومان
سکه یک گرمی 6 میلیون تومان
توی یه نظر سنجی از مردم کشورهای مختلف نظرشون درباره این گزاره پرسیده شده: "وقتی علم و دین در موردی نظر مخالف دارند، همیشه دین درست میگه."
اون یاسی خوشرنگی که ایران رو زیبا و با بقیه کشورهای اسلامی متمایز کرده توی این نقشه، نتیجه 44 سال حکومت اسلامیه. نگاه کنید به وضعیت بقیه کشورهای اسلامی، پاکستان، مصر، ترکیه، مالزی و... حکومت آخوندی باعث دین آگاهی زیادی بین مردم ایران شده. به خاطر این اتفاق باید از آخوند ممنون بود، آخوند باعث شد ما راه 400 ساله رو 40 ساله بریم. ده سال بعد اگر نظر خواهی کنند ایران قطعن سبز کم رنگ خواهد شد.

دولت فخیمه رییس جمهور شش کلاسه نشسته فکر کرده با توجه به این که ساعتی رسمی رو قرار نیست تغییر بدیم پس ساعت شروع ادارت و مدارس رو تغییر بدیم!
سخنگوی دولت فخیمه هم گفته کلیات این موضوع در جلسه امروز هیات دولت به تایید رسید. جزئیات آن قرار شد نهایی شود و امیدواریم تا پایان سال به سرانجام برسد.
خب فایده تغییر ندادن ساعت رسمی چیه اون وقت؟
نقل قول:
"ایرانی کیست و ایرانی بودن در دوران مدرن به چه معنا است؟ (فروغی و چهل سال تلاش برای بازآفرینی هویت ایران مدرن)
این هسته اصلی سوالهائی بودند که فروغی با ورودش به حلقه نخست تصمیم گیران حکومتی در پی یافتن پاسخ برای آنها دست به یکی از جسورانهترین پروژههای قرون معاصر زد و دستاندرکار تعریف و بازآفرینی هویت ملی شد. آرمان نخستین مشروطه، اصلاح ساختار حکومتی از بالا بود، آنچه اما فروغی هدف گرفته بود انقلاب مدرنیسم در بطن جامعه ایران بود.
دست زدن به تغییرات در حوزه سنتها و مقدسات جامعهای که به قرنها عقبماندگی خو کرده است، قمار خطرناکی بود که فروغی به سه پشتوانه روی آن دست به تهور زد: ۱- شناخت بنیادینی که از تاریخ و فرهنگ ایران داشت، ۲- آشنائی عمیقی که با تمدن غرب یافته بود و ۳- داشتن حاکمی پرنفوذ و اقتدارگرا چون رضاشاه که میتوانست از او در پیشبرد اهدافش کمک بگیرد.
به اتکای میراث پیشین نهضت مشروطه که ساختار صلب و سنتی جامعه ایران را لرزانده بود، فروغی تلاش کرد کارگزار عبور دادن جامعه ایران به دنیای جدید شود. در دورهای که روشنفکران بیش از مدل حکومت، محتوای آن را در سر میپروراندند، از انقراض قاجاریه حمایت کرد، به جمهوریت نه گفت و دست به سردارسپه داد تا سلطنت پهلوی شکل بگیرد.
به مدد گستره دانش تاریخی خود، سه هزار سال تاریخ متاخر فلات ایران را از نظر گذراند و کوروش و داریوش اول را به عنوان الگویی برای نظام تازه برگزید. مهمتر از آن، بجای بناکردن هویت ملی معاصر بر اساس تعصبات قومی و تعلقات نژادی، آن را در میراثهای فرهنگ و ادبی کشور کاشت در زمانه اوج نهضتهای ملیگرایانه افراطی و به گفته او «افتخار به استخوانهای پوسیده نیاکان»، علیه تفاخر نژادی موضع میگرفت:« هیچگاه معتقد به تخفیف و تحقیر سایر اقوام نبودهام و همه وقت مساعی آنان را در راه ترقی و تمدن منظور داشته و تقدیر نموده[ام].» از آن سو در مقاله «چرا باید ایران را دوست داشت» استدلال میکند که چرا «حب وطن با نوعدوستی تعارضی ندارد».
فروغی برای کاشتن ریشههای هویت ایران مدرن در فرهنگ کهن کشور، با اشرافی که به ادبیات ایران داشت خود دست به تهیه منابع اولیه برای استفاده عمومی زد. گلستان و بوستان سعدی به تصحیح فروغی که در فاصله کمی پای خود را به خانههای بسیاری از ایرانیان باز کرد، از جمله نخستین کتب ادبی تاریخ معاصر بود که به شیوه جدید تصحیح انتقادی متون قدیمی تهیه شده بود. تهیه نسخهای از رباعیات خیام و همچنین نسخه گزیدهای از شاهنامه فردوسی برای استفاده دانشآموزان که در بستر مرگ نیز به کار آن اشتغال داشت از جمله همین تلاشهای او بود.
پروژه ترویج مولوی، فردوسی، سعدی و حافظ به عنوان چهار شناسه فرهنگی ایران مدرن که در تمام آن سالها دنبال کرد، حاصل دید متجدد و علمیاش بود که با سالها غور و غوص در ادبیات کهن و معاشرت با بزرگترین پژوهشگران ادب ایران همچون علامه قزوینی و بدیعالزمان فروزانفر درآمیخته بود. تسلط او بر زبان و ادب فارسی به میزانی است که میتوان گفت وی ادیبی سیاستمدار بود، نه سیاستمداری ادیب.
فروغی همچنین در همان حال که با نوشتن کتاب «سیر حکمت در اروپا» تلاش میکرد فلسفه غرب را به ایرانیان بشناساند بخشی از کتاب «قانون» ابنسینا را از عربی به فارسی برگرداند تا چهره علمی ایران قدیم را به نمایش بگذارد و از خودباختگی هویتی در برابر فرهنگ غرب جلوگیری کند.
فروغی تاریخ را نیز، در کنار زبان، به عنوان رکن هویتی ایران مدرن در نظر میگرفت و از جمله پیشروانی بود که به این رشته به عنوان یک علم و اساس آموزش تمدن و تکامل بشریت نگاه میکرد و نه به عنوان قصهها و افسانههایی از سلاطین و لشکرکشیها، آنچنانکه تا پیش از او غالبا مرسوم بود.
فروغی تصمیم گرفت تاریخ را برای نخستین بار به عنوان ماده درسی وارد مدرسه سیاسی کند و از آنجا که چنین درسی تا پیش از آن وجود نداشت، خود وظیفه نوشتن کتاب ویژه تدریس را برعهده گرفت و اولین کتاب مدون تاریخ را تالیف کرد.
کتب سهگانه او سرمشق بسیاری از تاریخنویسان بعدی او قرار گرفتند. کتاب تاریخی که برای سال پنجم و ششم مدارس ابتدایی نوشت با این جمله شروع میشد: «مملکتِ ما ایران است و ما ایرانی هستیم و پدران ما هم ایرانی بودهاند». نوشتن این کتاب که همزمان با اوجگیری نهضت مشروطه است روح آزادی و وطنپرستی را در کالبد آموزش نسل تازه میدمد. این دست تلاشهایی که فروغی انجام داد، در چارچوب پروژه بلندمدت او در ساخت مفاهیم جدید ملت و افکار عمومی برای ایرانیان تعریف میشود.
در بخشی از نامهای که از پاریس به هنگام برگزاری کنفرانس صلح در ۱۹۱۹ نوشته است، پس از آنکه به سختی گله میکند که چرا ایران باید در مقابل انگلیسیها «مُرده در دستان مُردهشور» باشد، افسوس خود را از این فقدان هویت جدید اینگونه نشان میدهد: «ملت ایران باید صدا داشته باشد، افکار داشته باشد، ایران باید ملت داشته باشد. ایران ملت ندارد. افکار عامه ندارد. اگر افکار عامه داشت به این روز نمیافتاد و همه مقاصد حاصل میشد. اصلاح حال ایران و وجود ایران متعلق به افکار عامه است و اگر بگویید تعلیق بر محال میکنی عرض میکنم خیلی متاسفم اما در حقیقت نمیتوانم صرف نظر کنم»."
حالا من هی بگم این رییس جمهور شش کلاسه رو اسکول گیر آوردن دارن به عنوان ابزار ازش استفاده میکنن. هی بگید نه!
نه تنها اسکول گیر آوردنش که لکه دار شدن دوباره دامن ایران خانوم رو هم انداختن گردنش.
۱۵ دیماه ۱۳۹۴؛ ننگ رابطه با آلسعود از دامان ایران اسلامی پاک شد
یکی از دلایلی که برخی مدام ضرر میکنن و سرمایه شون رو از دست میدن اینه که وقتی کالاهای سرمایه ای گرون میشه صف میکشن بخرن، درحالی که باید بفروشن! وقتی قیمت چیزی سقوط کرده صف میکشن بفروشن، درحالی که باید بخرن. اونی سود میکنه که دلار رو 50 و خورده ای تومن بفروشه و 40 و خورده ای تومن بخره. وقتی دلار مدام داره میره بالا یا مدام داره میره پایین. نه وقت خریده نه وقت فروش. دلار رو وقتی میخرن که بازار توی یه ثبات حداقل 2 هفته ای باشه. (این فرض برای مردم عادیه وگرنه نوسانگیرها در بازار توی یه روز ممکنه 3-4 بار دلار بخرن و بفروشن. اونا کارشون یه چیز دیگه س)
درباره کف قیمت دلار. دولتمردان اقتصادی اشاره های کلیدی داشتن. وقتی میگن قیمت واقعی دلار 41-42 تومنه. یعنی این کف قیمتیه که دولت، بانک مرکزی برای بازار ارز در نظر گرفته. تازه این قیمت بازار متشکلشونه، بازار آزاد رو که به این قیمت هم نمیذارن برسه. یک مقطع کوتاه ممکنه برای نوسان گیری حتی تا 38 تومن هم بیارن پایین دلار رو. چرا؟ برای همون مورد اولی که گفتم. صف های فروشی که ایجاد میشه. دلارهای که 50 و خورده فروخته شده با با قیمت 38-9 تومن از دست مردم جمع کنن.
