یادم نیست مطهری تو کدوم کتابش نوشته بود تا جایی که یادمه انگار ایست‌گاه قطار شاه عبدالعظیم نزدیک خونه شون بوده خونشون نزدیک اون جا بوده یا چی نوشته ش در مورد این بود که اون جا وقتی قطارا توقف می‌کردن مردم همه با تحسین به اون غول آهنی نگاه می‌کردن و وقتی حرکت می‌کرد سنگ طرفش پرت می‌کردن و آخرشم نتیجه گیری کرده بود که این همه تحسین برای یه موجود ساکن و بی‌حرکته و حمله به موجودی که داره حرکت می‌کنه ویژگی جامعه ی مرده و نشونه ی مرده بودن جامعه ی ماست .

البته با مثبت نگری می‌شه فکر کرد شاید این مرده بودن خیلی هم بد نباشه چون هروقت این جامعه ی مرده یه تکونی به خودش داده تا مثلن زنده باشه زندگی کردن رو بلد نبوده و بد رو تبدیل به بدتر کرده .