اوستا، یشت‌ها، آبان‌یشت ، کرده‌ی دوم

 

10

 

«اهورا مزدا» به «سپیتمان زرتشت» گفت:

ای «زرتشت سپیتمان»!

«اَرِِدویسورَ اَناهیتا»1 را –که همه‌جا ]دامان[ گسترده است و درمان بخشنده و دشمن دیوان و پیرو آیین اهورایی- است ستایش کن!

]اوست[ که سزاوار است در جهان خاکی ستوده باشد و او را نیایش کنند.

]اوست[ پاکی که جان افزاید و گله و رمه و داریی و گشور و گیتی را بیشی و افزونی بخشد.

 

11

]اوست[ که بر فراز گردونه ]خویش[ نشسته، لگان گردونه ]را به[ دست گرفته ]می‌راند. [

روان خواستار ناموریِ ]« اَناهیتا»[ در این گردونه، پیوسته اندیشناک است که:

... کدامین کس مرا نیایش خواهد کرد و کدامین کس «زُور»2 آمیخته به شیر و به آیین پالوده به پیشکش من خواهد اورد؟

من برای چنین وفادار نیک‌دلی، ارزوی خوشی می‌کنم و خواستار آنم که هم‌واره خرم و شاد ماند.

 

من «اَرِِدویسورَ اَناهیتا» را برای فروغ و شکوهش به بانگ بلند می‌ستایم. من او را با نیایش نیک به جای آورده و به ]پیشکش[ «زُور» می‌ستایم.

ای «اَرِِدویسورَ اَناهیتا»!

باشد که تو از پی بامگ نیایش، به فریاد ما رسی! بدین‌سان تو به‌تر ستوده خواهی شد، با «هَوم»3 آمیخته به شیر و با «بَرسَم»4 با زبان خرد، با اندیشه و گفتار و کردار ]نیک[ و با «زُور» و سخن زسا.

«اهورا مزدا» زنان و مردانی را که به‌ترین ستایش را به‌جای می‌آورند و «اردی‌بهشت» به‌ترین پاداش را بدیشان می‌دهد، خوب می‌شناسد.

ما چنین زنان و مردانی را ستایش می‌کنیم. 

 

 

(1) این نام از سه صفت درست شده و روی هم معنی آن «رود نیرومند پاک» یا «آب توانی بی‌آلایش» است. « اَناهیتا» که در فارسی «ناهید» شده و ستاره‌ی «زهره» نیز به آن می‌گویند، فرشته‌ی نگه‌بان آب است و او را به صورت بانویی برازنده و زیبا وصف کرده‌اند. در باره‌ی کارها « اَناهیتا» سراسر «آبان یشت»، که چکامه‌یی است در ستایش او، بیش از هر نوشته‌ای گویاست. این اسم هم‌چنین نام رودی مینوی است.

(2) پیش‌کشهای آبکی مانند شیر و فشرده‌ی «هَوم» و جز آن که به آتش‌کده می‌آوردند.

(3) "haoma" برابر "soma" نزد هندوان، نام نوشیدنی‌ای ست که از گیاهی به همین نام می‌گرفته اند و در جشن‌ها و نیایش‌های دینی می‌نوشیده‌اند و "مرگ‌زدای" صفت آن است.

(4) نام شاخه‌های باریکی است که هنگام به‌جای آوردن نیایش‌ها در دست می‌گرفتند و برای به‌کاربردن آن‌ها مراسم ویژه‌ای به‌جای می‌شد. می‌توان گفت که به دست گرفتن شاخه‌های درخت و به نیایش ایستادن نشانه‌ی سپاس‌گزاری از آفرینش گیاهان سودمند و اهورایی بوده است. فردوسی گوید:

«پرستنده‌ی آذرزردهشت      همی‌رفت با باژ و برسم‌به‌مشت»

 

 

اوستا نامه‌ی مینوی آیین زرتشت، جلیل دوستخواه.