خواهری کوچیکه عید با دوستاش دور همی گذاشته بودن.

خواهری بهترین مدرسه شهر میرفت که مستعدترین دانش آموزها رو توش جمع کرده بودن. رتبه های خوبی هم توی کنکور داشتن همه، دانشگاه های خوب و رشته های خوبی هم قبول شدند.

حالا  فکر میکنید این دانش آموزای مستعد که رتبه های خوب کنکور داشتن و دوران نوجونی ماتحتشون پاره شد برای درس خوندن آخرشون چی شد؟ از یه جمع ده یازده نفره 2 نفر شاغلن. یکی خواهری و یکی که پزشکی خونده.

بچه درس خونای شهر الان با لیسانس و فوق لیسانس دانشگاه های خوب سراسری رفتن زن خونگی شدن. حالا بهانه همه اینه که کار نیست اونی هم که هست حقوق خوب نداره و خونه رو کی تمیز کنه و غذام رو کی بپزه و بچه م رو کی نگه داره و روحم ظریفه اوخ میشه و چرتکه به دست هزینه صرف و نصرفیدنش رو حساب میکنن. ولی مسئله عمیق تر از این حرفاست.

خب عمق اون مسئله و دلیلش و فرهنگ و هنجاری که باعثش شده رو بی خیال. سوال من اینه که وقتی میدونی آینده ت زن خونگی شدنه واقعن چرا این همه انرژی و استرس و هزینه رو به جون میخری؟ چرا اون موقع چرتکه نمیندازن که الکی 4 سال دبیرستان و 4 تا 7 سال دیگه بعلاوه کلی هزینه مادی رو صرف یه مدرک نکنن؟ 10 سال زندگی آدمه راحت تر و آسوده تر میشه گذروندش وقتی قرار نیست از نتیجه این 10 سال استفاده کنی! چرا جو جامعه این جوریه؟ چرا این فشار روی بچه ها هست برای تحصیل ولی برای اشتغال نیست؟ اصلن برای چی درس میخونیم؟ مسلمن برا بار علمی و اینا که نیست.

یک جایی توی فیلم "An Education" دخترک از مدیر و معلم مدرسه شون میپرسه آخر درس خوندن و شاغل شده چیه؟ میشم مثل شما! چرا باید وقتی میتونم خوش بگذرونم و شاد باشم مثل شما وارد یکنواختی و کسالت بشم؟

اینجا دید غالب جامعه اینه! بار تامین مالی بر عهده آقایونه و فرهنگ  و هنجار باعث شده خودشون هم ترجیح بدن همسرشون شاغل نباشه و فقط خودشون کار کنن و تامین معاش صرفن برعهده اونها باشه. خانوما هم ترجیح میدن به جای کار کردن زن خونگی باشن! خب تا اینجاش مشکلی نیست (یعنی هستا، ولی بیاید بگیم نیست) مشکل اینه که خانوما چند سال عمر و انرژی خودشون رو صرف میکنن اگر آزاد بخونن هزینه ش تحصیل رو خانواده میده اگر سراسری بخونن هزینه ش رو همگی میدیم. برای این که آخرش هیچ استفاده ای از این هزینه های مادی و معنوی نکنن.

خیلیا رو میشناسم که با قرض و قوله یا با کلی در مضیقه قرار دادن خانواده بچه شون رو فرستادن دانشگاه آزاد! بعد که بچه هه ازدواج کرد خودشونم مشوقش میشه که نمیخواد کار کنی! درس خوندن شده یه آپشن اضافه توی ویترین کمالات دخترا! برای استفاده کردن نیست.

یه جایی باید از این چرخه خارج بشیم.

 

پ. ن: این پست از عید توی نوبت ارساله هی خواستم سر فرصت بشینم به اندازه کافی بسط و گسترش بدم که منظور و نظرم رو خوب برسونه ولی وقت نکردم. همین نصفه و نیمه ش رو پست کردم آخر!