بنا به دلایلی! از سال گذشته بعد از این که محل کارم رو عوض کردم توی حوزه کاری، گوست وار پیش رفتم!

یکی از دلایلش اینه که سابقه و کیفیت کار من توی حوزه مشخصه و وقتی شرکت با اون دبدبه و کبکبه رو ترک میکنم، رقبا فکر میکنن مشکلی پیش اومده و می افتن دنبال جذب آدم. منم اولن دوست نداشتم و ندارم برم برای تیم های رقیب کار کنم! دومن نمیخواستم برم شرکت های بزرگ و حجم کاری زیادی داشته باشم! (اگر قرار بود در اون حجم کار کنم که اساسن شرکت قبلی رو ترک نمیکردم.) سومن میخواستم یه سری تغییرات و تحولات کلی توی سبک زندگیم انجام بدم که دیگه با اون سبک کار و مسئولیت‌هاش جور در نمی اومد!

دو ماه قبلتر از این روز! یه درخواست کمک از سمت یه شرکت جمع و جور و فسقلی. (چند تا از کارآموزهای سابق خودم توش مشغول بودن و خودم هم در یه مقطع چند ماهه یه بخشی از راه اندازی پروژه رو بهشون کمک کرده بودم.) پیشنهادهه هم اینطور بود که میدونیم کارت زیاده و کار ما کوچیکه و... فقط بیا در حد روزی یکی دو ساعت حواست به این بخش از کار ما باشه! بندگان خدا در حد خودشون نمی دیدن به من جاب آفر پیشنهاد بدن. اون مقطع بهشون گفتم الان نمیتونم، ولی چند ماه بعد میام بهتون کمک میکنم.

تا دیگه رسیدم به اون ظهر جمعه که از نو شروع کردم! چند هفته دنبال کارهای اون تغییر و تحولات مذکور بودم و ارتباطم با محیط کار رو صفر کردم. حتی سیم کارتی که همه شماره ش رو دارن خاموش کرده بودم یه وقت کسی زنگ نزنه کنجکاوی کنه، پیشنهاد شغلی بده و...

بعد که مقدمات اون تغییرات فوق الذکر انجام شد و احساس کردم برنامه م روی روال افتاده. رفتم به اون شرکت فسقلی گفتم دوستان من میخوام بیام پیشتون کار کنم! بعدن فهمیدم چقدر این حرکت براشون خارح از انتظار بوده!

خلاصه! از کسی که همیشه اسمش توی ارائه ها و همایش ها بود! رفتم توی فاز کسی که کل حوزه کاری نمیدونن کجاست!

توی شرکت جدید هم سفارش کردم اصلن اسم من رو جایی نیارید و نگید اینجا کار میکنه! چند نفری که مستقیم با خودم کار میکنن من رو به اسم میشناسن و برای ارتباط با سایرین هم یکی از نیروها هست که واسطه س!

به تازگی با توجه به این که برای توسعه زیرساخت ها! لازم بود یک سری کار بکنیم، یک نیروی فنی آوردیم.

این نیروی فنی هم شد واسطه بین شرکت ما و شرکتی که توسعه زیرساخت ها رو برعهده داره‌. (این شرکت توسعه زیرساخت، شرکت بزرگیه و خیلی جاها باهاش کار میکنن، من‌جمله شرکت قبلی. بنابراین یه سری از اعضاش که برای کار قبلی باهاشون در ارتباط بودم من رو هم میشناسن!)

این وسط که مشغول رفع باگ ها در پلتفرم جدید بودیم! من چند تا مورد گفتم نیاز به اصلاح داره. (به نیروی فنی گفتم این مورد نیاز به اصلاح داره و فکر میکنم باید از این روش استفاده کنن.) این نیروی فنی نمیدونم چرا وسط تعامل با اونا برگشته گفته بولوت میگه از این روش استفاده کنید درست میشه!

بعد یهو اونا گفتن ععععععععع بولوت داره اونجا کار میکنه؟ (از کل تیمی که با شرکت قبلی و من کار میکردن یک نفر توی تیمی که داره کارهای جدید رو انجام میده حضور داره) خب بگید خودش با ما ارتباط بگیره، ما باهاش کار کردیم از قبل!

بعد از قریب به یک سال زندگی مخفیانه دیگه لو رفتم!