همچنان که ج.ا 2 ساله منتظر رسیدن زمستان سخت و کرنش اروپا برای احیای برجامه! اتحادیه اروپا بعد از هواپیمایی ج.ا، کشتیرانی ج.ا رو تحریم کرد.

حالا این وسط ترامپ هم ایز کامینگ!

ج.ا هیچ وقت درک نکرده از دست دادن پشتیبانی نصف و نیمه اروپا چه خطراتی براش به وجود آورده و خواهد آورد.

هرچند رژیم خیلی علاقه دارد دمش رو به دم روسیه و چین گره بزنه! بلکه از منافع وصلت با بزرگان* چیزی عایدش بشه! ولی حتی اونها هم گردن نمیگیرنش چون جز دردسر چیز دیگری نداره و هزینه حمایت از ج.ا به سودش نمی ارزه! ج.ا نه دشمن نیرومندیه و نه متحدیه که فایده خاصی داشته باشه.

هر چند خطر بازگشت ترامپ رو زود تشخیص داد و رییس جمهور شش کلاسه رو داد خرس بخوره تا یه دولت میانه رو بیاد سر کار بلکه بتونه وسط ماجرا رو بگیره! آما از شواهد برمیاد که دیگه دیره!

البته تئورسین های مکتب زمستان سخت! مدعی هستن 4 دهه س تحریم هستیم و یاد گرفتیم با تحریم کشور اداره کنیم و مگر تحریمی هم مانده که اعمال نشده باشد؟

بگذریم از این که با همین تحریم‌های فعلی وضعیت پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌های کشور در آستانه فروپاشی قرار گرفته! 4 فصل سال گاز و برق نداریم و رسمن اعلام کردن شرایط تولید برق برگشته به وضعیت تولید برق در دوران جنگ! قیمت دلار از 7 تومن رسیده به 72 هزار تومن! 4 دهه تورم 2 رقمی و سالهای زیادیی تورم بالای 30 - 40 درصد داشتیم!

همین تحریم هایی که وضع مملکت به این روز انداخته در برابر تحریم هایی که علیه رژیم صدام اعمال شد، بیشتر شبیه شوخی میمونه!

تحریم‌های عراق از تحریم دریایی، قطع کلیه واردات و قطع دسترسی به کلیه منابع مالی این کشور شروع شد تا به برنامه فراگیر نفت در برابر غذا رسید.

واردات عملن از دست رژیم صدام خارج شده بود و تمامی تجارت و واردات کالاهای غذایی و حمل و نقل به عراق تحت سیطره کمیته‌ای از سازمان ملل قرار گرفته بود.

تحریم‌ها جوری بود که در دو سال ابتدایی تاسیسات زیربنایی و متعاقب آن بهداشت عراق فلج شد! از 20 نیروگاه عراق فقط 2 نیروگاه توان تولید برق داشتن و نیمی از تصفیه‌خانه‌های آب غیرفعال شده بود.

تئورسین های مذکور همین طور مدعی هستن ما 4 سال ترامپ رو تحمل کردیم این 4 سال هم روش! یادشون نیست اون موقع دولت به خاطر برجام درآمد نفتی داشت، پول‌های آزاد شده رسیده بود، خزانه پر بود و... تازه ایران ایر و کشتیرانی هم تحریم نبودن! الان هیچکدوم رو ندارن! وضعیت تقابلات منطقه ای هم این شکلی نبود.

این بار نرمش قهرمانانه باید زاویه بسیار زیادی داشته باشه.

.

.

*روباهی از شدت گرسنگی، تصمیم می گیرد دمش را به دم شتر گره بزند تا هر چه نصیب او می شود، اندکی هم نصیب روباه بینوا شود. شتر چون هیکل بزرگی داشت، مورد احترام حیوانات بود و لذا به مهمانی های مهم دعوت می شد و در نتیجه غذاهای خوب هم می خورد.

منتهی از همان بالا که می خورد، از پایین فضله هایش روی روباه می ریخت، لذا حیوان فلاک زده خطاب به شتر گفت: بابا دمت گرم ما دممون رو به دم شما گره زدیم که اینها نصیب مون بشه؟

شتر جواب داد: من که ازت نخواستم دمت رو به دم من گره بزنی، خودت حوس کردی با من همنشین بشی و ادامه داد: تو فکر کردی وقتی دمت و به دم بزرگان گره بزنی، هر چی نصیب شون بشه به تو هم می رسه؟ نه جان من، خوردنشون مال خودشون و تنها فضله هاشون نصیب تو می شه.

اتفاقا حیوانات جنگل که این وضعیت را دیدند خطاب به روباه گفتند: چرا اینطوری شده؟ روباه جواب داد: "از آن زمان اینچنین آویختم، که با بزرگان درآمیختم."