یک توصیه نوروزی هم بکنم! جنوب یا مناطق مرزی اگه رفتید برای خرید کالا احتمالن نسبت به محل سکونت قیمتها بالا باشه. به خاطر اختلاف قیمت بالای دلار آزاد نسبت به دلار نیمایی که برای واردات قانونی میدن جنس قاچاق گرونتر در میاد. برای همین قبل از سفر از شهر خودتون قیمت بگیرید. این مناطق زمانی که اختلاف قیمت بازار و ارز تخصیصی برای واردات کم باشه قیمت اجناس قاچاقشون بهتر میشه. وگرنه برای جنوبی هم میصرفه بیاد از تهران جنسی که با دلار دولتی وارد شده رو بخره ببره شهرش بفروشه تا این که از قاچاقچی جنسی که با دلار آزاد خریده شده رو بخره.
باورش سخته ولی 10 میلیارد تومن شده پول یه آپارتمان معمولی تو یه محله متوسط تهران!
همین چند سال پیش 10 میلیارد یه ثروت کلان بود.
یکی از نیروهامون نشسته فکر کرده چطوری پول بیشتری دربیاره؟
رفته کلی سبزه سبز کرده پنجشنبه آخر سال ببره بهشت زهرا بفروشه.
یعنی کیف میکنم از تلاش و اعتماد به نفسش. نه فکر میکنه این کار در شان من فوق لیسانس نیست! نه میگه دست فروشی زشته، نه مهمه براش آشنا ببینه چی میگه و...
مکالمات من و همکارام در حین تنظیم گزارش
همکار: اسم کوچیک فلانی چی بود؟ من: غلامحسین
همکار: اونی که این حرف رو زده اسم چی؟ من: فلانی
همکار: فلان اتفاق کی افتاد؟ من: دهه اول آذر بود
همکار: فلان فیلم رو میخوام بببینم فلانی چی گفته. من: اینا رو گفت بود...
همکار: اون موضوع بود که ...؟ من قبل از تموم شدن جمله ش: این جوری شد...
همکار: ایران خودرو رو پیدا... من: تو هولدینگ هاست
همکارام گوگل ندارن، بولوت دارن
چند روز پیش یکیشون میگفت احساس می کنم قبل از سوال کردن می دونی چی می خوام بگم، چطوری برای هر موضوعی یه جواب توی دست و بالت داری!
بهش گفتم وقتی مدیریت یه کار رو باید انجام بدی به همه جوانب کار فکر میکنی، مشکلات احتمالی چیه. در حین کار چه سوالتی پیش میاد. ضعف هر فرد توی کدوم قسمت کاره و... بعد برای همه اینها فکر میکنی و راه حل پیدا میکنی و جواب آماده میکنی.
گفت: بازم با این سرعت نمیشه جواب داد.
گفتم: اینا رو بذار در کنار حافظه قوی داشتن، میبینی که میشه.
چین میانجیگری کرده ایران و عربستان با هم آشتی کنن
از وزارت خارجه تا در شهر ممنوعه :))))
وقتی میگیم باید این مملکت رو از چنگ آخوند کشید بیرون برای این چیزاست!
پیش فرض اینا بر تعرضه

نقل قول:
"اولش از اونجایی شروع شد که از خریدن خوراکیهای خارجی و چیزایی که هوس میکردیم زدیم و گفتیم عیب نداره. بعد کمکم جای پنج قلم میوهٔ نوبرونه، چهار قلم خریدیم و گفتیم عیب نداره.بعد یه مدت فقط تونستیم یه مدل بخریم و گفتیم عیب نداره. بعد دور میوهفروشی روخط کشیدیم و کلاً رفتیم سراغ بازار روز و گفتیم عیب نداره. بعد، از خیرِ چندبار لباس خریدن در سال گذشتیم و به همون یه بارِش قناعت کردیم تا مبادا از پسِ پرداخت شهریهٔ مدرسهٔ بچه و کلاسهاش وا بمونیم و گفتیم عیب نداره. شهریه و پول سرویس مدرسه زیاد شد و اینبار از مسافرتهامون زدیم و گفتیم عیب نداره.
سختتر شد و بالاجبار از مهمونیامون و رفتوآمدهامون زدیم و گفتیم عیب نداره. آجیل کم خریدیم و گفتیم عیب نداره. اصلاً نخریدیم و گفتیم عیب نداره. مواد غذایی همه آلوده شد؛ میوهها مزهٔ آب میداد،گفتیم عیب نداره. مرغ و گوشت مزهٔ هرچیزی میداد اِلّا مرغ و گوشت و گفتیم عیب نداره.
هوا آلوده شد گفتیم عیب نداره…. گفتیم عیب نداره غافل از اینکه زندگی، چیزی نبود بجز همینایی که ریزریز حذفشون کردیم. زندگی همون ذوقِ خوردن میوهٔ نوبری بود که دیگه از پسِ خریدش برنیومدیم. زندگی ذوق خریدن و پوشیدن لباس نو بود که بیخیالش شدیم. زندگی همون مهمونیها و دورهمیهایی بود که با عزیزانمون داشتیم.
زندگی همون سفرهایی بود که وقتی میرفتیم دلمون وا میشد. زندگی همون کاسهٔ آجیلِ روی میز بود که دور هم میخوردیم… آره، زندگی رو ریزریز از دست دادیم. انگار که زندگی، آبی بود تو مشتمون که ریزریز از لای انگشتامون ریخت و ما نفهمیدیم…"
هر کدوم از بانک ها روزی چند بار پیامک درباره حساب وکالتی خرید خودرو میفرستن با آپشن های جذاب و بشتابید بشتابید بیاید بانک ما حساب وکالتی باز کنید.
یه جایی توی متری شیش و نیم قاچاقچی بازداشت شده وقتی مامور پلیس رشوه ش رو قبول نمیکنه، میگه اندازه ت کوچیکه گفتم 2 میلیارد اصلن نفهمیدی چقدر پوله، اگه میگفتم 200 میلیون قبول میکردی.
حالا حکایت ما مردم عادیه که میدونیم صحبت چند هزار میلیارد تومن پول بلوکه شدس ولی تصوری نداریم که چند هزار میلیارد چقدر پوله باهاش میشه چیکار کرد چند تا خونه خرید چند تا ماشین خرید یا... کل زندگیمون بعد از دو سه دوره تورمی توی 10 سال اخیر تازه به میلیارد تومن رسیده.
همون پولی که ماها تصوری از میزانش نداریم، وقتی بانک ها برای گرفتن یه بخشیش اینجوری به تبلیغ افتادن، یعنی خیلی پوله.
به مناسبت روز جهانی زن یه کتاب معرفی کنم!
"حکایت دختران قوچان" نوشته افسانه نجم آبادی
این اتفاق مهمی در تاریخ جنبش زنان ایران بوده که خیلی کم بهش پرداخته شده.
.
.
.
(بعدن اضافه شد، زیرنویس برای عقل عرزشی)
قابل توجه عرزشی هایی که علاوه بر عقل، گوگل هم ندارن:
حکایت دختران قوچان (انگلیسی: The Story of the Daughters of Quchan) کتابی در تاریخ سیاسی منتشرشده در سال ۱۹۹۸ است که توسط افسانه نجمآبادی نوشته شدهاست. قاچاق انسان در ایران در سال ۱۹۰۵ مورد بررسی قرار میگیرد. دختران قوچان به ماجرای فروش دخترانی از منطقه قوچان اشاره دارد که توسط دولت محلی قاجار به جای مالیات ربوده و فروخته شدند.
آدم و حوا در بهشت از خوردن میوه دو درخت منع شده بودن: درخت زندگی (امرداد) و درخت خرد و دانش (خرداد)؛ درخت زندگی موجب نامیرایی و فرصت لذت بی انتها! از زندگی میشد و درخت دانش منجر به شورش علیه سیطره الوهی و مداخله در جهان و لذت خلق!
از میوه درخت دومی خوردن.
تصویر مورد علاقه جلیلی و هسته سخت قدرت در ایران این شکلیه:
دیروز ایران و طالبان سند آزادی ۲۶۸ زندانی طالب در ایران را امضا کردند. پولها روی میز آرزوی باند جلیلی برای شکل و مدل حکمرانیست. وقتی از حذف دلار و شبکه بانکی حرف میزنند منظورشان چنین چیزیست. تهاتر به روش راهزنان در صدر اسلام
اقتدار منطقهای یعنی همین که برادران طالب هم پول خودمون رو آوردن بزای آزادی زندانیانشون! دستآورد از این بالاتر؟

*خیلی اتفاق بزرگیه، یعنی طالبان به قاعده دخل چند روز یک تاکسی خط ونک - آزادی رو برداشته آورده ۲۸۶ زندانی رو برده است!
