از خان تا الگاریش
شما تاریخ رو که بخونی، (راه دور نریم همین تاریخ قاجار و صفویه) می بینی هر وقت حکومت مرکزی بی عرضه بوده از یه گوشه کناری یه خان و رییس ایل و حاکم محلی و.. در مقابل حاکم ضعیف قد علم کرده و حکومت مرکزی رو به سخره گرفته.
شاه هم انقدر توی پایتخت مملکت درگیر بی عرضگی هاش بوده مجبور به امتیاز دادن بهشون شده، چون اگه امتیاز نمیداد می اومدن پایتخت رو هم ازش میگرفتن. یعنی امتیاز دادنم نمیشه بهش گفت، عرضه نداشته جلوشون رو بگیره اونام هر کاری دلشون خواسته کردن و گاهی حتی یه تیکه از مملکت رو برداشتن برای خودشون باشه کیفش رو ببرن. اصلن شاه ها ایران یکپارچه میخواستن چیکار؟ همین که توی ارگ سلطنتی بهشون بگن قبله عالم براشون بس بوده. همین گربه ای که داریم رو هر کسی یه تیکه ش رو برداشته بود که واس ماست! اگر آقا محمدخان و رضاشاه نبودن تهش الان یه دم به اسم ایران داشتیم.
عقبتر بریم میبینیم زمان عباسیان از یه جایی به بعد خلیفه اسمن خلیفه بوده و قدرت دست سرداران سپاه بود! فقط برای این که دلش خوش باشه بهش میگفتن امیرالمومنین. تازه سردارها یه وقتایی هم خیلی شیک خلیفه رو زیر آب میکردن یه امیرالمومنین مطیع تر می آوردن روی کار.
زنجانی، انصاری، پایداری، مکارم، صدیقی، طبری و ده ها اسم دیگری که همه میدونیم! مصداق همون خان و رییس ایل و حاکم و سردار و... هستن. فقط چون زمونه عوض شده و جریان کسب ثروت و قدرت از تصاحب زمین نمیگذره، اینا برای خودشون یه امپراطوری اقتصادی تشکیل دادن که حکومت مرکزی و خلیفه طبق معمول انقدر بی عرضه س و از گازگرفته شدن و زیر آب رفتن میترسه که نمیتونه جلوشون رو بگیره!
الانم خلیفه ج.ا مثل خلفای عباسی همین که بهش بگن امیرالمومنین و مثل شاهان قجر قبله عالم باشه براش کافیه. حالا اداره مملکت دستش نیست و کاری از اون جان ناقابلش بر نمیاد که مهم نیست. مهم اون لقب امیرالمومنین و قبله عالم بودنه!