صبح جمعه

زمان: 7:41

مکان: صندلی جلوی تاکسی.

تصویر مقابل: جنازه یه گربه که ماشین بهش زده.

اتفاق: راننده‌ی ... گربه رو می‌بینه. مسیر ماشین رو کج می‌کنه. با چرخ سمتی که من نشستم از روی جنازه‌ی گربه رد می‌شه و قاه قاه می‌خنده.

تصورشم نمی‌تونید بکنید حس رد شدن چرخ از روی گربه چقدر منزجر کننده بود. نمی‌تونید تصورشم بکنید که شروع روز با یه همچین اتفاقی چقدر ناراحت کننده‌س.