نقل قول:
"طرف بلند شده از وسط صحراهای مغولستان اومده کل امپراتوری ایران رو تصرف کرده. انواع سنن و باورها رو چنان در ذهن و فرهنگ ایرانی کاشته که حد ندارد. فقط به همین دو قلم پیرپرستی و نیاپرستی نگاه کنید که چهطور تا مغز فرهنگ ایرانی رسوخ کرده. زبان فارسی را در حد واژگان متاثر کرده.
بعد میگن ما مغول رو هضم فرهنگی کردیم. خیر. نیاکان محترم ما هیچ نکردند.
همان حکایت باد استغنا را دوباره بخوانید تا ببینید هیچ نکردند. آن تغییر سبک زندگی هم که میبینید به نفوذ فرهنگی نیاکان ما مربوط نیست، به بالا رفتن درآمد مغولان که از بیابانگردی به امپراطوری رسیدن و شهرنشین شدن مربوط است."
اختلال آفازی یا زبان پریشی بیانی چی است؟
"فرد مبتلا به این عارضه دچار آسیب فیزیکی در سمت چپ لب پیشانی است. این عارضه ارتباطی به بیماریهای روانی ندارد. این عارضه اختلال ادراکی ایجاد نمیکند.
این عارضه باعث گفتار نامفهوم میشود. فرد مبتلا به این عارضه در ساختن جملات دستوری درست ناتوان است. او نمیتواند یک جملهی پنج شش کلمهای بدون خطای فاحش دستوری بسازد. این عارضه در تلفظ واژهها هم اثر میگذارد. فرد ممکن است واژهها را نادرست تلفظ کند.
مثلا به جای هندوانه بگوید هندلانه. این فرد میتواند درست فکر کند. میتواند جملات درست ساخت دستوری طولانی بنویسد و وقت نوشتن «هندوانه» مینویسد نه «هندلانه»."
.
.
آشنا نیست این عارضه براتون؟
اسکول های سایبری همه با هم به می رن خرید گوشت! همه شون هم پول زمان رضا شاه (چاپ فروردین 1317) تو کیفشون دارن.
برای کپی پست این توهمات پولم میگیرن. معلوم نیست چه بودجه ای صرف تولید چنین محتواهایی میشه. ج.ا داره پول بیت المال رو اینجوری حیف میکنه. حتی ایده و فکر درست و حسابی هم پشت تولید محتواها نیست، یه متن رو میدن لشکر سایبریشون کپی پست کنن.
پ.ن: قسمت جالبش اینه اسکناسی که همه شون توی کیفشون داشتن و میخواستن باهاش 1 میلیون خرید کنن، قیمتش توی بازار خیلی بیشتر از 1 میلیونه!

اون صد و ۲۰ هزار نفری که با پرداخت ۵۰۰ میلیون تومان برای خرید خودرو وارداتی که نه مدلش، نه زمان تحویلش و نه قیمت نهاییش معلوم نیست ثبتنام کردن، ۶۰ هزار میلیارد تومن پول به حساب دولت ریختن که تازه پولشونم بلوکه میشه! دیوونه نیستن!
اون ها سرمایه داران آتیه بینی هستن که بر روی تورم و انتظارات تورمی سال ۱۴۰۲ حساب کردن و واقعیتش اینه که اتفاقن حساب درستی هم کردن. مثل اونایی که سال ۹۷ سکه آتی میخریدن.
به دور و بر خودتون نگاه کنید، چند نفر دور و برتون هستن که می تونن ۵۰۰ میلیون تومن جیرینگی پرداختن کنن؟* خب از اون تعدادی که میتونن ۵۰۰ میلیون تومن جیرینگی پرداخت کنن، چند نفرشون هستن که میتونن این ۵۰۰ میلیون رو جیرینگی جایی بذارن که معلوم نیست کی سودش دستشون میرسه؟
خیلی کمن این آدما. اینا سرمایه دارانی هستن که بازار رو خوب میشناسن. اینا افرادی هستن که اگه بخوان الان میتونن برن ماشین خارجی از بازار بخرن لنگ خرید ماشین نیستن. وقتی جیرینگی ۵۰۰ میلیون میدن برای معامله خودرویی که نه مدلش، نه زمان تحویلش، نه قیمت نهاییش مشخص نیست. یعنی میدونن سال دیگه توی بازار چه خبر خواهد بود و چه سودی از قبل اون ۵۰۰ میلیون نصیبشون میشه.
.
.
.
حالا ۲۰ هزار نفر رو بگیم با بدبختی و مصیبت و قرض و فروش طلا و... جور کردن این پول رو، ۱۰۰ هزار نفری که راحت پول رو جور کردن منظورمه.
برای احیای همون برجامی که تجربه تلخ، سم مضاعف و خسارتى محضى براى کشور بود، افتادن به دریوزگی!
به قول وزیر علاج، دنیای 6 ماه بعد دنیای امروز نیست.
دنیا و کشور امروز دنیای و کشور 6 ماه و یک سال قبل نیست. اگر تابستون امسال، یا زمستون پارسال کار رو تموم کرده بودن، خیلی امروز اوضاع کشور فرق می کرد.
خدایی ما چقدر ملت ناشکری هستیم؟ چرا قدر ج.ا رو نمیدونیم؟
ج.ا ارزش دارایی های غیر ریالی ما رو ده ها برابر کرده.
خیلی از ما که خواب میلیاردر شدن رو نمیدیدم با افزایش قیمت ماشین و خونه میلیاردر کرده!
دیگه چی میخوایم از یه حکومت؟ کجای دنیا به این آسونی میشه میلیاردر شد؟
17 سال قبل در چنین روزهایی آنا پولیتکوفسکایا، روزنامهنگار نامدار مخالف پوتین، تنها چند ماه قبل از اینکه ترور شود،گزارشی مبسوط دربارۀ مسمومیت تعداد زیادی از «دختران دانشآموز» چچنی بر اثر مادۀ شیمیایی قوی و ناشناختهای در دستشویی مدارس که دستگاه عصبی آنها را ماهها مختل کرده بود منتشر کرد.
مقامهای دولت به شدت منکر مسمومیتها بودند و این اخبار را صرفاً ناشی از اضطراب و «روانپریشی» گسترده میدانستند!
بعضی از پزشکان به پولیتکوفسکایا گفتند که عامل مسمومیتها مادۀ شیمیایی ناشناختهای در دستشویی مدارس است اما مسئولان بیمارستانها حاضر به انتشار هیچ اطلاعاتی نبودند، نه از داروها و روند درمان دختران دانشآموز در بیمارستانها حرف میزدند و نه نتیجۀ آزمایشها را منتشر میکردند. پس از مرخص شدن بیماران در پروندۀ آنها حتی یک کلمه هم دربارۀ داروها و شیوۀ درمان ثبت نشده بود.
مدارس برای مدتی تعطیل شدند و سرانجام معلوم نشد که روسیه سرگرم آزمایش کدام مادۀ شیمایی/سلاح زیستشناختی روی «دانشآموزان دختر چچنی» بوده است.
چند ماه بعد، پولیتکوفسکایا در مسکو به قتل رسید.
واقعن چرا باید فکر کنیم ماجرای مسمومیت مدارس می تونه کار ج.ا باشه؟!
این که یه نظامی توش چند تا قتل محفلی، ترورهای زنجیرهای، ترور حجاریان و آزاد کردن تروریست، کشتن جوونای مردم تو کهریزک، سازماندهی و فرستادن قمهکش بین مردم، حمله به سفارت انگلیس و عربستان، به گلوله بستن مردم تو خیابون. اسیدپاشی رو صورت خانمها، زدن هواپیمای مسافربری با موشک، کشتن مردم به بهانهی عدم اطمینان به واکسن انگلیس/آمریکا و تولید واکسن داخلی، کشتن بچههای بیگناه، کور کردن جوونای مردم با تفنگ ساچمهای هم اتفاق افتاده دلیل نمیشه اینجوری فکر کنیم درباره شون!
فقط اون قضیه اقتدار داریم و امنیت داریم کنسله... اینا حتی نمیتونن سه ماه امنیت مدارس رو تو قلب پایتخت مذهبیشون و وسط مملکت حفظ کنن!
نقل قول:
"آیا انقلاب اخیر ایران از ۱۳۹۶ شروع شده؟ آنجا اولین باری بود که مردم شعار "اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا" را دادند و از این حکومت و فاز اصلاحات گذشتند.
پاسخ خیر است.
آن جنبش ها فقط نفی اصلاحات بود خواسته ایجابی نداشت آرزو و آرمان استئلای ساختن چیزی نو نداشت، به نظرم که انقلاب زن زندگی آزادی با مهسا شروع شد.
آن چه سریع به نتیجه میرسه یا نمیرسه کودتاست، انقلاب نیست. البته بعید هم نیست این وسط سپاه یه کودتایی بکنه! انقلاب در طی زمان پخته تر میشه و بدنه های مختلف جامعه بهش اضافه میشن.
جنبش ها و انقلاب ها مواد غذایی نیستند که تاریخ مصرف داشته باشن، دترمینیسم و ضرب العجلی برای به ثمر رسیدنشان موجود نیست جنبش ها و انقلابات اجتماعی امری گشوده و پیشبینی ناپذیر اند.
