فرزند صالح
چند سال پیش در مورد بنایی همسایه مون نوشته بودم! نگفتم بعد از پنج شیش سال هنوز بناییشون تموم نشده؟ ئه نگفتم؟ خب حالا میگم.
بعله عزیزان بگذریم از اینکه ما بسته به این که کِی کیف اینا بکشه بیان یه دستی به سر و گوش خونهی نیمه سازشون بکشن، و اینور بشکافن اونور رو بسازن چند ماه در سال آسایش نداریم. بگذریم از اینکه خونهی نیمه ساز بغل خونهت بودن یعنی کل سال هم امنیت نداری. بگذریم از اینکه کارگراشون از پشتبوم ما به عنوان محل دفع زبالههاشون استفاده میکنن. بگذریم از اینکه هر سال که بنایی رو نصفکاره ول کردن به خاطر نفوذ آب بارون و برف بین دیوار دو خونه هر سال یه طبقه از خونه ی ما نم گرفته. بگذریم از اینکه به خاطر بتون ریزی های اشتباه و بعد شکافتن اونا چقدر در و دیوار خونهمون ترک برداشته. از همهی اینا بگذریم ولی از این که طرف با این خونه ساختن 5 سالهش عین هر 5 سال رو از طرف همسایه هاش واسه بابا ننه ش خدا رحمتی میخره نمیشه گذشت. چند سال دیگهم قراره همسایه ها به روح مرده و زنده ش درود بفرستن معلوم نیست! کلن اینکه میگن فرزند صالح گلی است از گل های بهشت رو فقط در وصف این همسایهی ما گفتن.