ز دانشمند مجلس باز پرس 9

 

اینایی که اینا رو نوشتن وقت توزیع عقل تو کدوم صف بودن؟ مخصوصن مخترعین شماره 17 و 18؟

 

 

؟

 

در راستای پست قبلی نه پست قبل از اون. شما اگه ببینید پنجره‌های یه خونه تو طبقه‌ی چهارم نرده دارن، چی فکر می‌کنید در مورد آدم پشت اون پنجره؟ 

 

دستورات رسول اکرم

 

هشدار: خواندن این پست به بیمارن قلبی و افرادی که فشارخون بالا دارند توصیه نمی‌شود!

 

 

دستورات رسول اکرم از برای به دست آوردن زن صالحه را به اختصار نقل می‌کنیم*:

اول آن‌که از رسول اکرم نقل شده که فرمود: ای مردم بپرهیزید از آن‌که از مزبله گل بچینید. زن خوش صورت از خانواده‌ی پست مثل چیدن سبزی از کنار مزبله می‌باشد و چون آن دختر در دامن محبت آن‌ها پرورش یافته قطعن از اخلاق رذیله‌ی آن‌ها کتساب نموده و هم افق با آن‌ها گشته.

(همه رو به یه چوب روندن، بچه رو تو قبر پدر و مادر گذاشتن، قضاوت نابه‌جا کردن، حق زندگی خوب به جرم خانواده‌ی بد داشتن از کسی گرفتن)

دوم این‌که تا ممکن است دختر باکره بگیرد** زیرا منظور از ازدواج دو چیز است یکی التذاذ بردن در امر زناشویی و البته این معنی از باکره به‌تر محقق می‌شود دوم پیدا کردن اولاد و این معنی هم از باکره به‌تر حاصل می‌شود و ممکن است زیادتر از او اولاد به وجود آید . از حضرت رسول نقل شده: زنان باکره‌ای که می‌زایند اختیار نمایید. و هرگز زنان خوش صورتی که نازا می‌باشند نگیرید. به درستی‌که من به زیادی امتان خود در روز قیامت مباهات و فخر می‌کنم.

(یعنی زن وسیله‌ی التذاذ و تولید مثله، این همه احترام و ارزش و مقام والا رو کجای دلم بذارم من؟

یه حدیثم هست که حضرتش می‌فرمان: حصیر از زنی که بچه نمی‌آره ارزشش بیش‌تره)

سوم این‌که تا ممکن است عیال علویه بگیرد و خود را محرم به حضرت زهرا نماید. چنان‌چه پیامبر فرمود: هر نسبت و دامادی در روز قیامت قطع می‌گردد مگر نسبت و دامادی من که هر کس با من نسبت پیدا کرده باشد نسبت او در قیامت محفوظ خواهد بود. و نیز از پیامبر نقل شده: به‌ترین زنانی که مردان اختیار می‌کنند زنان قریشی می‌باشند به جهت آن‌که آن‌ها با اولادهای خود و شوهران خویش از دیگر زنان مهربان‌تر خواهند بود.

چهارم آن‌که زنی اختیار نماید که مهر او کم باشد زیرا در اخبار زنانی که مهر آن‌ها زیاد بوده مذمت شده‌اند. اگر مهر زن کم باشد هر گاه دید با او سلوکش نمی‌شود او را طلاق می‌دهد و مهر او را رد می‌کند. (بعد می‌گن اساس مهریه در اسلام هدیه‌ی مرد به زن از روی محبته و این شر و ورا.)

حضرت صادق فرمود: شومیت زن در آن‌است که مهر او زیاد و وضع حمل او دشوار باشد. و از پیامبر نقل شده که فرمودند: به‌ترین زنان امت من زنی است که خوش صورت باشد و مهر او کم باشد.

پنجم آن‌که هر گاه خواست عیال بگیرد یک نظر به او نماید و صورت و موی او را ببیند. که روایت شده محمد بن مسلم از امام محمد باقر پرسید من قصد دارم زنی را تزویج نمایم آیا جایز است به او نگاه کنم؟ آن جناب فرمود: آری تو آن زن را به قیمت گران می‌گیری. و نیز از امام صادق سوال شده شخصی می‌خواهد زنی را تزویج نماید آیا جایز است با او نگاه کند؟ آن‌جناب فرمود: آری به او نگاه کند. بدون نظر چرا مال خود را به او بدهد. (کی گفته زن کالاست؟)

 

 

*از اسم بردن منبع معذورم. انتظار ندارید که بگم اون دورانی که ملت با مصاحبت مایکل.جکسون و تن‌تن ازش گذشتن من به خوندن چه کتابای گهرباری مشغول بودم. واقعن من اون موقع دنبال چی بودم؟ آگاهی؟ خاک برسرم که نمی‌فهمیدم ناآگاهی هم آسون تره هم آرامش دارتر.