انقلابها مجموعه ای از مبارزات سینوسی اند که فراز و فرود های متعدد دارند و در یکی از فرازهای تاریخی شان پیروز میشوند. زمانیکه ضد انقلاب اراده به سرکوب یا نیروی سرکوبش را ولو موقتا از دست بدهد
انقلاب فرانسه با حمله مردم به باستیل اغاز شد ۱۷۸۹ و در ۱۷۹۳ با اعدام پادشاه و استقرار جمهوری به ثمر رسید (۴ سال)
انقلاب روسیه با اعتصاب کارگران در ۱۹۱۷ اغاز شد و تا ۱۹۲۲ و نابودی ارتش سفید تزاری طول کشید (۵ سال)
انقلاب پیشین ایران از ابان ۵۶ آغاز شد و تا انتهای بهمن ۵۷ طول کشید (۱۶ ماه، این انقلاب به علت عدم تمایل شاه به حفظ قدرت، یکی از سریعترین و کم تلفات ترین انقلاب ها بود)
انقلاب امریکا با مهمانی چای بوستون ۱۷۷۳ اغاز شد و تا شکست نیروهای انگلیسی در ۱۷۸۱ طول کشید (۸ سال)
انقلاب چین علیه امپراتوری منچو ۲ سال طول کشید (۱۹۱۱ و ۱۹۱۲) و انقلاب کمونیستی چین ۴ سال طول کشید (۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹)
انقلاب انگلستان از ۱۶۴۰ تا ۱۶۴۹ انحلال پارلمان تا اعدام شاه و تاسیس جمهوری طول کشید (۹ سال) انقلاب شکوهمند هم از ۱۶۸۷ تا ۱۶۸۸(۲ سال)
ادعای شکست انقلاب تنها پس از ۵ ماه! علاوه بر اینکه خطاست عامدانه طرح شده تا سبب ناامیدی مردم شود.
غافل از این که عالم سیاست همیشه لحظههایی دارد که مسیر یک کشور و حتی جهان را عوض میکند. زلزله، سیل، مرگ یک نفر، افشای یک خبر و ..."
---
"طبق نظر مارکس انقلاب ها غیرقابل اجتناب هستند مگر اینکه سیستم قابلیت تغییر و بازخوردپذیری سریع از مردم رو داشته باشه. چیزی که در حکومت های دموکراسی جدید میبینیم.
اولین محرکه ی انقلاب ها نارضایتی هست که در ابتدا در قشر نخبگان کشور بروز میکنه برخلاف آنچه که تصور میشه تاریخ نشون داده صرفا فقط فقر باعث ایجاد انقلاب نمیشه هرچند نیروی محرکهس در تمام تاریخ همیشه آنچه باعث انفجار یک جامعه شده ایدئولوژی خاص و یا نقض فاحش آزادی بوده
زمانیکه نارضایتی در جامعه بالا میره نوعی انقلاب گفتاری رخ میده که ما با همون ایدئولوژی میشناسیمش؛ در واقع افراد برای تغییر وضع موجود دنبال معنی و مفهوم و ارزش های مشترک میگردند تا بتونن این گفتار مشترک رو شکل بدن
ایدئولوژی معمولا توسط نخبه ها ارائه میشه ولی در انقلاب های جدید با بالا رفتن سطح آگاهی جامعه میبینیم که مردم خودشون اونو شکل میدن"
"ایرانیان یوزپلنگ را اهلی میکنند و با او حرف میزنند!
يوزپلنگ تربيت شده به انسان صدمه نمىزند. سواركار يكى از اين جانوران را كه چشمش را با باريكهاى از پارچه بسته و زنجير بر گردنش زده بر ترك اسب خود مىنشاند و بر سر راه جانورى كه قصد شكار كردنش را دارد به انتظار مىايستد و وقتى دريافت كه نزديك رسيده است چشم و زنجير يوز را مىگشايد. سرش را به سوى شكار برمىگرداند و به طرفش مىجهاند.
يوز همين كه حيوانى را كه بايد به او حمله برد ديد مىغرّد و به سويش مىجهد و او را از پاى درمىآورد امّا اگر در مبارزه كارى از پيش نبرد پيش صاحبش بازمىگردد. آن وقت صاحبش به به منظور دلدارى، يوزِ شرمسار را مىنوازد و مىگويد گناه از يوز نيست، شكار درست به او نشان داده نشده است.
مىگويند جانور مفهوم اين پوزشگرى و نوازش را در مىيابد و اظهار رضامندى مىنمايد."
سفرنامه شاردن، جلد دوم، صفحه 756
.
.
پ.ن: اون چوپانی که دو تا توله یوز رو از محیط زیست طبیعیشون برداشت برد تحویل محیط بانی داد رو زنده می خوام.
پ.ن: یوز اگر مرد چه باک! پفیوزها هستند!
گمانه زنی های اولیه درباره ماجرای مسمومیت بچه ها توی مدارس. احتمال استفاده از گاز "تابون" رو میده. "بوی میوه، اثر ماندگار، و پاسخ مثبت به درمان با آتروپین و عوارض بیمارها که تهوع، سردرد، سرگیجه، رعشه، تعرق شدید و فلج موضعی" بوده از نشونه هاییه که بر اساس این گمانه زنی شده. که خب اگه گمانه زنی درست از آب دربیاد وای بر ما!
اگر گمانه زنی ها درست باشه، از دوز بالایی استفاده نشده چون تابون در غلظت های بالا می تونه کشنده هم باشه. تابون گاز اعصابه، فقط دست نیروهای نظامی وجود داره و تولید این مواد در انحصار دولت هاست. خیلی بعیده کسی بتونه بسازه، آزمایشگاه بسیار مجهزی لازم داره. پس این ماده از صنایع نظامی داره خارج میشه و غلطت و حجمش خیلی دقیق برای هدف خاصی تنظیم شده.
جان ناقابل تازگی گفته "32 سال پیش نامه نوشتند که کشور به لبه وحشتناک ویرانی رسیده. ما هنوز با قدرت هستیم و بلا بلاه" (احتمالن کنایه میزد به نامه اخیر رنانی)
ایشون فکر میکنن سقوط و ویرانی یعنی سقوط حکومت مرکزی!
خب یه عده شما را آدم حساب کردن و ته مسیر رو براتون ترسیم کردن. اونچه این سالها کشور طی کرده مگه به جز ویرانی بوده؟ نامه رو سال 69 نوشتن! هنوز اثرات ورود سپاه به اقتصاد مشخص نشده بود. هنوز تورم تاریخی دوران رفسنجانی شروع نشده بود.(سال بعد از نوشتن این نامه تورم 2 برابر و در فاصله 5 سال 5 برابر شد. از 9 درصد رسید به 50 درصد.) هنوز قتل های زنجیره ای رخ نداده بود و... اینا سالها قبلش بهتون هشدار دادن که سیاست های اشتباهی دارید.
یک روز بازرگان به شاه گفت ما آخرین گروهی بودیم که به زبان قانون با شما سخن گفتیم! نشیند. نفهمید! حکومت شاه فردا و سال بعد و ده سال و 15 سال بعد از این که این حرف رو بهش زدن برقرار بود. اونم تمام اون سالها خندید به آدمایی که بهش گفتن سقوطت نزدیکه. 10 سال قبل از بازرگان هم خیلیا بهش گفته بودن اگه بر اساس قانون اساسی مشروطه رفتار نکنی سقوطت حتمیه. احتمالن اونم تا سال 57 که صدای انقلاب رو شنید در مقابل این حرفا میگفت از وقتی به سلطنت رسیدم بهم گفتن سقوط میکنی! این گفت، اون گفت، این هشدار داد، اون هشدار داد و... چقدر حرفای تکراری رو بیخود میزنن و...
ج.ا هم هشدارها رو نشنیدید و نفهمیدید و خندید. همه خودکامه ها فکر میکنن نوبت سقوط به اونا نمیرسه. اما میرسه.
متن نامه رو با هم بخونیم:
"
جناب آقای رئیس جمهور
به طوری که همه میدانند انقلابی که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در ایران روی داد، دنباله حوادث و مبارزاتی بود که زنجیروار از یکصد سال پیش با قیام تنباکو آغاز گردید. هدف این مبارزات بریدن دست استعمار جهانخوار و رهایی ملت به خواب رفته ایران از بندهای کهنسال استبداد و نادانی و ناتوانی بود و برای رسیدن به آزادی و استقلال و عدالتخواهی. در این رهگذر دو سلسله قاجاریه و پهلوی از قدرت برکنار شدند. امید و انتظار ملت چنین بود که با انقلاب اسلامی ایران سرانجام نور آزادی و عزت استقلال و عدالت الهی بر ظلمت جهل، اسارت استبداد، ذلت فقر و سلطه بیگانگان غلبه خواهد کرد. اما صد افسوس که در دوازدهمین بهار انقلاب جای آزادی و رضایت و رهایی خالی است و از نظر اقتصادی و سیاسی بیش از هر زمان دست بسته و دست به سینه شدهایم.
متأسفانه تذکرات و هشدارهای ناصحان و خیرخواهان نادیده گرفته شده است و اکنون کشور عزیز ما در بنبست و بحرانی از سختی و ناخشنودی و نابسامانی دست و پا میزند. علیرغم وعدههای به مستضعفین و شعارهای پر طنین، طبقات محروم جامعه محرومتر و زیادتر شدهاند. در چنگال گرانی و گرههای زندگی گرفتارتر و از آینده خود مأیوستر، ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی رسیده است.
