توصیه میکنم کتاب آخر مجموعه آن شرلی، تحت عنوان "ریلا در اینگل ساید" رو بخونید. دوره ی زمانی جنگ جهانی و تاثیرش در زندگی مردم اون دوره س. کتاب برشی از زندگی افرادی که دوره ی جنگ جهانی توی جبهه ی در نهایت پیروز زندگی کردنه.
وقتی کتاب رو بخونید میفهمید جنگ ما هیچ ویژگی ای، برتری ای، شور حماسی ای، وطن پرستی ای، از خودگذشتگی ای، و هیچ چیز دیگه ای بیشتر؛ متمایز تر و برتر از سایر جنگ های جهان نداشته. تمام تبلیغاتی که میکنن تا نشون بدن مردم ما، رزمندگان ما و ملت ما، بهتر و والاتر از سایرین بودن توی جنگ و دوران جنگ، صرفن تبلیغاته.
کتاب جنگی و حماسی نیست. یه رمان معمولیه در ادامه رمان های تین ایجر آن شرلی. ولی همه ی فداکاری های جنگ رفته ها و خانواده هاشون. تمام شور و اشتیاق برای جنگیدن و جنگ رفتن. نترسیدن از مرگ. تمام اعتقاد و باوری که باهاش بچه هات رو یکی بعد از دیگری میفرستی برای جنگ. خیلی بیشترش توی این کتاب هست. اونم توی کشوری که خاک خودش(کانادا) مستقیمن مورد تهدید نبوده. ( حتی به نظرم کار مردم اون دوره با ارزش تر از جنگ ما بوده چون اعتقاد مذهبی بر شهادت و اجر اخروی نبوده و انگیزه سربازا جنگیدن برای لشکر اسلام و ایستادن رزمندگان اسلام در مقابل نبوده لشگر کفر نبوده.)
پ. ن: 4 سال از تاثیر گذارترین دوران زندگیم یعنی دوران نوجوونی رو توی مدرسه شاهد درس خوندم. با تعداد قابل ملاحظه ی بچه ی شهید همنشین بودم.
قصدم زیر سوال بردن فداکاری افرادی که جنگیدن نیست. فقط به نظرم باید این هاله ی تقدس رو از جنگ و حواشی مربوط بهش برداشت. فقط و فقط جنگ بود. بدون هیچ تقدسی. بدون هیچ ویژگی مثبت متمایز کننده ای از تمام جنگ های دنیا. مسائل متمایز کننده داشته ولی چندان مثبت نبودن.
پ. ن: هم ترکیه ای ها و هم ایرانی ها به کشته شده های جنگ چالدران و تمام جنگ های بین دولت عثمانی با دولت های صفویه و قاجار میگن شهید.
واژه ها رو راحت میشه میشه مصادره به مطلوب کرد. بدون این که واقعن اون واژه و معنای پشتش شامل چیزی که اون لقب رو بهش میدیم باشه.
پ. ن: یه بار از عموم(دوران جنگ جوون بوده و چند سال رفته جبهه) پرسیدم چی شده بود که اون موقع اکثرن دوست داشتن برن جنگ و شهید بشن؟!
گفت جو اون موقع بود. چند سال قبلشم همه دوست داشتیم بریم داریوش بشیم.