بیقراری مهاجرت!

دلار رفته روی 53 هزار تومن! ما هم کمی بریم در حال و هوای مسائل علمی!

این روزها خوابتان به هم می ریزد؟ احساس می کنید یک چیزی درست نیست؟ باید کار جدیدی شروع کنید و یا چیزی را تغییر بدهید؟ یا حتی بی دلیل وزن اضافه می کنید؟

شاید باورتان نشود ولی ممکن است دچار بیقراری مهاجرت باشید Zugunruhe خوانده می شود ZOOG-oon-ROOha یک واژه آلمانی است به معنی بیقراری مهاجرت!

مطالعاتی که روی پرندگان انجام شده نشان می دهد در این فصل و اواخر تابستان بیقراری در پرندگانی که در قفس هستند دیده می شود مانند توجه به یک جهت خاص یا زدن خودشان به قسمتی از قفس و احساس اضطراب اما این چه ربطی به انسان دارد؟ واقعیت این است که اغلب ما هم این بیقراری را تجربه می کنیم حالا باید چکار کنیم؟

راستش خیلی کاری نمی شود کرد چون تا چند نسل قبل پدران و مادران اکثر ما هر سال دوبار کوچ می کردند آن هم به فاصله جغرافیایی که الان می تواند دو کشور را در بر بگیرد حتی الان هم در ایران حجم سفرهای بین شهری در ابتدای فروردین و اواخر شهریور زیاد می شود. (نظم زندگی انسان مدرن بر اساس اونچه نیاکانش انجام میدادن و تقویم زندگی گذشتگانش تعریف شده.)

ولی خوب برای همه ما شرایطش فراهم نیست حتی بعضی سفرها ممکن است وضع را بدتر کند برای همین بد نیست ببینیم چه چیزی حالمان را بهتر می کند و یک سفر درونی یا بیرونی تدارک ببینیم حتی یک تغییر کم مثلا چند روزی جای خوابمان را عوض کنیم یا یک سفر درون شهری که طولانی تر باشد و مسیرش با روزهای معمول فرق کند برویم.

این ها شاید برای ما احساس مهاجرت ۲۴ هزار کیلومتری پرستوی دریایی قطبی را ایجاد نکند ولی ممکن است باعث شود کمی شب ها بهتر بخوابیم.

یه چیزیه که در وصف نگنجد

تا حالا رقص دونه های برف زیر آفتاب. در عین حال ذوب شدنشون توی هوا، موقع رقص رو دیدید؟

من دارم میبینم.

 

 

شهریار یه شعر داره به اسم کودک و خزان.* در مورد پسری که وقتی میفهمه خواهرش بعد از برگ ریزون میمیره. میره برگها ها به شاخه ها میبنده که نریزن.

نمیدونم کی؟ کِی؟ چرا؟ خواسته برگهای این درخت نریزه. که بعد از کلی بارون. بعد از سه تا برف سنگین و یه برف سبک. توی سرمای استخون سوز. وسط دی ماه. هنوز برگهای این درخت به سختی به شاخه هاش چسبیدن.



*گویا شعر اقتباسی ه از داستان کوتاه "آخرین برگ" اُ هنری. کارتون این داستان کوتاه رو فکر کنم همه دیدیم. اینم شعر شهریار:

مادری بود و دختر و پسری            پسرک از می محبت مست
دختر از غصه‌ی پدر مسلول           پدرش تازه رفته بود از دست
یکشب آهسته با کنایه طبیب        گفت با مادر: این نخواهد رست
ماه دیگر که از سموم خزان           برگها را بود بخاک نشست
صبری ای باغبان که برگ امید        خواهد از شاخه‌ی حیات گسست
پسر این حال را مگر دریافت           بنگر اینجا چه مایه رقت هست
صبح فردا دو دست کوچک طفل       برگها را به شاخه‌ها می‌بست

از برای تلطیف فضا

 

 

 

 

 

 

از برای تلطیف فضا

 

 

 

 

 

 

تخت و زندان سلیمان!

 

تخت سلیمان:

 

کمیته‌ی میراث جهانی «تخت سلیمان» را در فهرست میراث جهانی ثبت کرده است. ثبت در این فهرست موید ارزش استثنایی و جهانی یک مجموعه فرهنگی و طبیعی است، که لازم است به نفع تمام بشریت حفظ شود.