***
به طور کلی و مختصر، پس از ده سال حکومت مطلقه انحصار و اختناق و انحراف، امروز در شرایطی زندگی میکنیم که:
۱) از نظر اقتصادی و اجتماعی و زندگی
بر شما و احدی پوشیده نیست که کشور ایران در اثر سالها جنگ خارجی، خروج از آرمانها و اهداف انقلاب و سوء مدیریت مسوولین و متصدیان، دست به گریبان بیسابقهترین بحران اقتصادی شده است که توام با تورم، بیکاری، کاهش تولید و تاراج سرمایههای خدادادی است. درآمد سرانه کشور به نرخ ثابت به کمتر از نصف سال ۵۶ تنزل یافته است. گرانی تصاعدی معیشت و غارت سرسامآور یک اقلیت وابسته به حاکمیت از یکطرف و محرومیتها و تنگناهای کمرشکن اکثریت از طرف دیگر، اختلافات طبقاتی و جدایی و کینهورزی را به حد اعلی رسانده است.
همگی نگران از سرنوشت خویش و مملکتاند و جوانان و کارکنان به دامن اعتیاد و ارتشاء یا فساد و فحشاء افتادهاند!
مردم ایران میخواهند بدانند چه جریانها و چه کسانی سرمایههای عظیم ملی را که یک رقم آن ۱۷۰ میلیارد دلار درآمد نفت است به باد دادهاند؟ تا آنجا که وزیر دارایی در مجلس میگوید کسری بودجه سال ۶۷ معادل کل درآمدهای ایران به اضافه ۷۶ میلیارد تومان بوده است! مردم ایران میخواهند بدانند چه اشتباهات و سوء سیاستها باعث شده است که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران پس از آن همه طعنه و تندیها به ابرقدرتهای غرب و بتری جستن از سازمانهای سیاسی و اقتصادی جهان سرمایهداری، هم دست تمنا به صورت وام و مشارکت و به بهای از دست دادن استقلال و حیثیت کشور، به سوی صنایع و سرمایهها و سردمداران فاسد آنها دراز کرده است و هم برای اجرای آتشبس و خروج از حالت نه جنگ و نه صلح، امید و آبروی خود را به زیر سایه رأفت و لطف شورای امنیت و قدرتهای بزرگ برده است!
۲) از نظر آزادی و امنیت و از نظر معنوی و مدیریت
از آزادیهای عمومی و امنیتهای سیاسی و قضایی و اقتصادی و از حاکمیت قانون و ملت، آن طور که قانون اساسی مصوب آراء عمومی سال ۵۸ تعیین و تضمین شده است، چیزی جز خاطرات و آرزو باقی نمانده است. بندهای اختناق و انحصار سال به سال تنگتر و تیزتر شده است. نظام جمهوری با گامهای بلند، بهویژه بعد از بازنگری خود خواسته در قانون اساسی و اختیارات مافوق قانونی که رهبری و حاکمیت به خود دادهاند، سیر قهقرایی به ضد انقلاب مطلقه و به سلطنت موروثی روحانیت نموده است.
در زمانی چنین سیر قهقرایی به خود کامگی و اختناق در کشور ما روی میدهد که رهبران ستمگری و اسارت کمونیسم و فاشیسم با واقعنگری و جوانمردی از انحصارطلبی استعفا داده و به آزادی ملتها و کثرتگرایی بازگشت نمودهاند و در اروپای شرقی و در قارههای عقب افتاده، امانت آزادی و حقوق انسانی را به صاحبانشان برمیگردانند. از شیلی تا رومانی همه جا پرچم آزادی و حاکمیت مردمی به اهتزاز درآمده است و در حالی که در کوهستانهای دورافتاده هیمالایا مردم نپال تدارک جشن پیروزی بر استبداد را میبینند حاکمیت ما با خونسردی و تظاهر به استواری نظارهگری مینماید و به شعاردادن و ترویج شخصپرستی ادامه میدهد.
پا به پای زوال آزادی و امنیت، دو مصیبت دلخراشتر نیز دامنگیر ملت شده است. یکی انحطاط معنویت در زمینههای دینداری و اخلاق و وطنپرستی و دیگر آشفتگی و از هم گسیختگی مدیریت یا حکومت کشور.
به گونه آشکار و علیرغم وظایف و برنامهها و فشارهایی که از ناحیه رهبری و متولیان در راستای اجرا و اشاعه اسلام در ایران و در اقطار جهان پیش گرفته شده است. علاقه و اعتقاد به آئین و احکام اسلامی در اکثریت وسیعی از مردم ایران بهویژه در جوانان، تنزل فاحش یافته است. دوستی و درستی و راستی که از لوازم عشق به زندگی و بقا و ترقی است به حد تردید و تزلزل گردیده است. احساس تعهد و خدمت و فداکاری در قبال میهن و هممیهنان که قبل از انقلاب رشد مطلوب پیدا کرده بود، جای خود را به سرخوردگی و بیتفاوتی و احیاناً به بدبینی و بدخواهی داده است.
اما از حاکمیت قانون و حکومت مردم بر مردم و از تخصص و مدیریت، چه بهتر که سخن نگوئیم. چیزی که مقامات و مسوولان نامش را همیشه به زبان آوردهاند ولی تیشه به ریشهاش زدهاند و از اعتبار و اثر انداختهاند قانون است و حاکمیت قانون و ملت در جمهوری اسلامی ایران. ضمن آنکه برای تخصص و صلاحیت مدیران و سازمان صحیح دستگاهها، در زبان و عمل، ضرورت و ارجی قایل نبودهاند. تعدد مراکز تصمیمگیری و تضاد نهادها، ملوک الطوایفی و هرج و مرج اداری و به طور کلی بیاعتنائی به مسوولیت و مدیریت و نظارت، با پیامدهای ویرانگر آنها، از ویژگیهای بارز نظام حاکم است.
۳) از نظر استقلال و بقا و بازنگری کشور
علیرغم کوس پیروزی نهایی جنگ و دفن ابدی استکبار و فتنه در جهان، هنوز بیش از ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک وطن ما در چنگ صدام جنایتکار بوده و معلوم نیست که تا کی حالت خفقانآور «نه جنگ نه صلح»، سرگردانی اسیران دو طرف، نگرانی از یورش نابهنگام مدعیان خارجی و داخلی و گردشهای نابهنجار روزگار، باید ادامه داشته باشد؟ بدون آنکه آبادی و رفاه و بازسازی موعود و بازگشت ایران به حرکت و حیات صورت جدی و امیدبخش به خود گرفته باشد.
۴) از نظر روابط جهانی و سیاست خارجی
اتخاذ هدفهای احساساتی افراطی، خارج از خواستههای نخستین انقلاب و اسلام، سیاستهای نابخردانه و بالاخره ناتوانی مسوولین و نادرستی روشهای پیروی شده در سیاست خارجی، کشور پرافتخار ایران را به بدترین انزوای سیاسی انداخته است، بدنامی و بیاعتباری بینالمللی را نصیبمان کرده است و ما را در معرض دائمی توطئههای تلافیگرانه قرار داده است. علاوه بر اینها از ارتباط و احترام و استفاده از جریانهای بینالمللی محروم گشتهایم. آن هم در دنیای بهم پیوسته وحشتناکی که ملتهای غالب و مغلوب جهان و پیشرفته و عقبمانده، در عین رقابت و ترس از یکدیگر، چاره و راهی برای کامیابی بر مسایل پیچیده و مصائب به هم آمیخته و برای بهبود و بقاء منافع ملی خود، جز تقاهم و تبادل افکار و همگامی و همکاری نیافتهاند.
***
جناب آقای رئیس جمهور
با توجه به مراتب فوق از جنابعالی که مسوولیت اجرایی و اداره مملکت را به عهده دارید میخواهیم که با صداقت و سرعت اقدامات ذیل را سرلوحه اندیشه و اعمال خود و حاکمیت قرار دهید:
۱ـ جلوگیری از خلافها و خرابیها و از انعقاد قراردادهای اسارتآور با بیگانگان، بدون نظارت ملی.
۲ـ بازگرداندن حقوق قانونی مردم که در فصول سوم و پنجم قانون اساسی تصریح گردیده است به مردم و جلوگیری از سیاستهای سرکوبگرانه بعضی از نهادها.
۳ـ آزادگذاردن و تأمین فعالیت احزاب و جمعیتهای سیاسی و مطبوعات که فعالیت قانونی و علنی دارند، فرصت دادن خالی از دغدغه و آزار برای بحث و گفتگو و برخورد آراء و عقاید به منظور حل مشکلات و معضلات مملکتی و همکاری صمیمانه مردم و بالاخره امکان و استقرار حاکمیت قانونی ملت."
.
.
.
پ.ن: محمد توسلی روایت شکنجه هایی که بعد از بازداشت شدن برای امضای این نامه رو تعریف میکنه میگه "برای ما سخت بود که در حکومت جمهوری اسلامی باهامون این رفتار بشن." آدم دلش براشون می سوزه ولی خب آشی بود که خودتون بار گذاشتید و یه جایی انقدر شور شد که خودتونم فهمیدید چه غلطی کردید.
اولای مهرماه بود که نوشتم دولت رییسی برجام رو به فنا داد و پایان برجام رسیده!
