نقل قول:

یکی از دروغ‌هایی که برخی از روشنفکران در دوران معاصر به مردم فروختند و کم و بیش پذیرفته هم شده این تصویر معترض از فقها و روحانیون شیعه است. اینکه روحانیت شیعه در طول تاریخ همیشه در کنار مردم و ملجا و ماوای آنها بوده. دروغ است گرامیان! تمام شواهد تاریخی خلاف این را نشان می‌دهد.

روحانیت شیعه به مثابه یک نهاد در حکومت عباسیان شکل گرفته و در طول تاریخ، به ویژه در دوره صفویه متحول شده. چهره امروز روحانیون شیعه کم و بیش در اواسط دوره قاجار تثبیت شده و پیش از این چنین چهره‌ای نداشته. از واژه روحانی تا نهاد مرجعیت تا لباس آخوندی و القاب همه ما این دوره است.

شیخ مفید کارگزار عباسیان بوده است. شریف رضی سه ولایت و شریف مرتضی هشتاد قریه در تیولش بود. خواجه نصیر وزیر خان مغول بود. علامه حلی و محقق حلی از حاکم مستمری داشتند. محقق کرکی در دفاع از حق گرفتن مستمری خودش رساله نوشته است. اینها شاهزادگان فقاهت شیعه اند.

تاریخ ادیان نشان می‌دهد که نهادهای مذهبی و «کلیسا» در ذیل و تحت حمایت حکومت‌ها شکل می‌گیرند. از نهاد نیابت در دوره امامان و نهاد نقابت در عصر غیبت تا تاسیس حوزه علمیه قم در دوره رضا شاه همه تحت حمایت و در ذیل قدرت سیاسی حاکمان شکل گرفته. خارج از این رابطه نهادی شکل نمی‌گیرد.

این رابطه دو طرفه، حمایت قدرت سیاسی از نهاد مذهب و مشروعیت دادن روحانیون نهاد مذهب به قدرت سیاسی، منطق کلی رابطه بین دین و قدرت بوده. روحانیون با حمایت قدرت سیاسی مفسر رسمی دین و حافظان شریعت شده اند. بدون این حمایت وجود نمی‌داشتند. هیچ چهره و فیگور معترضی وجود ندارد.

احتمالا روشنفکر ایرانی، از دوره پیش از مشروطه به این طرف، برای مبارزه سیاسی با قدرت مسلط، تلاش کرد چهره‌ای از روحانیون بسازد که کاملا ایدئولوژیک و غیر تاریخی است. در دهه چهل و پنجاه، توسط آل احمد و شریعتی و سایر روشنفکران ترویج شد. این تفسیر کاملا ایدئولوژیک است.

پ. ن: حتی ماجرای فتوای تنباکو هم در انتصابش به میرزای شیرازی تشکیک هست.

پ. ن: دیده شده که میگن نهاد روحانیت تا قبل از ج.ا مستقل بود. همون جور که بالا توضیح داده شد روحانیت شیعه از ابتدا نهاد حکومتی بود و حق حساب میگرفت از دولت ها. به جز این حتی تحت حمایت حکومت های وقت بودن رو در نظر نگیریم. نهادی که درامدش از خمس و زکات و پولی هاییه که مردم میدن، اساسن نمیتونه مستقل باشه. وابستگی مالی یعنی عدم استقلال.