فروش اضافه اموال دولتی و تاسیس بانک فلاحتی و ملی از طریق آن، تاسیس کارخانه ذوبآهن، اجرای نقشه راهآهن، انحلال اولیه و تدوین قوانین جدید مدنی با کمک داور، نسخ کاپیتولاسیون، تشکیل شورای معارف، اعزام دانشجو به خارج از کشور، تغییر چهره شهرها و به خصوص عمران و توسعه طهران، جاده سازی از اقدامات قابل توجه اوست.
مشوق موسیقی ایرانی و خوانندگی زنان بوده و قمرالملوک وزیری با تشویق و حمایت او در گراند هتل برنامه اجرا میکرد
کلوپ ایران را در چهارراه مخبرالدوله امروزی تأسیس کرد که مکانی برای بحث و گفتگو حول محور ایران و شاهنامه و تاریخ بوده، ایده های مثل ساخت مقبره نادرشاه، مقبره فردوسی از همین کلوپ ایجاد شد. در این کلوپ اشخاص سرشناسی چون؛ سردار اسعد بختیاری، داور،نصرت الدوله فیروز، ابولحسن ابتهاج، اسدالله اسد بهادر حاضر بودند. این کلوپ اولین مکان طهران بود که زنهای ایرانی آزادانه و بدون حجاب در آن حاضر میشدند.
تقیزاده درباره او مینویسد؛ از افراد شایسته و لایقی بود که در زندگی دیدم. مردی باهوش با حسن نیت و حتی میتوانم بگویم که اگر او نبود کارها به نفع صحیح جریان نمییافت ولی افسوس که این بوذرجمهر عصر، مردی که نقص و عیبی مهمی نداشت از میان رفت.
جمع زیادی از فضلا و دانشمندان که وضع مالی خوبی نداشتند همیشه از خوان نعمت او بهرهمند میشدند و چه از اموال شخصی که با توصیه های دولتی دستگیر آنها بود. عبرتنایینی شاعر معروف همیشه با کمکهای او امرار معاش میکرد ، حتی به فرخی یزدی که از مخالفانش بود و روزنامه طوفان بارها توسط سردار اسعد بختیاری کمک مالی کرده بود و از برنامه های آنان پشتیبانی کرد.
در مقابله با رقبای سیاسی خودش به جای حذف به آنها پستهایی در دوردست میداد، تقیزاده رو به عنوان والی خراسان به مشهد فرستاد، فروغی را سفیر ایران در ترکیه کرد، محمدعلی فرزین را به سفارت در برلین فرستاد.
درآن زمان تعیین نرخ برابری قِران در مقابل پوند در اختیار انحصاری انگلیس بود که وی از آن بسیار ناراضی و تلاش میکرد از آنها بگیرد.
دخترش او را امیرکبیر ثانی میدانست، تقیزاده او را بوذرجمهر زمان خواند.
«عبدالحسین تیمورتاش» مردی که قربانی تقابل با انگلستان شد و امروز نامی از خدماتش نیست، درگذشته ۹ مهر ۱۳۱۲!