**در جای دیگه‌ی این منبع اومده که اگه با مرد بچه‌دار ازدواج کنید خیلی خوبه و اگه ببینه شما با بچه‌ش مهربونید بیش‌تر بهتون علاقه خواهد داشت و شما مادر می‌شید برا بچه و کلی ثواب‌تپون می‌شید و این صحبتا. بعد آقایون زن بیوه هم اشکال نداره بگیرید یکی از 4 تا هم بیوه باشه به جایی بر نمی‌خوره بیوه هام باید نون بخورن. ظاهرن حتمن باید با زن بیوه ازدواج (استفاده‌ی جنسی) کنی که بتونی نونش رو بدی.

 

 

آدم پشت تراس

 

               

 

 

تو روان‌شناسی باید بخشی باشه برای شناخت آدما از روی تراس یا پنجره‌ی خونه‌شون. اسمش هم مثلن بشه روان‌شناسی بالکن. بعد بپردازن به این که چه چیزی باعث می‌شه آدمای طبقه‌ی اول این خونه رفتار متفاوتی داشته باشن با پنجره‌ی رو به بیرون خونه‌شون. که چه چیزی باعث شده کسی که خونه‌ش از دو طرف به بیرون راه داره، پنجره‌ی رو به بیرونش برخلاف بقیه که خونه‌شون از یه طرف به بیرون راه داره نرده نداشته باشه. آیا بقیه‌ی احساس عدم امنیت دارن و می‌خوان خونه‌شون از خطر مصون باشه؟ پس چرا اون احساس عدم امنیت نداره در حالی که خونه‌ش بر مبنای استدلال کسانی که به خاطر مصونیت و محافظت از نرده استفاده می‌کنن از دو طرف در خطره؟* چرا این آدم احساس عدم امنیت نداره؟ چرا بقیه احساس مصونیت ندارن و اون داره؟**

این‌که چه خصلتی باعث می‌شه یه نفر همون یه پنجره‌ی رو بیرونش رو هم کور کنه؟(همونی که اطراف تراس رو ایرانیت کرده) چه فکری بود پشت این کور کردگی؟ قصد داشته خیلی زیاد مصون کنه خودش رو؟ چرا تنها قسمت بی‌دیوار و بی‌حصار خونه‌ش رو دیوار کشی کرده؟

اون آدمی که تو تراس خونه‌ش گلدون گذاشته چه فرقی داره با بقیه‌ی کسانی که پشت اون تراس‌ها زندگی می‌کنن؟ چی باعث شده این آدم گلدون بیاره تو تراسش و براشون وقت بذاره؟ وقت بیش‌تری داره یا احساس بیش‌تری؟

چرا بعضی آدما پنجره‌هاشون رو کور می‌کنن و بعضی‌ها زیبا؟ این کوری و زیبایی می‌تونه برخاسته از ذات اون آدما باشه؟ چی باعث این تفاوت‌های زمین تا آسمونه؟ چی سبب شده یکی پنجره‌ش رو برای خودش و منی که می‌بینم زیبا کنه و دیگری نه؟

 

 

* این ساختمون تو یه زمین بزرگه که 9 تا بلوک تو سه تا ردیف سه تایی داره. سمت چپش خیابونه و جلوش هم که می‌بینید زمین خالیه.

** طعنه‌ای هم می‌تونه به حجاب باشه این مورد.

 

 

سلطانیه

 

 

 

پ. ن: و تو چه دانی چه لذتی دارد دیدنش، بدون داربست‌هایی که چندین ده سال جز او بودند؟

 

 

آن قوم که حساب نمی‌دانست .

 

یه چند تا مسئله نوشتم من باب پیدا کردن بخشای مجهول 18.5 میلیارد. که اون‌قدر طلا پولش چقدر می‌شه یا برای حمل اون‌قدر دلار احتیاج به چند تا تریلی هست. ولی خب می‌خوام یه بار نجات غریق نباشم.