یکی از عرزشی های بسیار کار درست و دانامون! کامنت گذاشت: "اگه قرار باشه من توی اتاقم به درگاه دلاری متصل نباشم ، همون بهتر برجام اجرا نشه"
همون بهتر که برجام اجرا نشه نتیجه ش میشه این. خوبتون شد؟ با همین سطح شعور دارید مملکت و حتی ج.ا رو به فنا میدید. اون برجام اگه امضا شده بود حتی اعتراضات اخیر به این شکل صورت نمیگرفت. طبقه متوسط از آینده ش ناامید شد که اومد توی خیابون.
دلار داره با سرعت 1000 تومن بر ساعت میره بالا! و دلخوش به این مقدار نباشید!
.
.
پ. ن: کماکان امید دارم ماجرا پولبک باشه و قیمت دلار بیاد پایین. هر چند همین افزایش و کاهش هم اثرات تورمیش رو خواهد گذاشت و تورم ترسناکی در انتظارمونه. اما تصور این که کنترل بازار ارز از دستشون خارج شده خیلی ترسناکتره.
-حاجیزاده ١٨دی ٩٨ پس از موشکباران عینالاسد گفت «در این عملیات دهها نفر کشته شدند». خبرگزاری فارس تعداد آمریکاییهای کشتهشده را «حداقل ۸۰نفر» اعلام کرد.
-حاجیزاده ۵ اسفند ١۴٠١: اگر میخواستیم میتوانستیم در عینالاسد کشته هم بگیریم ولی یک مشت سرباز بدبخت بودند و هدف ما کشتن آنها نبود.
سوال: بلاخره کشتید یا یا نخواستید کشته بگیرید؟ سرداااااار بزرگ ج.ا رو یه جوری زدن که با قاشق چایی خوری از کف زمین جمعش کردید، میدونستید کجا رو بزنید سربازهای آمریکایی کشته میشن اما نزدید! انتقام سختتون این بود؟
-حاجیزاده ۵ اسفند ١۴٠١:بعد از عین الاسد گفتیم یه جو غیرت داشته باشن یه کار میکنن، ما آماده بودیم برای عملیات های مرحله بعد، اولین تیری که اونا شلیک می کردن 400 فروند موشک ما آماده کرده بودیم توی اون مقطع!
سوال: پس برای همین هواپیما رو با موشک زدید؟ برای همین موشک دوم رو هم زدید؟ فکر میکردید یه کاری میکنن اینم می افته گردنشون!
.
.
.
پ.ن: واقعن امیدوارم وضعیت فعلی دلار مثل اون افزایش مقطعی دلار تا 18 تومن و بعدش پولبک تا 12 تومن، سیاست بانک مرکزی برای تامین کسری بودجه از کف بازار و جیب مردم باشه. اگه کنترل نشده باشه یعنی اوضاع خیلی خرابه.
یادتونه میگفتم برید از هرچی میتونید هرچقدر میتونید بخرید انبار کنید! همین منی که این حرف رو میزدم فک نمیکردم دلار امسال دو برابر بشه. برجام بی فرجام بشه.
اوضاع بدتر از بدترین پیش بینی هاست. دلار سوار قاطر پیشرفت دولت فخیمه رییس جمهور شش کلاسه، چند ماه زودتر از پیش بینی های اقتصادی داره به ۶۰ هزار تومن میرسه. این اگه پیشرفت نیست چیه؟
خلاصه این که عزیزان هرچی در میارید، هر چی پس انداز ریالی داشتید، ج.ا امسال نصفش رو ازتون گرفته.
ج.ا امسال تا الان از قشر فقیر و متوسط جامعه 50 درصد مالیات زوری گرفته.
دلخوش به این مقدار نباشید.
از زمان گفتن جمله "نه مذاکره می کنیم نه جنگ میشود" تو مرداد 97 تا الان
دلار 451٪
طلا 717٪
سکه 828٪
مسکن 732٪
پراید 1104٪
برنج 757٪
مرغ 533٪
قند 552٪
شیر 610٪
روغن مایع 933٪
گرون شده
تازه دلخوش به این مقدار نباشید!
منتظر دلار 300 تومنی
سکه 200 میلیونی
پراید 2 میلیاردی
باشید
علفزار رو دیدم. فیلم تلخی بود. هر چند طنز تلخی که بازی صدف اسپهبدی بهش اضافه کرده یه مقدار تعدیلش کرده.
حضور سه تا بچه فیلم، سرنوشتشون، قابل تامل بود.
غم انگیزترین بخش هاش به نظرم اونجایی بود که مادر پسر بچه کشته شده توی ضجه هاش میگفت دلش رو ندارم بگم خدا سر بچه ت بیاره.
بعدی جایی که صدف اسپهبدی وقتی میفهمه برای گرفتن شناسنامه برای بچه نامشروعشون، چه هزینه ای باید بدن! یهو عصبانی میشه سر بچه داد میزنه همه ش تقصیر توعه. هی بگو میخوام برم مدرسه درس بخونم. بعد من بیام منت اینا رو بکشم شناسنامه بگیرم براش.
بچه ها خیلی گناه دارن.
بقیه ش خطر اسپویل داره!
انتخاب نه چندان مناسب بازیگرها، موضوع اصلی فیلم رو قابل باور در نیاورده بود. یه چند تا جوون کم سال (حالا بینشون به نفر که تیپ خلاف داره هم بود) که سابقه جرمی ندارن، با ظاهر مظلوم و ننه مرده! بعد یهو معلوم میشه همینا ریختن وسط مهمونی یه عده، چند نفری به زن ها تجاوز کردن. برای قابل باور بودن باید بازیگرهایی که به نقش بخورن انتخاب میشد.
تازه فهمیدم یکی از بزرگترین مفسدین اقتصادی کشور، ابربدهکار بانکی و... کلی فرش وقف کرده یا هدیه داده به حرم ائمه مدفون در عراق. درسته انقدر دین و ایمان نداره که حلال و حروم نکنه! ولی هنوز انقدر بی دین و ایمان نشده که برای امام ها خرج نکنه!
این کاریه که ج.ا داره با دین خدا میکنه. برای همینه که میگم ج.ا فقط دشمن مردم نیست. دشمن اسلام هم هست.
پ. ن: نمیدونم حکم نماز خوندن روی فرش هایی این چنینی چی میتونه باشه. بین شما اگر کسی که در حرم های عراق نماز خونده و براش مهمه درست بودن یا نبودن نمازش، بره پی حکم شرعیش رو بگیره. شاید لازم بشه قضای نمازها رو ادا کنه.
عکس های استادیوم آزادی رو دیدید؟ چقدر بزرگه، چقدر آدم توش جا میشه، چقدر شلوغه؟! استادیوم آزادی 100 هزار نفر گنجایش داره.
اگه توی استادیوم آزادی به هر نفر 1 ریال بدیم (ریال، واحد رسمی پول ایران) و همه ریالاشون رو بذارن روی هم، میشه 100 هزار ریال (10 هزار تومن). خب با این 100 هزار ریال باز نمیشه 1 دلار خرید.
روزهای اولی که پوتین حمله کرده بود اوکراین، عرزشی ها نمی دونستن چطوری خوشحالی کنن. فکر میکردن اربابشون یک هفته ای کیف پایتخت اوکراین رو میگیره و میشه قدرت برتر دنیا و اینا چون در جناح روسیه هستند قدرت میگیرند دیگه تحریم های آمریکا بی اثر میشه و خلاصه کلی رویابافی.
حالا روسیه توی باتلاق گیر کرده و نیروی نظامی اش داره مستهلک میشه، بحران گاز مدیریت شده و روسیه هم به جمع تحریمی ها پیوست و سهم اینا رو توی بازار قاچاق نفت هم گرفت و رقیبشون در بازار سیاه انرژی شده و ج.ا مجبوره نفتش رو خیلی ارزونتر بفروشه.
روسیه نه فقط میدون جنگ، بلکه خیلی جمعیت جوونش رو هم از دست داد. بحران شدید جمعیت دارن. پوتین به هدف اصلیش اضافه کردن چند میلیون روس زبان از خاک اوکراین به روسیه بود نرسید. الان علاوه بر ۱۲۰ هزار کشته، صدها هزار زخمی، حداقل یک میلیون مرد جوان هم از کشور فرار کردن. آینده جالبی در انتظار روسیه نیست.
به خاطر همین جنگ ج.ا دوبار زد زیر میز مذاکرات برجامی که ارباب قدرت میگیره قشنگ قوی میریم امتیاز میگیرم!
اوکراین فتح نشد، زمستان سرد تموم شد، برجام بی فرجام موند، ارزش ریال بیشتر از 40 درصد سقوط کرد. عرزشی هایی که یک سال پیش همین موقع داشتن رجز میخوندن که بی برجام میشم قدرت اول منطقه! الان دارن برای گوشت 500 تومنی ماله میکشن که چرا از شهروند و اتکا گوشت میگیرد؟ برید لرستان گوسفند زنده بخرید گوشتش کیلویی کمتر از دویست تومن میشه.
یک فریم از کاری که ج.ا فقط در یک و نیم سال اخیر با بازنشستگان کرده!
کسی در شهریور 1400 بازنشسته شده. سکه در اون مقطع 11 میلیون و پاداش پایان خدمت این بازنشسته معادل حدود 27 سکه بوده.
بهمن 1400،نیمی از پاداش سنواتی رو بهش دادند. سکه در این چند ماه به 12/5 میلیون رسیده و با نیمی از پاداش پرداخت شده حدود 12 سکه میشد باهاش خرید. (1.5 سکه اینجا دزدیده شده ازش.)
