‏۲٠دی۴۸:«سر شام بودم، علیا حضرت ملکه پهلوی پیشنهاد کردندچون نوروز مصادف باچهارده محرم (به قول عوام چهارم امام است)خوب است سلام نباشد.»

اسفند۴۸:«صبح به من فرمودند که امام جمعه پیغام داده است مردم که عید ندارند،شما خود می دانید،بنابراین ما هم عید نمی گیریم.من واقعاً تکان خوردم.
عرض کردم اتفاقاً من خودم قبلاً با امام جمعه هم صحبت کرده بودم و گفته بود ۱۳ محرم دیگر ربطی به قتل امام ندارد، چه طور حالا این طور می گوید؟ فرمودند: به هر حال ما سلام نمی گیریم.
‏به هر صورت از من اصرار و از شاه انکار، تا بالاخره به این نتیجه رسیدیم که مراسم مختصری لااقل در مشهد برگزار شود. موضوع دیگر این که، در سلام جاوید، شاهنشاه قریب یک ساعت تمام در میان خانواده افسران شهید گذراندند.
این هم سابقه نداشت که بعد از مراسم این همه وقت به آنها بدهند. البته دربار برای آنها خیلی کار کرده است و بیشتر سؤالات روی همین اقدامات قسمت امور اجتماعی وزارت دربار بود، ولی بعد زن و بچه از سر و کول شاه بالا رفتند.»

۱۳ فروردین ۱۳۴۹:« چون سلام عید را به علت تصادف با چهارده محرم موقوف کردیم که هیچ دلیلی نداشت و حتى من عقیده داشتم که اگر در روز عاشورا هم بود باید مراسم ملی را ترک نمی کردیم، آخوندها چسبیدند که امروز مصادف با رحلت امام زین العابدین است، باید موسیقی رادیو موقوف باشد.
دولت بیچاره که ضعیف و مفلوک است و در عین حال می خواهد همه کس را راضی نگاه دارد. به بدبختی عجیبی افتاده بود. اولاً اگر موسیقی رادیو را تعطیل بکند، جواب مردم را که در سیزده عید واقعاً موسیقی و تفریح می خواهند را چه بدهد؟
‏و اگر نکند، جواب آخوندها را چه بگوید؟ بالاخره پس از مدتها بیچارگی و بدبختی باز هم تسلیم آخوندها شدند و موسیقی را تعطیل کردند و فحش عجیبی به جان خریدند.»

۲۴فروردین ۵۲:«بعد از ظهر و شب در منزل گذشت. یک ساعتی منزل غلامعلی سیف ناصری که موزه فرش و اشیاء عتیقه بسیار عالی دارد رفتم و شام مختصری آن جا خوردم، با او صحبت کردم تمام فرشهایش را بخرم در موزه علم بیرجند بگذارم و وقف بر امام رضا بکنم. قبول کرد. خدا کند پشیمان نشود!»

۱۳ مهر ۱۳۵۳:«شاهنشاه مجلسین را افتتاح فرمودند، در قانون هر سال ۱۴ مهر مراسم افتتاح باید باشد، ولی چون چهاردهم مصادف با ضربت خوردن حضرت امیرالمؤمنین است یک روز قبل انتخاب شد
من نمی دانم تا کی باید مذهب در ملیت ما به این صورت تأثیر بگذارد. درست است که ما نگهبان مذهب شیعه هستیم، ولی این که نگاهداری مذهب نیست، این یک شتر مآبی آخوندی است که همه ما گرفتار آن می باشیم.
چنان که وقتی نوروز با عاشورا تصادف می کند، حتی با دهه عاشورا نه روز قتل حضرت امام حسین، باز هم از برگزاری مراسم منصرف می شویم. شاهنشاه با همه قدرت خود این رعایتها را می فرمایند.
با آن که من فکر می کنم مراسم ملی قدمت و ارزش بیشتری دارند، وانگهی معلوم نیست این روزی را که ماه قمری میگیریم مصادف با روز وفات یا قتل باشد! با وصف این، شاهنشاه ملاحظه افکار مردم کوچه و بازار را می فرمایند.»

۳۱تیر ۵۴:«عرض کردم فردا روز تولد حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است. آیت الله خوانساری استدعا دارد تعطیل باشد. فرمودند: اتفاقاً درست هم می گوید. بگو دولت صورت تعطیلات را امروز پیش من بفرستند شاید یکی را بزنیم و این روز را تعطیل کنیم. شاهنشاه به مولا علی علاقه خاص دارند.»

۲۱شهریور ۵۵:«صبح شرفیاب شدم، به محض زیارت، شاهنشاه فرمودند:« حیف و صد حیف که این مهمان دیشبی خیلی عالی است. عرض کردم چرا حیف؟ فرمودند:«آخر ایام قتل پیش می آید و دیگر نمی توان استفاده کرد (ضربت خوردن و شهادت امیر مومنان)»

.

.

خاطرات اسدالله علم