به سبک ائمه‌ی جمعه که از لزوم توصیه به تقوا تو خطبه ها فقط به گفتن "خودم و شما را توصیه می‌کنم به تقوا" اکتفا می‌کنن، منم به گفتن "خودم و شما رو توصیه می‌کنم به تعقل من باب هر چیزی" اکتفا می‌کنم.

 

پ. ن : نمی‌خوام بگم اون مقدار پول از کشور خارج نشده، همون توصیه به تعقل بابا.

پ. ن : با مصیبت فراوان این قالبه رو سرهم‌بندی کردم. کلن (پیدا کردن یه قالب با چهار چوب مناسب و تبدیلش به اینی که می‌بینید با خرده کاری‌های فراوان) از ساعت 2 تا الان طول کشیده، یعنی دلم می‌خواد یکی بیاد بگه برا من این قالبه چنینه و چنانه. به ریش مرلین همون قالب قبلیه رو دوباره می‌ذارم اونم با خرساش.

 

 

آمارگیری

 

ظاهرن برای یه بعضیا همراه با پنجره‌ی کامنتا یه پنجره‌ی جاوا هم باز می‌شه. خب اونایی که این اتفاق می‌افته براشون دستا بالا. خیلی خب حالا دستا پایین آماده‌ی تایپ. خب حالا نوع مرورگری که ازش استفاده می‌کنید(مرورگری که موقع استفاده ازش پنجره‌ی جاوا باز می‌شه) رو برام بنویسین. اگه از Internet Explorer استفاده می‌کنید شماره‌‌‌ش(چه می‌دونم، نمره‌ش، عددش، ورژنش، همونی که خودتون می‌دونید دیگه) رو هم بنویسید. پیشاپیش مچکر.

 

بی‌شعوری که منم

 

فقط از یه بی‌شعور برمی‌آد که دو ساعت وقت صرف کنه برای از اشتباه درآوردن یه آدم(!) بسیار بسیار دانا که ورد زبونش عبارت "من می‌دونم"ه. فقط از یه بی‌شعور برمی‌آد وقتی این آدم(!) می‌گه طلایی که از عربستان برام آوردن طلای 24 عیاره، بگه طلای اون‌جا 21 عیاره. بعد که طرف پافشاری می‌کنه با بلاهت تمام براش توضیح بده طلای 24 عیار یعنی طلای خالص. طلای خالص قابلیت انعطاف داره و نمی‌شه ازش زیوآلات درست کرد، چون به راحتی تغییر شکل می‌ده. برا جلوگیری از تغییر شکل مقداری مس به طلا اضافه می‌کنن. بسته به مقدار مس عیار طلا متفاوته، 14 و 18 و 21 عیارهای متداوله. حتی تناسب عددی طلای 18 عیار و 21 عیار رو براش حساب کنه و بگه اگه شماره روی طلا رو نگاه کنی می‌بینی 21 عیاره. طرف هم تمام مدت با اعتماد به نفس تمام* پافشاری کنه که "من می‌دونم" طلاش 24 عیاره و تنها استدلالش این باشه، چون اونا طلاشون از مشابه ایرانی گرون‌تره پس 24 عیاره. در آخرم بگه خیلی اخلاق بدی داری که همیشه می‌خوای بگی درست می‌گی و همه‌چیز بلدی من از تو بزرگ‌ترم بیش‌تر می‌دونم.

بله، بی‌شعوری که منم وقت صرف می‌کنم. بی‌شعوری که منم با این آدما بحث می‌کنم. بی‌شعوری که منم اعصاب و روانم رو می‌فرستم به یک جای دور**. بی‌شعوری که منم نمی‌تونم ببینم کسی اشتباه فاحشی می‌کنه و چیزی نگم. بی‌شعوری که منم نمی‌دونم چرا نمی‌تونم برای کسی که در جهل مرکب داره دست و پا می‌زنه، نقش نجات غریق رو بازی نکنم. بی‌شعوری که منم می‌خوام بی‌شعور نباشم اما نمی‌تونم.

 

 

*به ریش مرلین اگه کسی اون‌همه برا من دلیل بیاره که مثلن زمین گرد نیست و مثلثه حداقل یه خورده شک می‌کنم که شاید اشتباه می‌کنم، اینا یه اپسیلونم از موضعشون کوتاه نمیآن.

