مشکل بی آموزشی نیست بی شعوری ه

بعضی وقتا یا بهتره بگیم اکثر وقتا! زمانی که به رفتارهای اشتباه افراد اشاره میشه برا توجیه این مشکلات میرسیم به این که ما فرهنگ سازی و آموزش نداشتیم و مشکل از فرد یا افراد نیست از تربیت و نظام آموزشیه!

اکثر مواقع با این حرف و این تفکر موافق نیستم. به نظرم اتفاقن مشکل از فرده.

برای مثال این روزها مجبور بودم به دفعات از یک مسیر خاص تردد کنم، پیاده روی این مسیر کم عرضه. اگر کسی وسط پیاده رو راه بره نمیشه از اطرافش رد شد.

لزومن کسی نباید بیاد به ادم بگه یا آموزش بده که خانوم و آقای محترم وقتی میبینی پیاده رو کم عرضه، وسط پیاده رو راه نره از کنار برو تا افرادی که از رو به رو یا پشت سرت میان بتونن از کنارت رد بشن. کافیه یک بار توی پیاده روی کم عرض راه بری تا این رو متوجه بشی!

تمام افرادی که این چند روز دیدم توی پیاده روی مذکور تردد میکنن از وسط پیاده رو راه می رفتن و امکان عبور از کنارش وجود نداشت. آیا اینها نمیبینن و نمیفهمنن؟ بخش بزرگی از آموزش ها توسط مشاهده شکل میگیره. کسی که یک بار توی این موقعیت قرار گرفته "باید" متوجه موضوع شده باشه. اینها میبینن و میفهمن اما شعور لازم برای درک مسئله رو ندارن.

هنوز نسل کاسب هایی که حبیب خدا هستن منقرض نشده

رفته بودیم بنگاهی که خونه فعلی رو ازش اجاره کردیم دنبال پیدا کردن خونه. دو نفر هستن که گاهی یکی هست گاهی اون یکی.کلن هم آدمهای خوش برخورد و خوش حوصله ای هستن (بنگاه زیاد رفتیم این اواخر اکثریت خوش اخلاق نیستن.)

اونی که امروز بود یه زخم عمیق v شکل داره روی ساعدش! صحبت شد که 5 شنبه بیایم برای خونه دیدن گفت 5 شنبه من نیستم میرم شیفت. بابا پرسید شیفت کجا؟ گفت آتش نشانم.

غمگین شدم که روزهایی که باید استراحت کنه رو مجبوره کار کنه.

 رفتیم چند تا خونه رو دیدیم. برگشتنی می پرسه کدوم خوب بود؟ بعد میگه من املاکی* نیستم نمیتونم الکی خونه ای رو تعریف کنم بعدن ناله و نفرینش بمونه برای من. فلان خونه ای که رفتیم خوب نیست مشکل داره.

اگه اونجا رو پسندیدید حواستون به این مشکلش باشه. 

 

*املاکی بودن رو که از نظر شغل املاکیه! ولی استفاده از این لفظ برای توضیح شخصیت و نگاه کاری به مسئله جالب بود!

 

نظر ندید! لایک کنید.

مدتها بود در مسائل جدی وارد گفتگو با افراد نمیشدم! به تجربه دیدم که افراد تایید شدن، موافقت و همدردی رو میخوان. پس بهتره وقتی نظرت در این سه حوزه نیست، برای خودت نگهش داری.

هیچی دیگه! بعد مدتها این وسط یه مورد از دستم در رفت فکر کردم میشه گفتگو داشت! بعد دیدم نه نمیشه. به نقش گفتگو طلب آدمها نباید توجه کرد. در واقع گفتگو رو میخوان ولی اون گفتگویی که میخوان منظورشون اینه که بیا من رو تایید کن. از یه جایی به بعد هی طرف با انواع و اقسام روش ها این که من تایید میخوام رو نشون داد ولی هی فکر کردم نه اینجور نیست! 

یکی نیست به من بگه بچه جان! تا وقتی لایک هست و مردم لایک شدن رو دوست دارن چرا نظر میدی و حرف میزنی؟

دارالمجانین یا کانون گرم خانواده

بعد از نزدیک به سه ماه برای یک سری کارها اداری اومدم خونه!

 

در بدو ورود بغل و روبوسی و دست بوسی و چطوری و دلمون تنگ شده و اینا!

چند دیقه بعد! ابوی خطاب به مامان: شما رو دوبار بغل کرد من رو یک بار!

مامان در جواب ایشون: به جاش دست شما رو بوسید من رو فقط باهام روبوسی کرد!

پدر و مادرم هستن! با سابقه بیش از 40 سال زندگی مشترک! حسودم نیستن اصلن!