صدای خش خش می‌شنوم و وقتی دنبال منبع صدا می‌گردم با یه عنکبوت که روی کاغذا مشغول پیاده‌رویه روبه‌رو می‌شم بعد عنکبوته تا یه چیزی پیداکنم بکوبم تو سرش گم و گور شد بعد من الان همش نگرانم الان از زمین اتاقم می‌ترسم .

البته مستحضر هستید که یه چیزی زیاد دارم دور و برم ولی هر چیزی رو نمی‌شه کوبید رو سر عنکبوت . خب آخه باید بعدش آلت قتل رو انداخت دور عنکبوتی شده دیگه .

 

 

پ . ن : اگه موجودی به اسم نهال از این دور و برا رد می‌شه بدونه اگه من دستم بهش برسه دیگه موجود نخواهد بود و می‌شه ناموجود .