ما چگونه ما شدیم؟!
دو تا ارزش گذاری درباره انسان وجود داره؛
یکیش اونه که تن آدمی شریف است به جان آدمیت...
اون یکی میگه ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی استخوان و ریشه ای...
یکی میگه انسان فی نفسه موجد ارزش است و دیگری میگه ارزش انسان به افکار و اعمالشه (کاری به منظور شاعران که این بوده نبوده ندارم، مثال زدم از فهم انسان درباره ارزش خودش)
تفاوت بزرگ اخلاقی ما ایرانی ها و غربی ها تو اینه که اونها در حوزه اخلاقیات پیرو معنی اول اند و ما ایرانی ها پیرو معنی دوم!
اینکه غربی ها مجازات اعدام رو لغو میکنن از مواد مخدر جرم زدایی میکنن برای نجات زندگی یه هملس یا معتاد خیابانی که اوردوز کرده تلاش میکنن بخاطر همون معنی اوله
اینکه ما ارزش انسانی ادمها رو بر اساس اعمال و افکارشون قضاوت میکنیم به محض اینکه با ارزشهامون سازگار نبودن چه در عمل چه در نظر ازشون انسان زدایی میکنیم اینکه مجازات اعدام رو عادلانه میدونیم، اینکه موفقیت برامون زیادی ارزشه، همه از همین جا میاد
این نگاه ابزارگرایانه ما به انسان همواره در سطح فردی کمک کرده که ما زندگی خودمون رو برای موفقیت برنامه ریزی کنیم و بسیار ادمهای موفقی میشیم دکتر مهندس مدیر استاد دانشگاه ....
اما این نگاه ابزارگرایانه از ما انسان بهتری نمیسازه، گاها حتی برعکس هم میشه، هر چه موفق تر سطحی تر و زشت خو تر ...
در سطح کلان و عمل جمعی هم موجب سو استفاده از یکدیگر میشه، برای همینم ما نمی تونیم کار گروهی و تیمی کنیم چون بقیه ادمها رو فقط به شکل ابزار موفقیت کسب قدرت ثروت هدف میبینیم