 

 

پ. ن: یه مثال کوچیک ساده بود، در مقابل خیل عظیم بی‌شعوری‌های عظیم‌تر من .

 

 

 

یادش به شر

 

10 سالم بود . تو مدرسه هر کلاس واسه خودش مثلن جشن نیمه شعبان گرفته بود که مال کلاس ما افتاد زنگ قرآن ، برای شیرین شدن کام نفری دو تا دونه تافی بهمون دادن . نمی‌دونم تعداد تافی ها کم بود یا یه عده زیاد برداشته بودن که به خیلی ها نرسیده بود ، با توجه به زیاد بودن تعداد بی تافی مونده ها احتمال اول معقول تره (30 نفر بودیم پس حداقل 60 تا تافی باید می‌بود اما کل تافی‌ها رو تو یه پیش‌دستی ریخته بودن) . بچه هام عین نخورده ها داد و هوار که چرا به ما تافی نرسیده . اتفافاتی که این وسط افتاد بماند ، معلم قران اومد گفت : اینا مال امام زمانه هر کی اضافه برداشته باشه امام زمان اونو تو شکمش تبدیل به مار می‌کنه اگه هنوز نخوردین بیارید پس بدید و این صحبتا .

خب البته دروغ گفتن برای معلم قران زشت نیست و دیگه چی بگم از کرامات امامی که هزارماشاالـله توانایی مار کردن تافی داره ؟ کلن یا حرزت عباس .

 

 

پ . ن : بعید می‌دونم روزی بتونم انگیزه ی این آدما رو از چنین حرفای مزخرف و ترسوندای احمقانه بفهمم . 

 

ز دانشمند مجلس باز پرس 8

 

چطور اگه مردی هم‌سرش رو مادر بچه ها خطاب کنه امل ، عقب مونده و مردسالاره ولی خود اون زن با میل و رغبت از خودش به عنوان مامان فلانی و مامان بهمانی اسم می‌بره و به نظر خودش و سایرنی که مرد فوق‌الذکر رو امل ، عقب مونده و مردسالاره می‌دونن نه امله ، نه عقب مونده و نه مرد سالار ؟

 

 پ . ن : منظورم مطلقن به مادرای دنیای مجاز بودا ! مادرای وبلاگ نویسی که خودشون رو نسبت به سایرین بسیار با سواد و باکلاس و بافرهنگ می‌دونن و با علاقه از خودشون به عنوان : مامان تینا ، مامان آرتا ، مامان آرش ، مامان آلا ، مامان آوا ، مامان ارشک ، مامان هليا ، مامان دانيال ، مامان رومينا ، مامان سپهر ، مامان طاها ، مامان فراز ، مامان محمد علي ، مامان نورا ، مامان هنا و ... اسم می‌رن یا اگه یه خانوم این اسم‌ها رو براشون استفاده کنه ناراحت نمی‌شن ولی وااسفا اگه یه مرد از این اسما براشون استفاده کنه . 

 

 

امداد

 

خیلی سال پیش یه سریال می‌داد که بیش‌ترش تو یه خونه‌ی سالمندان می‌گذشت . دو تا دوست بودن که بچه‌های یکیشون بردنش خونه‌ی سالمندان بعد دوستش بچه‌هاش رو مجبور کرد ببرنش اون‌جا . خانم اولیه رو شهلا.ریاحی بازی می‌کرد و دومی رو نادره . تازه مختلط هم بود خونه سالمندانه . بعد خانم دومی یه جورایی شورشی بود هی کاری خلاف قانون انجام می‌داد . یه زن و شوهرم بودن که حقوقشون رو می‌دادن برای هزینه‌ها و هزینه‌ها که گرون‌تر شده بود پول کم داشتن بعد تو غذای اینا گوشت نمی‌ریختن ، من خودم چون گوشت دوست نداشتم (ندارم) هی فکر می‌کردم اینا چرا سر گوشت دعوا می‌کنن ؟

حتی یادمه مهتاج.نجومی مدیر اون‌جا بود و هر کی می‌اومد در استقبالش می‌گفت : سلام . به بهشت کوچک ما خوش آمدید ، ما از صبح منتظرتون بودیم ... .

یادتون اومد دیگه ؟ اسم سریال چی بود ؟ از سر شب هی دارم دنبال اسمش می‌گردم کل سریال یادم اومد ، اسمش نه .