 

 

 

 

کوهی که توی این عکس و عکس بعدیه همون کوه زندان سلیمانه!

مناظر دروازه ی شمالی!

اونی که روسری سفید داره باباس. ما چون خانواده ی بسیار متدینی هستیم آقاهامونم حجاب می ذارن.

 

 

 

 

 

 

 

مناظر جنوب غربی!

نمای تخت از روی کوه زندان سلیمان.

و زندان سلیمان:

 

 

 

 

 

فستیوال عکاسی 3

 

 

 

پ. ن: کاشان، خانه طباطبایی‌ها.

 

 

می‌رسد اینک بهار

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ‌های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه و بانگ پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم‌نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار…

خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها

خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه‌های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز

خوش به حال جان لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب…

ای دل من، گرچه در این روزگار

جامه‌ رنگین نمی‌پوشی به كام

باده رنگین نمی‌نوشی ز جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می كه می‌باید تهی است

ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار …

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ …

 

 

فریدون مشیری

 

 

پ. ن: فایل صوتی شعر.

 

 

 

 

 

 

این متن با ای‌میل به دستم رسیده. یه قسمت از کتاب مردی در تبعید ابدی نادر ابراهیمیه.

 

ملاصدرا می‌گوید:

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی‌زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود، پدر می‌شود یتیمان را و مادر، برادر می‌شود محتاجان برادری را، همسر می‌شود بی‌همسر ماندگان را، طفل می‌شود عقیمان را، امید می‌شود ناامیدان را، راه می‌شود گم‌گشتگان را، نور می‌شود در تاریکی ماندگان را، عشق می‌شود محتاجان به عشق را، شمشیر می‌شود رزمندگان را، عصا می‌شود پیران را، خداوند همه چیز می‌شود همه کس را، به شرط اعتقاد به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح به شرط پرهیز از معامله با ابلیس، بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا و مغز‌هایتان را از هر اندیشه خلاف و زبان‌هایتان را از هر گفتار ناپاک و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار و بپر هیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردی‌ها! چنین کنید تا ببینید که خداوند چگونه بر سفره‌ی شما با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند و بر بند تاب با کودکانتان تاب می‌خورد و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند.

مگر از ز ندگی چه می‌خواهید! که در خدایی خدا یافت نمی‌شود که به شیطان پناه می‌برید؟ که در عشق یافت نمی‌شود که به نفرت پناه می‌برید؟ که در سلامت یافت نمی‌شود که به خلاف پناه می‌برید؟ قلب هایتان را از حقارت کینه تهی کنید و با عظمت عشق پر کنید زیرا که عشق چون عقاب است، بالا می‌پرد و دور، بی‌اعتنا به حقیران در روح، برای عاشق ناب‌ترین شور است و زندگی و نشاط، کینه چون لاشخور و کرکس است، کوتاه می‌پرد و سنگین، جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد و برای لاشخور خوبترین جسدی است متلاشی.

 

از برای طلتیف فضا 5

 

خانه‌ی عباسی‌ها

 

خانه‌ی طباطبایی‌ها

 

خانه‌ی طباطبایی‌ها

 

پ. ن: ساکنین این خونه‌ها اون‌قدر که باید از این زیبایی ها لذت می‌بردن؟ یا چون به دیدن هر روزشون عادت کرده بودن به جای زیبا براشون معمولی بوده؟

 

 

از برای طلتیف فضا

 

 

از برای طلتیف فضا 4

 

 

از برای طلتیف فضا 3

 

آسمان مال من است...

 

 

 

 

پاییز

 

 

 

از برای طلتیف فضا 2

 

 

پ.ن: می‌دونم تلطیف درسته.

 

از برای طلتیف فضا

 

 

ما در توصیف این هوا می‌گیم گرگ داره بچه دار میشه.(گورد بالالی یر  gurd balaliyer)

 

 

 

 

 

پ.ن: حالا اگه شانس منه همه‌ می‌آن می‌گن کدوم هوا؟ همین که هم خورشید هست هم داره بارون می‌آد.