in the taxi 4
صبح جمعه
زمان: 7:41
مکان: صندلی جلوی تاکسی.
تصویر مقابل: جنازه یه گربه که ماشین بهش زده.
اتفاق: رانندهی ... گربه رو میبینه. مسیر ماشین رو کج میکنه. با چرخ سمتی که من نشستم از روی جنازهی گربه رد میشه و قاه قاه میخنده.
تصورشم نمیتونید بکنید حس رد شدن چرخ از روی گربه چقدر منزجر کننده بود. نمیتونید تصورشم بکنید که شروع روز با یه همچین اتفاقی چقدر ناراحت کنندهس.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ ساعت توسط بولوت
|