یه فیلمی هست به اسم Unthinkable (غیرقابل‌تصور)

یه تروریست، 3 تا بمب اتمی را در سه نقطه مختلف جاسازی کرده پلیس دستگیرش می‌کنه و با شکنجه، کشتن همسرش و تهدید به کشتن بچه‌هاش سعی می‌کنه مجبورش کنه جای بمب ها رو لو بده!

.
فیلم میتونه اشاره به این چالش کلاسیک باشه

به شما یک مسئله می‌دن و می‌گن فرض کنید یک تروریست یک بمب گذاشته تو قطار با صدتا مسافر. (بمب طوری طراحی شده که با توقف قطار یا باز شدن درهای قطار، خود به خود منفجر میشه و فقط با وارد کردن کد از کار می‌افته!)

تروریست ۵ تا بچه داره، و شما می‌گی اگه رمز خنثی کردن بمب رو نگی، یکی یکی بچه‌هاتو می‌کشم. تروریست حرفتو جدی نمی‌گیره و شما بچه اول رو می‌کشی.

بعد از شما می‌پرسند آیا این کار درست بود؟ بعد چالش رو ادامه می‌دن، و بچه دوم و سوم رو هم می‌کشند، باز از شما می‌پرسند آیا این کار درست بود؟

بعد بهتون می‌گن حالا فرض کنید تو قطار فقط 10 تا مسافر بوده، آیا حاضرید برای نجات جون 10 نفر سه تا بچه بی‌گناه رو بکشید؟

بعد می‌گن حالا فرض کنید تو قطار فقط دو نفر هستند، آیا درسته که برای نجات جون این دو نفر، سه تا بچه رو بکشید؟

بعد می‌گن فرض کنید اون دو نفر توی قطار پدر و مادرتونند یا رییس جمهور و زنش هستند، در واقع سعی می‌کنند ببینند آیا معیارهای اخلاقی شما در شرایط مختلف تغییر می‌کنه یا نه.

یا می‌پرسن مثلا برای نجات 100 نفر، تا چند نفر تلفات درسته؟ آیا تلفات 99 نفر برای نجات 100 نفر درسته؟ یا مثلا تا 50 نفر تلفات اوکیه و بیشترش دیگه درست نیست؟

.

پ. ن: این مدل چالش‌ها! در فلسفه اخلاق و اخلاق کاربردی به شدت مورد بحث قرار میگیرن و بسته به نظام‌های اخلاقی و تفسیری که از اونا میشه پاسخ متفاوتی پیدا می‌کنن

کار معماها به چالش کشیدن این نظام‌هاست کارها نظام‌ها به چالش کشیدن خودشون در پاسخگویی به این پرسش‌ها