 

به به

 

خب وقتی اونایی که به احمدی‌نژاد رای دادن روستایی هستن و اونایی که به موسوی رای دادن شهری یعنی کلن آینده‌ی زیبایی در پی مطالبات این جنبشه با این تقسیم بندی‌ .

وقتی فقط مردم ساده لوح شهرها و روستاها دور افتاده اعترافات به اصطلاح دادگاه رو باور می‌کنن یعنی عجب مردم جامعه شناسی هستن جنبشی‌ها . 

 

 

 

فکر می‌کنی

 

داری به خودت تلقین می‌کنی که خوابت می‌آد و من می‌خوام بخوابم شاید بر مبنای قانون جذب خواب جذب کنی ، اون وسطم فکرت هر چند دقیقه سر از یه جایی در می‌آره و می‌رسه به عوام الناس ، فکر می‌کنی به عوام الناس . بعد فکر می‌کنی من با پای چپ می‌رم دست‌شویی یا پای راست ؟ همین جور که داری فکر می‌کنی ، یادت می‌آد که می‌گن جاهای خوب باید با پای راست بری داخل و با پای چپ بیای بیرون و جاهای بد برعکس . که چی ؟ که اگه افتادی مردی یا از هوش رفتی و این صحبتا برمبنای آناتومی بدن وزنت رو پای راستت می‌افته و هر جایی که پای راستت باشه ولو می‌شی . بعد یادت می‌آد استادت می‌گفت اگه تربیت درست باشه و از همون بچگی این چیزا رو به بچه ها یاد بدن دیگه احتیاج به دقت نیست که با کدوم پا کجا می‌رن کاملن عادی جاهای خوب با پای راست جاهای بد با پای چپ ، همون طور که وقتی می‌خوای با کسی دست بدی بدون حساب کتاب کردن این‌که کدوم دست راسته کدوم چپ دست راست رو جلو می‌بری . بعد فکر می‌کنی خوب یه مفهموم نسبیه کی گفته دست‌شویی جای بدیه ؟ بی تربیتم خودتی . آخر فکره می‌بینی با پای راست می‌ری دست‌شویی . بعد یادت می‌آد یه بار که از دست‌شویی خونه‌ی خاله‌ت (از فامیل مامان همین یکی تو ولایتشون زندگی می‌کنه) تو حیاط می‌اومدی و مامان‌بزرگم بود تا تو رو دید جیغ بنفش کشید که با دست راست طهارت می‌گیری ؟ ...

بعد می‌بینی نشستی رو تخت داری هار هار می‌خندی .

 

 

 

پ . ن : می‌خواستم بگم اگه دی‌روز مظفرالدین شاه به جای فرمان مشروطه ، فرمان مشروعه رو امضا کرده بود ! ممکن بود امروز جامعه‌ی ایران یکی دو پله جلوتر از جایی باشه که الان هست . که دیدم خب ، اگه رو کاشتن اما دراومد .

 

تقصیره کیه ؟

 

    

 

عکسا رو نگاه کنید .(روشون کلیک کنید یا سیوشون کنید بزرگ‌تر می‌شن) به نظرتون این آقای جمهوری اسلامیه که اجازه نمی‌ده اسم هم‌سر و دختر و خواهر این آدما رو اعلامیه‌شون چاپ بشه و به جای اسم دختر و خواهر اسم شوهراشون چاپ شده ؟ آقای جمهوری اسلامی اگه نباشه همه‌ی اعلامیه ها پر می‌شه از اسم هم‌سر و دختر و خواهر ؟ این‌جام اجبار حکومت دینیه ؟ یا فرهنگ برخاسته از دین که تو وجود مردم نهادینه شده و صد تا حکوت ضد دینم بیاد باز همینه ؟ به ریش مرلین اگه حکومت بیاد برای مبارزه با این فرهنگ چاپ اسم هم‌سر و دختر و خواهر رو رو اعلامیه‌ها اجباری کنه هیچ‌کس اعلامیه چاپ نمی‌کنه* .

این‌جاهاست که می‌گم : جمهوری اسلامی منم ، تویی ، ماییم .

