می‌خوام از خیابون رد بشم نگاه می‌کنم به سمتی که ماشین می‌آد می‌بینم می‌شه رد شد فاصله ی ماشینی که می‌آد زیاده هنوز. منتها نمی‌شه عوضی بودن راننده رو تشخیص داد تا می‌بینه یکی داره از خیابون رد می‌شه سرعتش رو زیاد می‌کنه و شروع می‌کنه به چراغ زدن و بوق زدن. خیلی دلم می‌خواد وایسم وسط خیابون. طرف که رسید به من از ماشین پیاده شده و شروع کرد به داد زدن منم صدام رو بندازم سرم بگم مرتیکه الاغ سوار این خطایی که اینجا کشیدن برای قشنگی خیابون نیست اینا خط کشی عابر پیاده س و شما موظفی بهش که نزدیک می‌شی سرعتت رو کم کنی و اگه کسی داره رد می‌شه بایستی. نه این‌که الاغت رو هی کنی که زودتر برسی بهش و از روی مردم رد بشی.

بعله دوست دارم ولی امکانش نیست. واسه همین سرعتم رو زیاد می‌کنم که تا نرسیده از خیابون رد بشم.

می‌گم که! نیره اجازه داد هر چی دل تنگم می‌خواد بگم. خب راستش اینجوریم دوست داشتم که یه جوری جلوی ماشین وایسم که بزنه بهم. چون روی خط عابر بود و مقصر 120 در 100 اونه. بعد رضایت ندم! و کولی بازی ای نماند که در نیارم! تمام ارواح گذشتگانش رو تا پسرای نوح بیارم جلو چشمش و ببینم از نسل کدوم یکی از پسرای نوحه. حسابی که که به غلط کردم افتاد! (آدم نمی‌شن البته اینا. والا می‌گفتم آدم که شد.) وقتی تمام زار و زندگیش رو فروخت برای خسارت دادن! و نقره داغ شد. رضایت بدم.(پولارم می‌ریزم تو جوب البته!)  تا یادش بمونه وحشی بازی گاهی به ضررش تموم می‌شه.

 

 

پ. ن: سایرین روی خط عابر

پگاه 

نیره