یه چیزی توی پادکست های رادیو مرز هست که برام جالبه. خیلی وقتا فضایی که ترسیم میکنه با اونچه من دیدم فرق داره.

یکی از پررنگترین تفاوت ها ماجرای راننده کامیون ها بود. توی جامعه آماری من راننده تریلی ها به خاطر این که بین کشوری کار میکردن پولدار بودن. با توجه به این که در دوران کودکی من خیلی اجناس خارجی و لوکس وجود نداشت و ایناها اروپا میرفتن همیشه یه منبعی بودن برای این بهشون سفارش جنس خارجی بدن.

معلما وقتی میدیدن بچه پدرش راننده تریلی کل ذوق میکردن چون میتونستن بهش سفارش بدن واسه شون جنس خارجی بیاره.

خیلی وقتا وسایل توی خونه هاشون نسبت به اطرافیان لوکس تر بود، بچه هاشون شیک پوش تر بودن. چون لباس خارجی و ظرف ظروفی که اینجاها پیدا نمیشه توی خونه هاشون داشتن.

از همه مهمتر شکلات هایی توی خونه هاشون بود که توی عامل بچگی ما خوشمزه ترین خوراکی دنیا بود.

 

پ . ن: در مورد سقط جنینم بعد مینویسم