میگن خدا روزی رسان ه. میگن دیگه. گفتن که کنتور نداره.
وقتی میگن روزی. اولین فکری که میکنیم شکم ه. ابتدایی ترین نیاز بشر. اما مگه روزی فقط همینه؟ آرامش، خانواده، امنیت، خونه پر مهر، پدر و مادر، اینا روزی نیستن؟
متاسفم و عمیقن متاسفم که شهر من هم داره پر میشه از بچه های کار و گداهای بچه به بغل.*
تابستون امسال. توی یکی از خیابون ها زنی نشسته بود و یه بچه ی سه چهار ساله ی نیمه برهنه جلوش. قسمت زیادی از کمر و شکم بچه سوخته بود. درواقع بچه رو سوزونده بودن برای این که ملت دلشون بسوزه و پول بدن بهشون. تا مدتها فکر میکردم به لحظه ای که بچه رو میسوزندن و صدای جیغ بچه رو میشنیدم. کدوم جونوری این کار رو میکنه؟
روزی اون بچه کجاست؟ امنیت و آرامش و محبتی که باید روزیش باشه کجاست؟
پارسال و امسال. دو تا پسر بچه رو توی یه محدوده ی خاص میدیدم که زمستون و تابستون کنار هم کز کردن یه گوشه و بساط واکس جلوشونه. امسال یه پسر بچه**به معنی واقعی کلمه فسقلی! رو هم یه منطقه ی دیگه دیدم. حالا تابستون هیچی. زمستون این وقت سال توی سرمای گدا کش (گدا کش اصطلاح فارسی ه. اینجا میگن سرمای سنگ شکن.) این منطقه. این بچه ها از صبح تا شب کنار خیابون میشینن.
روزی این بچه ها کجاست؟ گرما و خونه و سرپناهی که باید توش باشن کجاست؟ محبتی که باید ببینن کجاست؟
روزی رسان بودن خدا. یکی از ابداعات ماست برای تسکین خودمون. یکی از میلیون ها مسکنی که در مقابل سختی ها و رنج ها و نابرابری های دنیا به خودمون تزریق میکنیم. به واقع خدا روزی رسان نیست.*** ما با گفتن این حرف فقط میخوایم دل خودمون رو خوش کنیم.
*اینا نشونه ی فقر نیست. نشونه طمع و سواستفاده یه عده از احساست مردمه. گذشت اون زمون که گدا نیازمند بود. الان گدایی شغل نون و آب داریه.
**برا بچه هه خوراکی گرفتم و بردم بهش بدم. پیرمردی که دید گفت خدا قبول کنه. تمام خشمم رو سر اون خالی کردم و گفتم: من برای خدا کاری نکردم. میخوام قبول نکنه.
*** لطفن این دلایل نخ نما و مسخره ی اینایی که این دنیا سختی میکشن عوضش اون دنیا پاداش میگیرن.(آدم عاقل و بالغ اگه باشه، خب قبول. ولی بچه ای که هیچی از دنیا نمیفهمه باید سختی بکشه اون دنیا بهش پاداش بدن؟ هه.) یا ما که از کار خدا سر درنمیاریم و حکمت خدا هست این وسط و قرار نیست آدمی اینا رو بفهمه این چیزا رو ردیف نکنید. انقدر قر و فر و ادا و اصول داره ابتدایی ترین کارها و وظایفی که خودش بر عهده گرفته؟ درک عدلش در توانایی بشر نیست. درک روزی رسان بودنش در توانایی بشر نیست. درک بلا و مصیب دادنش در توانایی بشر نیست. درک هیچیش که در توانایی بشر نیست. پس چی این خدا قابل فهمه؟ این ها فقط گول زدن خودمون ه. خدا باید قابل فهم تر و قابل درک تر از اینا باشه.
آدمی ناتوانی ها و کاستی ها و نداشته ها و عجزش رو با وصل کردن مشکل به خدا تسکین میده. کلن هر اتفاقی می افته هر موضوعی هست حتمن باید خدا رو بندازیم وسط اتفاق تا به طور معجزه آسایی مشکل حل بشه. در واقع مشکل حل که نمیشه. فقط چون خدا رو انداختیم وسط موضوع دیگه میتونیم خیال خودمون رو راحت کنیم. طفلک خدا.