"خاله م در رثای شوهرش: میگفت من اگه سر و سامون گرفتن دخترم رو ببینم خیالم راحت میشه.

آرزو داشت سر و سامون گرفتن دخترش رو ببینه، آرزو به دل رفت!"

دختر بی سر و سامان مذکور، دکترا داره، دانشگاه تدریس میکنه، برای خودش خونه و ماشین هم داره.

چیه این تفکر سنتی که فکر میکنه خانوما تا ازدواج نکنن سر و سامون ندارن. کلی آدم متاهل میشناسم که نه موقعیت تحصیلی و اجتماعی دخترخاله رو دارن. نه حتی نیمی از دارایی های مالیش رو. بعد اونا سر و سامون دارن این بنده خدا سر و سامون نداره!

گذشت اون دورانی که ما خانوما نیاز به سرپرست و خرجی دهنده داشتیم برای زندگی. الان از نظر مالی و اجتماعی زنها مستقل شدن خودشون درآمد و موقعیت اجتماعی دارن. سر و سامون رو خودشون به زندگیشون میدن، نیازی نیست یکی بیاد تا زندگیشون سر و سامون داشته باشه