نمره که ملاک نیست!
برای مثال. ایشون معتقدن نمره مهم نیست. ملاک نیست. معیار ارزشگذاری نیست! یادگیریه که مهمه. و تلاشی که کردی. بعد من از ترسم به ایشون نگفتم که تو کلاسمون دو تا معدل بالای نوزده داریم! چون که بعدش باید جوابگو باشم که چرا من جز اونا نبودم؟ چرا معدلم 18.76 بوده؟!*
ایشون معتقده استاد هر چی سخت گیر تر بهتر. بعد همین ایشون برای من قیافه میگیره که چرا 18.75 شدی و 20 نشدی!
ایشون وقتی من میگم دنبال یه استادی هستم که خیلی سر پایان نامه اذیت نکنه. چون توی رشته ی ما پایان نامه عملن چیز به درد نخور و تخیلی ایه. میفرمایند نباید این کار رو بکنی. باید با استاد سخت گیر برداری که خوب یاد بگیری. همین ایشون سر این که چرا پایان نامه ی کارشناسیم طولانی شد کلی به جون من غر زد! توجه داشته باشید که علاوه بر سخت گیر بودن استاد که عملن 3 ماه سر پروپزال ما رو معطل کرد! اون پایان نامه رو من تو بدترین شرایط روحی و روانی و با کلی مشکلات حاشیه ای انجام دادم!
تمام این شرایط باعث میشه وقتی دارم میگم کاش اون موقع که بچه ها میگفتن با این استاد کلاس برندارید خیلی اذیت میکنه. موقع نمره دادن انگار جونش رو میخواد بده. قبول میکردم و با خیال این که لابد اینا خودشون کم کاری میکردن من که اینجوری نیستم باهاش درس بر نمیداشتم. (من استاد سختگیر و اذیت کن زیاد داشتم. ولی این بشر رسمن عوضیه.) و ایشونم میفرمایند که خیلیم خوبه. عوضش یه چیزی یاد میگیری! به سختی کظم غیظ کنم و جفت پا نرم تو صورتش! فقط به گفتن این که بعله اینو الان میگی. آخر ترم برا من قیافه میگیری که چرا 20 نشدی!بسنده کنم!
*یکی از استادا میگفت با این نمره های شما. آدم احساس میکنه مقطع ابتداییه نه ارشد!
راستم میگه البته. به هر کی میگی تعجب میکنه که مگه میشه این نمره ها رو گرفت. لابد استادا الکی نمره میدن! اصلن این که دود چراغ خوردیم زحمت کشیدیم! درس خوندیم! کار کردیم! و در نتیجه شون نمره گرفتیم! در مخیله ی کسی نمیگنجه!