اسفند 1401، نصف دیگه پاداش رو ریختند. در حال حاضر سکه 30 میلیون تومنه و 5 عدد سکه میشه باهاش خرید! (8.5 سکه در اینجا دزدیده شد.)
ج.ا به همین راحتی پول 10 تا سکه رو از جیب یک بازنشسته دزدیده. با توجه به اینکه به محض بازنشستگی، پاداش به فرئ تعلق میگیره و مال اون محسوب میشه این مسئله مصداق بارز خیانت در امانت و اتلاف مال محسوب میشه که از طرف دولت ج.ا در حق بازنشسته ها انجام شده.
درحالی که امروز نسبت به دیروز 5 درصد فقیرتر شدیم. همچنین ایران با دو پله سقوط به نسبت سال قبل در خصوص وضعیت رفاه مردم به رتبه ۱۲۳ در بین ۱۶۷ کشور رسیده، یه نیم نگاهی به تاریخ و حواشیش داشته باشیم.
نقل قول:
"بزرگترین فجایع عهد مدرن را چند زمیندار محلی با چند ده یا چند صد تفنگچی و سوار رقم نزده اند. اگر نیک بکاوید، زمینه قاطبه شان توجیهاتی مثل"جلوگیری از هرج و مرج"،"امکان بروز جنگ داخلی"،"منافع و امنیت ملی"،"مصلحت کشور"و "خیر عمومی"است که خیلی وقت ها افراد موجهی جاده صاف کنش می شوند.
شاید یکی از آشناترین موارد برآمدن حزب نازی (ناسیونال سوسیالیست) و قدرت گرفتنش در آلمان باشد. بنگریم به یکی از مهمترین پله های قدرت گرفتن حزب : فرمان رئیس جمهور هیندنبورگ (موسوم به فرمان ریاست جمهور رایش برای حفاظت از مردم و کشور) پس از آتش سوزی رایشتاگ (ساختمان پارلمان آلمان).
پارانتز باز: آتشسوزی رایشستاگ یک حمله آتشافروزی به رایشستاگ (مجلس آلمان) در برلین در ۲۷ فوریه ۱۹۳۳ بود. ناسیونال سوسیالیستها اعلام کردند که یک هلندی جوان کمونیست به نام مارنیوس وان در لوبه در صحنه آتشسوزی به جرم این حمله دستگیر شده. وان در لوبه خشتچینی بیکار بود که به تازگی به آلمان آمده بود. ناسیونال سوسیالیستها اعلام کردند که او آتش را شروع کردهاست. او محاکمه و به مرگ محکوم شد. این آتشسوزی از سوی حزب ناسیونالسوسیالیست کارگران آلمان شاهدی بر این که کمونیستها در حال نقشه کشیدن علیه حکومت آلمان بودند استفاده شد. این واقعه در ایجاد آلمان نازی محوری دیده میشود. پارانتز بسته.
هیندنبورگ با آن سابقه مشخص فرد شروری نبود. در وطن دوستیش کمتر آلمانی تردید داشت. دلیل صدور فرمان "جلوگیری از ورود کشور به جنگ داخلی، گسترش تروریسم و حفظ زندگی و آرامش مردم" عنوان شد. ( آن روزها کمتر کسی فکر می کرد روزی امثال نازی ها در کار باشند. رییس جمهور هم که منتخب مردم "فرهیخته" آلمان بود و قرار بود وزنه تعادل باشد.)
حالا ببینیم توجیه قانونی فرمان چطور انجام شد: استناد به ماده 48 قانون اساسی آلمان وایمار. قانونی که به رئیس جمهور اجازه می داد بدون موافقت پارلمان نیروهای مسلح را برای اجرای فرامین دولتی استفاده کند یا حقوق پایه فردی مندرج در قانون اساسی را معلق کند.
به موجب فرمان پس از آتش سوزی رایشتاگ، ماده های 114, 115, 117, 118, 123, 124 و 153 قانون اساسی "تا اطلاع ثانوی" «معلق» شدند. نگاهی به مندرجات این ماده ها جزئیات خوبی برای تحلیل آن چه طی 12 سال بعد رخ داد به دست می دهد.
ماده 114 : "حقوق فردی غیرقابل نقضند.آزادی های فردی فقط طبق قانون قابل محدودسازی یا سلب شدن از فرد هستند. افراد باید قبل از بازداشت شدن مطلع شوند و دلایلش به آنان گفته شود و فرصت اعتراض داشته باشند".
ماده 115: "خانه هر فرد آلمانی یک پناهگاه امن است و ورود به آن ممنوع است". ماده 117: " استراق سمع و جاسوسی از مکاتبات و مکالمات شهروندان ممنوع است".
ماده 118: "شهروند آلمانی در آزادی بیان و عقایدش در هر شکلی اعم از نوشتار و گفتار و تصویرسازی و نمادها آزاد است. کسی حق ندارد در قراردادهای کاری این را نقض کند. سانسور ممنوع است". ماده 123:"شهروندان آلمانی حق تظاهرات صلح آمیز و غیرمسلح بی هیچ اجازه قبلی دارند".
ماده 124:"شهروندان حق عضویت در باشگاه ها و اجتماعات مختلف دارند. این حق به سبب اهداف مذهبی، اجتماعی یا سیاسی این اجتماعات قابل سلب نیست". ماده 153:" مالکیت خصوص افراد محترم است. ملی سازی اموال خصوصی فقط در چهارچوب قانونی و برای رفاه ملی به شرط جبران مالی مجاز است".
می توانید پاشنه آشیل قانون اساسی وایمار که روی کاغذ بسیار مترقی بود و نوید یک دمکراسی لیبرال موفق می داد را بیابید. و به خوبی می شود دید دشمنان آزادی از کدام روزنه ها و به چه بهانه ها و دستاویزهایی به کارهایشان (که نتایج کاملش سال ها و دهه ها بعد ظاهر می شود) مشروعیت می دهند."
دلار رفته روی 53 هزار تومن! ما هم کمی بریم در حال و هوای مسائل علمی!
این روزها خوابتان به هم می ریزد؟ احساس می کنید یک چیزی درست نیست؟ باید کار جدیدی شروع کنید و یا چیزی را تغییر بدهید؟ یا حتی بی دلیل وزن اضافه می کنید؟
شاید باورتان نشود ولی ممکن است دچار بیقراری مهاجرت باشید Zugunruhe خوانده می شود ZOOG-oon-ROOha یک واژه آلمانی است به معنی بیقراری مهاجرت!
مطالعاتی که روی پرندگان انجام شده نشان می دهد در این فصل و اواخر تابستان بیقراری در پرندگانی که در قفس هستند دیده می شود مانند توجه به یک جهت خاص یا زدن خودشان به قسمتی از قفس و احساس اضطراب اما این چه ربطی به انسان دارد؟ واقعیت این است که اغلب ما هم این بیقراری را تجربه می کنیم حالا باید چکار کنیم؟
راستش خیلی کاری نمی شود کرد چون تا چند نسل قبل پدران و مادران اکثر ما هر سال دوبار کوچ می کردند آن هم به فاصله جغرافیایی که الان می تواند دو کشور را در بر بگیرد حتی الان هم در ایران حجم سفرهای بین شهری در ابتدای فروردین و اواخر شهریور زیاد می شود. (نظم زندگی انسان مدرن بر اساس اونچه نیاکانش انجام میدادن و تقویم زندگی گذشتگانش تعریف شده.)
ولی خوب برای همه ما شرایطش فراهم نیست حتی بعضی سفرها ممکن است وضع را بدتر کند برای همین بد نیست ببینیم چه چیزی حالمان را بهتر می کند و یک سفر درونی یا بیرونی تدارک ببینیم حتی یک تغییر کم مثلا چند روزی جای خوابمان را عوض کنیم یا یک سفر درون شهری که طولانی تر باشد و مسیرش با روزهای معمول فرق کند برویم.
این ها شاید برای ما احساس مهاجرت ۲۴ هزار کیلومتری پرستوی دریایی قطبی را ایجاد نکند ولی ممکن است باعث شود کمی شب ها بهتر بخوابیم.
-جلسه بررسی علل گرانی دلار به خاطر فوت مادرزن رییس بانک مرکزی، یه هفته عقب افتاد.
-حسین فریدون (برادر حسن روحانی) برای مذاکرات برجامی توی اروپا بود که مادرش فوت کرد، برنگشت ایران.
فرق داره قوه مجریه دست کی باشه. بررسی مهمترین مسئله حال حاضر کشور رو به عقب انداختن که مادرزن رییس بانک مرکزی فوت کرده!
دانشجوها وقتی برای امتحان آماده نیستن گند میزنن فک و فامیلشون رو میفرستن اون دنیا که بهانه داشته باشن، رییس بانک مرکزی ج.ا در نقش اون دانشجوها حاضر شده. احتمالن ترسیده مثل وزیر اقتصاد ازش درباره دلار 50 تومنی و پراید 300 میلیونی بپرسن جواب نداشته باشه بده، مادرزنش رو فرستاده اون دنیا یه هفته عقب بندازه همه چی رو بتونه درساش رو حاضر کنه!
شاید برای برخی عجیبه که چرا احمدی نژاد در یک سال و خورده ای اخیر و به خصوص از مهر امسال به بعد ساکته و ازش خبری نیست!
