فکر می‌کنم همه دیدیم کسانی که برادر، شوهر یا دوستشون تو خیابون یا جاهای دیگه به حجاب و نوع پوشش خواهر، همسر یا دوستشون گیر داده باشه.

شما اگه ندیده باشید من زیاد دیدم. دیدم زنی که فقط با یه نگاه شوهر دستش می‌ره طرف روسریش که جلو بکشدش. دیدم دوستی که به دوستش تذکر داده درست بشین. دیدم برادری که به کوتاهی و بلندی مانتوی خواهرش گیر داده.

دیدم مردی که به زنش اجازه نمی‌ده لباس دل‌خواهش رو بپوشه چون رنگش به نظر اون مناسب نیست. دیدم کسی که روسری خانوم همراهش رو جلو کشیده. دیدم کسانی رو که به اجبار شوهر، پدر یا برادر چادر سر می‌کنن. دیدم مردی که نماز نمی‌خونه روزه نمی‌گیره مشروب خودنش به راهه ولی به حجاب زنش که می‌رسه یهو مسلمون می‌شه. این آدم درواقع مسلمون نمی‌شه. خودش رو مالک و صاحب اختیار زن می‌دونه.

می‌شه همه‌ی اینا رو گذاشت به حساب توجه. علاقه و از این خزعبلات. می‌شه واسه همه شون گفت خب شاید من دارم اشتباه می‌بینم و اصل موضوع جور دیگه‌ایه. ولی من به این حساب نمی‌ذارم. من به اینا می‌گم دخالت توی نوع پوشش، رفتار و اختیارات یه انسان.

حالا چرا تو این پست همه فقط به مثالی که زدم توجه کردن و قسمت دوم رو کسی توجه نکرده نمی‌دونم. من به موضوعی اشاره کردم و دوستان به نوک انگشتم توجه کردن نه مطلبی که اشاره کردم. شاید باید با توضیح و تفسیر و بدون مثال خاص بیان می‌کردم منظورم رو.

خانومی که تو اون پست گفتم. وقتی نشست مانتوش رو جمع نکرد. اگه مهم باشه برات موقع نشستن حواست می‌شه جوری نشینی که پات بیرون باشه. یا بعدش مانتوت رو مرتب می‌کنی و می‌ندازی رو پات. شواهد نشون می‌داد این موضوع مهم نیست براش. این‌که کسی انقدر بی‌خیال نشسته باشه و شخص دیگه‌ای مانتوش رو مرتب کنه و بندازه رو پاش! به نظر من دخالت تو حریم شخصی آدمه. ممکنه از نظر دیگران نباشه. حتی اگه برات مهم باشه هم بازم به نظر من کس دیگه ای اجازه نداره وقتی حواست نیست و خودت توجه نمیکنی مانتوت رو مرتب کنه یا روسریت رو بکشه جلو. شاید کسی وقتی بچه ش کار بدی میکنه بزندش. ولی آیا این که خودش بچه ش رو میزنه به دیگرانی که اتفاقن جز بستگان درجه یکشم هستن این اجازه رو میده وقتی خودش نیست یا حواسش نیست و بچه کار بدی کرده، بچه ش رو بزنن؟

من یه مثال زدم و در ادامه ش موضوعی رو عنوان کردم. یه رفتار و فکر غلط ناشی از مذهب انقدر توی فرهنگمون جا افتاده که بین همه‌ی آدما هست. حتی کسانی که ظاهر مذهبی ندارن.

حالا این مثال بود. اصلن ممکنه خانومه خودش به آقای همراهش گفته باشه وقتی می‌شینم تو مانتوم رو مرتب کن. ولی همه‌ این‌جورن؟ همه‌ی موارد مشابه این حالت رو داره؟ همه‌ی تذکرا و برخوردا انقدر ساده س؟ همه‌شون ممکنه اون جوری که دیده میشه نباشه؟

با این حساب که گشت ارشادم نیتش خیره. فکر می‌کنه مردم نیاز به قیم دارن باید نوع لباس پوشیدنشون رو اصلاح کنه. حالا یکی شوهر و برادر و پدر و سایر صاحبینش بی‌خیالن. نظام باید بیاد بهش گوش‌زد بکنه لباست تنگه. پات بیرونه. رنگ لباست مناسب نیست. روسریت رو بکش جلو و... اگه دخالت تو حریم شخصی به این شکل پذیرفته شده باشه. اینا که بیش‌تر از شوهر و برادر و سایرین حق دارن. چون صاحبین فقط نگران ناموس خودشونن. اینا نگران فضای جامعه هستن.

فکر میکنم این رفتار بیش تر از اون چیزی که من تا چند روز پیش فکر میکردم تبدیل به هنجار شده و عادیه.

 

 

 

پ. ن: یه عده رو هم دیدم که تو خانواده های مذهبی و شبهه مذهبی هستن. ولی حجاب و نوع پوششون متفاوت با اوناس. خانواده شون هم راضی نیستن از پوششون. بعد شوهر که می‌کنن یهو محجبه و گاهی هم چادری می‌شن. یه ورژن مضحک هم دیدم که طرف به درخواست دوست پسر محترم چادری شده!

بعد دلیلش چیه؟ شوهرش رو دوست داره. واسه نظر شوهرش ارزش قائله! با هم تفاهم دارن. به به. چقدرم نایس و قشنگ! ببخشیدا ولی این چه علاقه و احترام و ارزشیه که طرف برا شوهرش قائله ولی برا پدرش قائل نیست؟

بابای من مذهبیه. چادر سر کردن که سرم رو بخوره. همین که حجابم خوب باشه کلی خوش‌حالش می‌کنه و براش باارزشه. بعد من ده پونزده ساله که دارم این بنده خدا رو به گفته ی خودش زجر می‌دم. چون می‌خوام جوری که خودم دوست دارم لباس بپوشم. این آدم پدر منه. حق پدری به گردنم داره. من خواست و گفته ی اون رو انجام نمی‌دم. بعد به خاطر خواست و گفته‌ی یه آدم دیگه. همین کار رو بکنم؟ عجیب و احمقانه نیست؟ ممکنه از نظر سایرین نباشه. ولی از نظر من هست.