بعد یعنی آدم شاخ که هیچی ، دم هم درمی‌آره از دیدن این که قشر متفکر جامعه در فهرست خواسته‌هاش تو آخر این هیاهو می‌نویسه : دین تو حوزه‌ی خصوصی باشه و تو حکومت نباشه و همچین چیزایی . بله خب منم چنین چیزی می‌خوام ، منم معتقدم دین صرفن یه مورد فردیه و به جامعه ربط نداره ، منم دوست دارم جایی زندگی کنم که دین توش تبدیل به آیین نامه‌ی رانندگی نشده باشه . اما دیگه قشر متفکر و متجدد و متمدن و باسواد و همه‌چیز دون و همه‌چیر بلد جامعه باید بدونه این خواسته تو چنین جامعه‌ای توهم چه عرض کنم یه شوخی مضحکه . خیلی سال لازمه تا چنین چیزی تو چنین جامعه‌ای ممکن بشه . اصلن همین بغل گوشمون ، ترکیه رو ببنید 80 ساله با زور ارتش چنین جاییه و تا ارتش یه ذره شل می‌گیره مردم مثل سیل رونه‌ی مسیل حکومت دینی می‌شن** . دیگه شما نگید چنین چیزی رو . 

شما مریضی رو نشناختید و می‌خواید براش نسخه بنویسید ، می‌زنید مریض رو نفله می‌کنید دوباره حیرون می‌مونید که ، چی شد این طور شد ؟ همون اول اعتراف کنید مداوا بلد نیستی هم به نفع خودتون هم به نفع مریض .

 

 

* به قول شریعتی ، خدمت کسانی که همیشه احتیاج به توضیح واضحات دارن و تو پاورقی زندگی می‌کنن عرض شود که : یه مثال ابتداییه و احتمالن همه‌جای این کشور پهناور رو شامل نشه و مربوط به مردم ساده‌لوح شهرا و روستاهای دورافتاده باشه این مورد . اما مثاله ، مثال . لطف بفرمایید به عنوان یه مثال بهش نگاه کنید نه یه مورد جهان شمول .

 ** تازه اون‌جا مردمش یه قدم از ما جلوترن . اونا بلدن به هم احترام بذارن و تفاوتای همدیگه رو قبول کردن . احترام متقابلی هست بین اغلب سکولار ها و مذهبی های اون جا ، چیزی که ما هرگز نداشتیم و بعید می‌دونم به این زودی‌ها هم داشته باشیم . اون‌جا سکولار بی‌دین با امیال پست حیوانی نیست ، مذهبی هم امل عقب افتاده‌ی پیرو قوانین عرب جاهل نیست .

 

ای داد و بی داد

 

به دادگاه مصدق فکر می‌کردم ، اون‌جا که وقتی ازش پرسیدن چه مذهبی دارید ؟ گفت : اگر آقای دادستان اجازه بدهند شیعه هستم . بعد اون عکس معروف بعد از حکم که دستش رو گذاشته رو سرش . به این‌که دادستان یه شوخی مضحکه تو دادگاه‌های کشوری که هرگز دادی توش نبوده که کسی بخواد بستاندش . چه خوب بود اون دورانی که دادستان رو حذف کردن . به این‌که خیلی هم بد نیست این‌جور جاها به دنیا اومدن ساکنین کشورای متمدن کی چنین چیزایی می‌بینن ؟ 

 

  

 

 

ببند اون دهنو*

 

در راستای نامه‌ی هم‌سر آقای باکری که نمی‌دونم چرا الان یادش افتاده جواب اون بابا رو بده :

خدمت اون بابا عرض شود که شخص شخیص امام علی بعد از دختر پیغمبر یه چندتا زن گرفت که خب حتمن آمارشون رو شما به‌تر می‌دونی . پس داماد پیغمبر نیست دیگه ؟ بر مبنای استدلال شما یه زمانی داماد پیغمبر بود بعد ازدواج کرد و دیگه داماد پیغمبر نیست . البته مستحضرید که عایشه تا آخر عمر ازدواج نکرد و ام‌المومنین باقی موند .

 

 

*همون جریان که می‌گه "دهانت را ببندی و ابله جلوه نکنی به‌تر از این است که حرفی بزنی و ابله جلوه کنی" (یا یه هم‌چین چیزی درست یادم نیست)

 

 

 

پ . ن : یکی از پستای ثبت موقت شده بود .

پ . ن : من به اصطلاح دادگاه مربوط به کوی دانشگاه رو اون موقع دنبال نمی‌کردم بزرگ‌ترا یادشونه اونم این‌طوری مفرح بود یا نه ؟

 

رسد آدمی

 

آره خب رسد آدمی به جایی که با دیدن عکس ابطحی و عکس ابطحی زار زار گریه کند .