عرض شود خدمت شما که اتفاقن خبر زیاده ازش. به عنوان مثال اون اولا به رییسی پیشنهاد شده بوده یاسر جبرائیلی رو بذار رییس بانک مرکزی، ابراهیمم که فکر میکنه هر کسی بیشتر از 6 کلاس سواد داره یعنی متخصصه و کارش درسته! قبول کرده که جبرائیلی رو بذاره رییس بانک مرکزی! بعد با دستور از بالا (احتمالا دفتر رهبری) جلوی این انتصاب گرفته شده (ببینید ابراهیم رییسی چیه که خامنه ای باید جلوش رو بگیره!) پیشنهاد دهنده این انتصاب طلایی کی بوده؟ پرویز داوودی، معاون اول رییس جمهور قلب ها، "محمود احمدی نژاد" بوده. احمدی نژاد توی یک سال و نیم گذشته، خیلی قشنگ و زیبا داره برنامه ش رو پیش میبره.
-یک روز معمولی در ایران تحت اشغال ج.ا:
" صبح رو با خبر این که یه دختر بچه به خاطر حجاب کتک خورده شروع میکنیم!"
بدترین بخش این نیست که اون بچه کتک خورده. حتی میشه فرض کرد که اون بچه نه از طرف یک مدافع حجاب که برای خراب کردن مدافعین حجاب کتک خورده. میتونه کل خبر فیک باشه، میتونه ... (من عادت دارم مسائل رو از همه زوایا نگاه کنم)
بدترین بخش اینه که کتک خوردن یه دختر بچه از یه عرزشی مدافع حجاب برامون باور کردنیه. این کاریه که ج.ا با مردم کرده.
- بعد مسموم کردن دخترا تو مدارس، بیانیه دادن تهدید کردن که باید مدارس جمع بشه
شما از قشر مذهبی در مخالفت با اینجور حرکات صدای اعتراضی شنیدید؟ تجمعی دیدید؟ کسی کفن پوشید؟ کسی اومد اعتراض کرد که نه این اسلام واقعی نیست اینا میخوان اسلام رو بد نشون بدن یا چی؟
-چه کردند این قوم با دین خدا؟ چه کردند با اسلام؟ چه کردن با مسلمانی؟ چه کردن با ایمان مردم! خشم و نفرتی که این قوم در دل مردم کاشت خودشون رو نابود خواهد کرد. اگر ایمانی دارید به خاطر همون ایمان باید مخالف ج.ا باشید. ج.ا فقط دشمن مردم نیست، دشمن اسلام هم هست.
دلار 50 هزار تومن
گوشت 500 هزار تومن
پسته یک میلیون تومن
سکه 30 میلیون تومن
خط فقرو میگن بالای 20 میلیون تومن مام میگم باشه، همون 20 میلیون!
گوشت شیر مرغ لبنیات آموزش درمان و...
حداقل حقوق چقدره؟ مقایسه کنید!
اجاره خونه چقدره؟ ملاحظه کنید!

از خرداد تا شهریور سال بعدکه اکثرن میخوان اجاره تمدید کنن تازه اثرات خونین این افزایش قیمت ارز رو میشه دید. امسال خرداد تا شهریور دلار دور و بر 30 تومن بود، تازه دلخوش به دلار 50 تومنی هم نباید بود، تا خرداد سال بعد خیلی مونده... دلخوش به این مقدار نباشید...
فرض کنید که اول آذر شما 100 هزار تومن پول نقد گذاشتید تو کمد خونتون.
واقعیت اینه که ج.ا در طی سه ماه گذشته سی هزار تومن از اون پول رو ازتون گرفته و الان 70 هزار تومن توی کمدتون دارید.
ج.ا در بهترین حالت سی درصد دارایی نقدی و درآمد مردمش رو توی سه ماه ازشون دزدیده. به همین راحتی 30 درصد قدرت خرید مردم توی 3 ماه ازشون گرفته شده (خیلی بیشتره آ، در بهترین حالت 30 درصد)
و بامزه می دونید چیه؟ تورم سهم بندی و توزیع ثروت رو تغییر میده. در همین حال که ما داریم بابت دلار و گرونی استرس میکشیم و فکر میکنیم همون غذایی که امروز میخوریم رو میتونم ماه بعد هم بخوریم یا نه! نسل مولتی میلیاردرهای آینده ایران دارن متولد میشن.
همین امروز بانک مرکزی دلار صادرکنندگان را 44000 تومن خریده این یعنی این نرخ کف نرخ ارز مورد قبول دولت! به چه زبونی بگن مثل خر تو گل گیر کردن و حاضر به دلار 50 هزار تومنی و شاید بیشتر میشن که هزینه های پایان سال دولت رو بدن؟
گرونی فعلی گوشت؛ نوک کوه یخی هست که ماه ها پیش به دلیل کم بود نهاده دامی در حال ایجاد بود و همه اقتصاددان ها هشدارش رو دادن. همون موقع که جوجه های یک روزه معدوم می شدن و گاو شیری به سلاخ خونه می رفت. تازه الان در وسط بحران هستیم و قیمت فعلی، نسبت به آینده بسیار ارزونه. بهتره عادت کنید به قیمه و آبگوشت بدون گوشت.
یه کم با مفاهیم اقتصادی آشنا بشیم؛
واحد درصد Percentage Point (PP)
درصد percent
این دو تا با وجود این که به نظر شبیه هستن یه فرق خیلی مهم با هم دارن.
درصد واحد اندازه گیری یک سری موارده، مثل تورم، نرخ بهره، نرخ بیکاری، تغییرات قیمتی و...
واحد درصد چیه؟ تعریف اقتصادیش میشه این "واحد درصد (PP) واحدی برای سنجش تفاوت عددی (حسابی) درصدهای محاسبه شده بوده و «درصد» مبین نسبت است نه تفاوت." یعنی افزایش و کاهش مواردی که مبنای اندازه گیریشون درصده رو با واحد درصد محاسبه میکنن.
برای مثال تورم 40 درصد رو در نظر بگیرم. وقتی تورم به 50 درصد میرسه. میگن تورم 10 واحد درصد افزایش یافت. در حالی که فاصله 40 درصد تا 50 درصد، 25 درصه. یعنی تورم 25 درصد افزایش پیدا کرده.
حالا چرا اینو میگم. برای این که حواستون به این تفاوت باشه. وقتی میگن تورم 2 "واحد درصد" افزایش پیدا کرده. معنیش این نیست که تورم 2 "درصد" افزایش داشته. 2 واحد درصد یه وقتایی میشه 10 درصد افزایش.
"آژانس بینالمللی انرژی اتمی بیش از دو سال است که از ایران خواسته است درباره مواد هستهای کشف شده در سه مرکز متفاوت در ایران توضیح دهد.
سه مکانی که آژانس میگوید آلوده به اورانیوم بوده و ایران «پاسخ رضایت بخش» درباره آن نداده در ورامین و تورقوزآباد در حومه تهران و مریوان در استان کردستان قرار دارد."
حالا بگذریم از ماجرای تورقوزآباد گیت که چطور صغیر و کبیر و عاقل و سفیه طرفداران ج.ا داشتن مسخره میکردن نتانیاهو رو، بعدش دم خروس ج.ا از همون تورقوزآباد زد بیرون!
من توی چند ماه گذشته واقعن ذهنم درگیر مریوانه! چیکار کردن اونجا؟ چی بوده؟ چه بلایی دارن سر مردم میارن؟
نقل قول:
"از همین حالا خروجی نشست مارس شورای حکام با خبر کشف اورانیوم با غنای ۸۴ درصد پیداست.
فکر میکنند با غنای بالای اورانیوم میتوانند از جامعه جهانی باج بگیرند. میگویند بگذارید پرونده برگرد شورای امنیت! میگویند مگر تحریمی هم مانده که نشده باشیم؟ بله، تحریمهای فعلی فقط شوخیاند.
تحریمهای فعلی ایران در برابر ۱۳ قطعنامه تحریمی صدام حسین شبیه یک شوخیست. قطعنامه ۹۸۶ عراق را بخوانید مو به تنتان راست شود.
جزئیات قطعنامه۹۸۶ عملا کاری با عراق کرد که تمامی تجارت و واردات کالاهای غذایی و حمل و نقل آن به عراق تحت سیطره کمیتهای از سازمان ملل قرار گرفت.
تحریمها از محاصره دریایی، قطع کلیه واردات و قطع دسترسی به کلیه منابع مالی این کشور آغاز شد تا به برنامه فراگیر نفت در برابر غذا رسید. با بازگشت تحریمهای شورای امنیت، تمامی دولتها مجاز خواهند بود تمام محمولههای هوایی و دریایی که به/از ایران را در فرودگاهها، بنادر و آبهای قلمروی خود بازرسی یا توقیف کنند.
نه فقط در خاک خود، بلکه میتوانند محمولهها را در آبهای آزاد بازرسی، توقیف و حتی نابود کنند. آنچه اکنون با تحریمهای یکجانبه آمریکا شاهدش هستیم، با بازگشت تحریمهای شورای امنیت شکلی جهانی به خود خواهد گرفت.
آیا اقتصاد کمرشکسته ایران تاب بازگشت این تحریمها را دارد؟ با بازگشت تحریمهای شورای امنیت، میتوانیم هر روز در آبها برای پاسخ متقابل گریبان یکی را بگیریم؟ دولت بعدی آمریکا با ایران ذیل فصل هفتم چه خواهد کرد؟ جز تاریکی نمیبینم. مقصر تداوم این وضع فقط و فقط خامنهای ست."
.
.
.
پ. ن: در عراق کار به جایی رسیده بود که حقوق یکماه معلم به اندازه یک شانه تخم مرغ بود!