آره بابا می‌دونم کودتا مخملی کرده . آره بابا می‌دونم تو زندان که حلوا خیرات نمی‌کنن . آره بابا می‌دونم انتظار دارید باور کنم هر چی اعتراف کرده عین حقیقته . آره بابا می‌‌دونم از خودشونه پس حقشه . آره بابا ...

دین که ندارید ، آزاده هم که نیستید ، شرف هم که ندارید ، وجدان رو هم که بی‌خیال ، چی هستید شما سگ مذهبا ؟ چی هستید ؟

 

ما همه دزدیم .

 

اول :

ئه این کیف پول مال کیه این‌جا ؟ وای چقدر پول توشه . می‌گم که بیا یه کم از این پولا رو بردار . خب بابا یه ده هزار تومنش رو بردار . حداقل پنج هزار تومن . هزار تومن . ای بابا یه صد تومنی ازش براد کسی نمی‌فهمه .

آره بابا می‌دونم دزد نیستی .

دوم :

این کارت بنزین مال یه وانته برو هر چقدر خواستی ازش استفاده کن .

دیدی دزدی .

سوم :

تو وقت کاری داری از اینترنت اداره استفاده شخصی می‌کنی . چی همه استفاده می‌کنن ؟ مگه چقدر بهت حقوق می‌دن ؟

دیدی دزدی .

چهارم :

و این داستان ادامه دارد ...

 

 

دزدی شاخ و دم نداره ، ما همه دزدیم . حتمن نباید پول بدزدیم یا برای دزد بودن قرار نیست از دیوار مردم بریم بالا یا جیبشون رو بزنیم بابا اینا کار دزدای مبتدیه نه ما حرفه‌ای ها . جالب این که چنان برا دزدی‌های ریز و درشتمون دلیل مثلن منطقی می‌آریم که خودمون هم باورمون می‌شه دزد نیستیم .

 

 

 

ز دانشمند مجلس باز  پرس 7

 

میگم : لطفن این‌قدر از طرف مردم حرف نزن ، حداقل بگو بخشی از مردم . شماها در مورد خواسته‌ها ، تمایلات و تفکرات بخش بسیار عظیمی از مردم به شکل اسف انگیزی بی اطلاعید چه برسه به نمایندگی خواسته هاشون . تو چی می‌دونی از خواسته‌ها ، تمایلات و تفکرات آدمایی که دو دوره خلخالی (همون قاضی شرع معروف اوایل انقلاب) رو به عنوان نماینده ی خودشون فرستادن مجلس ؟ چی می‌دونی ؟ خودتون رو مردم نبینید . درسته شما بخش قابل ملاحظه ای هستید ولی اکثریت نیستید . بقیه رو هم ببینید .

با چشمای از حدقه بیرون زده انگار که گفتم گراهام‌بل کاشف الکل بوده می‌پرسه : خلخالی نماینده  مجلس بوده ؟

 

خب بعد با چنین افراد مطلع و مردم شناسی کجا قراره برسن اینا ؟ کلن ما همه چیزمون به همه چیزمون ، می‌آد مبارزامون هم به نظام حاکممون می‌آن . ظاهرن ایران بخش نظر کرده‌ی کره‌ی زمینه .

 

 

پ . ن : خیلی وقتا چیزی نوشتم به نیت پست کردن و به جای پست کردن سر از فایلای وردی که قصد پست کردن نوشته هاشون رو ندارم درآوردن . چند مورد رو ویرایش نشده و بدون کی‌برد فارسی نوشتم ، خونه نبودم تا تو ورد سیو بشن  این‌جا ثبت موقت شدن . بعد دیدم به‌تره اونا برن کنار بقیه‌ی نوشته‌هایی که پست نمی‌شن اومدم برا کپی و حذف که دیدم ئه یکی از این پستا نظر داره . ظاهرن از دستم در رفته . نمی‌دونم شاید حالا که این‌یکی پست شده دو تا دیگه رو هم پست کنم فعلن که حوصله‌م سر رفته از نادانسته‌های بی‌شمار این جماعت این وری و اون جماعت اون وری .   

 

 

در ستایش خودشیفتگی

 

 

 پ . ن : خب من دوباره حواسم نبود فکر کردم همه اینجا رو دیدن .